بهارِ پیرهنت پُر شکوفه و شبنم
شکوهِ عطر نفسهای منتشرشده ات
لبالب از هیجان میکند مرا کم کم
حضورِ سبز و صمیمانه ات تماشاییست
ببین چقدر تو گشتی خجسته و خُرَّم
گرفته دور و برت را پرنده و گلِ سرخ
و همچنان شده پروانهها ترا همدم
هوای تازه تعارف کند بهشتِ تنت
برای سوختهگان سراسرِ عالم
قیامِ برگ و گل و رنگ را حمایت کن
روالِ عادیِ این فصل را بزن برهم
بپوش جامۀ رنگین کمانی ات را باز
که عاشقانه ترنم کند ترا آدم
صادق عصیان





