محمد صادق عصیان
فرض کن پنجره ام، رُخ به رُخ ات وا شدهام
فرض کن پنجره ام، رُخ به رُخ ات وا شدهام یا دَرِ خانهی عشقم که تماشا شدهام فرض کن ساعت و آیینه و گلدانی و…
گُم گشته درسیاهی ِسرتاسری پری
گُم گشته درسیاهی ِسرتاسری پری زندانی است پشت ِ شب ِ چادری پری درآتش است سرو ِسراپا بهار ِناز درچارفصل ِدودی و خاکستری پری ازچاه…
به جشنوارۀ باران خوش آمدی مریم
به جشنوارۀ باران خوش آمدی مریم بهارِ پیرهنت پُر شکوفه و شبنم شکوهِ عطر نفسهای منتشرشده ات لبالب از هیجان میکند مرا کم کم حضورِ…





