ای زندهگی ساده بههم میزنم ترا
امروز اگر به کام دل خسته نگذری
فردا مگر به فرق سرم میزنم ترا؟
گیرم به گوش هرکه صدای تو خوش نخورد
گیتار من! برای خودم میزنم ترا
تو خوشترین فروغ حیاتی به چشم من
کی پیش آب و آیینه کم میزنم ترا؟
در جذر و مد، سرود من از تو لبالب است
در ساز زیر و نغمۀ بم میزنم ترا
آهسته، اشپلاقزنان، درد دلکنان
در جاده صبح زود، قدم میزنم ترا
عفیف باختری





