گل سوری

  گل سوری بسیار شد جدایی و دوری عزیز من احساس تلخ زنده به گوری عزیز من قلب مرا که مرده در او هر چه…

Continue Reading...

در برف

در برف می‏‌خواستم بخوابم و در خواب گم شوم در برف، در سپيدیِ مهتاب گم شوم هنگام آب‌بازیِ دستت كنار حوض انگشتر تو گردم و…

Continue Reading...

صورتگر خزان

صورتگر خزان پیوسته درد می کشم و درد می کشم پاییز هر چه بر سرم آورد می کشم صورتگر خزانم و در پردهء خیال یک…

Continue Reading...

خدا برای خودش آفریده دنیا را

خدا برای خودش آفریده دنیا را نه بهر هیچ که پر پر کنند گل ها را شبی به ساحلم آورد و کرد تشنهء خویش به…

Continue Reading...

عبور

عبور با سایهء که گام به گامم روانه بودم در من هوای یک سفر عاشقانه بود قصدم نبود رفتن و مرداب گون شدن قصدم عبور…

Continue Reading...

در فرصت پیاده شدن

در فرصت پیاده شدن در انتظار مرد مسافر کسی نبود در دل اگر که بود به ظاهر کسی نبود در فرصت پیاده شدن در فرود…

Continue Reading...

عروسکیم و غریبانه در تو می نگریم

عروسکیم و غریبانه در تو می نگریم عجب زمانه به بازی گرفته یی ما را دلم به پای خودش آمده به مسلخ تان به حال…

Continue Reading...

در قصه های مردم

در قصه های مردم رفتیم مثل دریا بایک جهان تلاطم کردیم تندر آسا با صخره ها تصادم از دور دست شن ها میکرد مرغ دریا…

Continue Reading...

قدم می زنم ترا

قدم می زنم ترا با خون خود دوباره رقم می زنم ترا ای زنده گی ساده به هم می زنم ترا امروز اگر به کام…

Continue Reading...

در كوچه

در كوچه ناگاه فكر نو به خيالش خطور كرد شعر دگر نيافت خودش را مرور كرد دستي به روي ميزِ پراگنده اش كشيد هر چيز…

Continue Reading...