ای یار بیا، جز تو مرا دادرسی نیست
گر تو بیایی، به کسی هیچ غرضی نیست
برخیز و بیا، دادرسم شو که در این دم
فریاد زنم، نزدِ کسی همنفسی نیست
من در قفسِ درد اسیرم، عزیزم
این دردِ قفس را به کسی هیچ ضرری نیست
درد دل من گر تو به یک لحظه بدانید
با پای خود آیید ز موتر خبری نیست
عاشق نکند جز هوایِ دیدنِ آن یار
با دیدنِ رویت، به معشوق ضرری نیست
امروز که محتاجِ دیدارِ توأم، یار کجایی؟
فردا که بیایی، نفسی در قفسم نیست
دل گفته های من
نذیر صوفی زاده
19 جنوری 2026





