دیدنت مایۀ وجد است که گلرویی تو

دیدنت مایۀ وجد است که گلرویی تو
بودنت باغ نشاط است که خوشبویی تو

آسمان مثل گلی می شکفد با پلکت
تپش گم شده در بال پرستویی تو

آب شد ماه، که یک روز به دریا برسد
لاجرم ژرف ترین فلسفۀ جویی تو

رشتۀ رشک دوتا مملکت عاشق را
روز و شب در پی خود می کشی، آمویی تو

نیست کس خون جگر از راستی تیر نگاه
وای از خنجر کج، آخ که ابرویی تو!

سید موسی ذکی زاده

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *