که حال٘ در نظر ٱیی و در محال بگنجی
بگو تو را چه بخوانم! که کسر شٲن نباشد
که در شکُوه٘ بمانی و در جلال بگنجی
تو در سکوت نهانی، تن تو از کلماتاست
روا مباد که در بند قیل و قال بگنجی
زبان به کام کشیدم ازین زیادیِ گفتار
که تا تو عشق بمانی و در کمال بگنجی
بهمن ۱۳۹۵ ـ دهلی
تهماسبی خراسانی





