های مردم! چقدر قسمت شاعر، شوم است

های مردم! چقدر قسمت شاعر، شوم است
خانه در بلخ، ولی مقبره‌ام در روم است

های مردم! چقدر شربت دوری، تلخ است
و سلامی که به لب‌های شما مسموم است

تا کجا پرسه  زنم، این‌همه دلتنگی را
تا کجا؟ آخر این فاجعه نامعلوم است

زندگی، روز بدی را به سرم آورده
زندگی، در صدد کشتن یک مظلوم است

خوش به حال تو پرنده، پر و بالی بگشا
پیش بال و پر تو، فاصله بی‌مفهوم است

غربت غمزده‌گی، از غزلم معلوم است
از همین زنده‌گی مبتذلم، معلوم است

باورم کن به‌خدا در دو جهان، رسوایم
از یخن پاره‌گی‌ام، از بغلم، معلوم است

ابراهیم امینی

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *