اگرچه در تن خود قبرهایی بی بدن دارد

اگرچه در تن خود قبرهایی بی بدن دارد
خدا را شکر این تن لااقل گور و کفن دارد
تن و تن هایِ تنهای زیادی در دلش حبس اند
که قبرستان زن جمعیتی در پیرهن دارد
اگر گور خودش را میکند ،غم باعث و بانی ست
چه اقبالی ! همیشه در تنش صد گورکن دارد
دلش میسوزد از این که به جای قلب در سینه
دکانی بی چراغ و ورشکسته بین تن دارد
در و دیوارهاش از پنجره، از درد و دل خالیست
کسی که در وجودش زخم هایی بی دهن دارد
اگر در چشم هایش رد ِ شادی را نمی بینید..
اگر اقبال او در کشوری دیگر وطن دارد…
ولی این زن برای صخره های خسته و ویران
به جای شانه های سست و لرزان ، ناروَن دارد
فريبا حيدری

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *