فريبا حيدری
اگرچه در تن خود قبرهایی بی بدن دارد
اگرچه در تن خود قبرهایی بی بدن دارد خدا را شکر این تن لااقل گور و کفن دارد تن و تن هایِ تنهای زیادی در…
زیر آوار درد پوسیدم شانههای مرا تکان بدهید
زیر آوار درد پوسیدم شانههای مرا تکان بدهید من مهیای رفتنم اما چند روزی به من زمان بدهید روی خواب و خیال من هر شب…
هر دم اسير لذت رنگ و لعابها
هر دم اسير لذت رنگ و لعابها در صبحدم سياه ترند آفتابها بر روی رودخانهی هستی شناور و.. سرگرم مردنیم همه چون حبابها ما خود…





