فقر می بارد در این کوی و درو دیوار ما

فقر می بارد  در این کوی و درو دیوار ما
غیرِ غم چیزی نمی خوانی تو در اخبار ما

بی تمیزی ، بی حیایی،  بی ریایی ، دیده ایم!
پوچ مغزی ها کشانیده به ماتم کار ما

یاوه می بافیم و می‌گوییم شعر نغز بود
پر بود از یاوه گویی دفترِ اشعار ما

درد و رنجِ مردمان را دیده اما چشم پُت!
هی غزل پشتِ غزل گوییم از دلدار ما

شعر هم وقتی مزخرف بود یعنی که دگر !
چیز بهتر نیست در اذهان و در افکار ما

زندگی را بر خود و بر دیگران سازیم تنگ
نی خدا گفته،  نه پیامبر، نه در آثار ما

کس نمی داند چه رنجی می کشد مردم به دوش
کس نمی خواند غم از چشمان از رخسار ما

یوسفی را می فروشد فقر در بازار روز
کو زلیخا که خرد امروز  از بازار ما

عبدالمبین امین ۱۴۰۴/۹/۲۱

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *