قلب من

 

قلب من
به قلب خود نظر کردم نشان کبریا دیدم
به هر نبض و تکانش قدرت نورخدا دیدم
چه عزت داده این موجه بیتاب هستی را
به صوت لرزشش هردم تالشی ازبقا دیدم
نگنجد برتخیل هستیش هرگز بدین منوال
که از نظم تپیدن هر دمی عین صدا دیدم
بگنجد عالم هستی به گنج کوچک جانش
خماری ازمی عشرت، قراری ازحیا دیدم
نبینی شمه غفلت به تـار وپـود بنیـادش
مسیر گردش راهش تلاش بی ریــادیدم
نیاساید مگریک دم زدرد قصه هجران
گل نخــل امیدـخود بــه بــاغ آشنـــا دیدم
باستد از تپیدنها چو بیند لحظه نا شــاد
زرنج و غصه بیجا به دردش مبتلادیدم
وجودش غرقه درخون وتلاشش بهرلقادارد
درون رشته جــانش کمال کبــریا دیدم
ازاین بیشترچه جویی قدرت یکتا بی همتا
به جوف پرده قلبم پیامی از خدا دیدم
کجا عقلت رسد رائق به اسرار وجود دل
درین هفت پرده گیتی جلال ذکریا دیدم
محمد هاشم رایق
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *