صدبار گریه کردم ؛پرسیدنم نیامد

 

نیامد

صدبار گریه کردم ؛پرسیدنم نیامد
عشقش بجان خریدم ؛او دیدنم نیامد

از جاده ها الفت گم گشته ام عزیزان
دلدار بی مروت، پالیدم نیامد

درشهر که صداقت رنگین کمان گشته
از پنجه ی عداوت ؛دزدیدنم نیامد

می گریم عاشقانه‌، شب تا سحر گریستم
فریاد و ناله گشتم ؛کس دیدنم نیامد

بی تاب بی قرارم ، بیگانه ازنگارم
جانم به لب رسیده؛ خندینم نیامد

زاهد به گریه گفتا؛ از قصه های برزخ
از آتش جهنم؛ ترسیدنم نیاند

شب بود و باد پاییز من بودم وستاره
دیوانه سان گریستم ؛خوابیدنم نیامد

زرمینه فروتن سیلاب

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *