سرگذشت ما بهدست بیخدایان شد گره
انتقام از پنجۀ تقدیر میباید کشید
موج دل در انجماد بندهگیها میتپد
پا ازین ویرانۀ دلگیر میباید کشید
تا که موهای زنان هر جا پریشانی کند
از گریبان رسومِ پیر میباید کشید
زندگی زندان انسان گشته باید چاره جست
حلقههای سرد این زنجیر میباید کشید
هر زمانی نام آزادی به دنیا گل کند
نقش زن را لحظه ی شبگیر می باید کشید
فريبا آتش





