بی ریشه

بی ریشه
من تکدرخت شرقی مغرب‌نشینم
جا مانده آنجا ریشه‌ام در سرزمینم
خونین‌چنار بیشهٔ خاکستر و دود
از قوم تلخ جنگل جنگ لعینم
این‌جا هزاران تیر نفرت را نشانم
آن‌جا دوصد فوج تبرزین در کمینم
دیوان سبز عاشقی‌هایم ربودند
بیگانهٔ لب‌بستهٔ تنهاترینم
تبعیدی از باغ بی‌برگی فتاده
داغ هزاران زخم جنگل بر جبینم
صد سال اگر این آسمان بر من ببارد
من هیمهٔ خشکم همین بودم، همینم!
هرگز نمی رویم، نمی‌بالم در این خاک
یارب کجا شد ریشه‌ام، خاکم، زمینم

لطیف ناظمی

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *