هر عضو، رگ و جان من

هر عضو، رگ و جان من

مردم تاجک قلب من‌اند؛
اگر می‌تپم، از ضربان صبر و شرافت‌ی آنان است

مردم پشتون ستون فقرات من‌اند
اگر خم نمی‌شوم، از ایستادگی‌ی آنان است

مردم هزاره ریه‌های من‌اند
اگر نفس می‌کشم، از جان‌سختی‌ی آنان است

مردم سادات رگ‌های خون من‌اند
اگر این تن زنده است، از جریان‌ی پیوند آنان است

مردم ازبک بازوان من‌اند
اگر می‌سازم و برمی‌خیزم، از نیروی آنان است

مردم ترکمن دستان من‌اند
اگر هنر زنده است، از انگشتان آنان است

مردم ایماق شانه‌های من‌اند
اگر بار وطن زمین نمی‌ماند، از تحمل آنان است

مردم بلوچ پاهای من‌اند
اگر راه می‌روم، از صبر‌ی پایدار آنان است

مردم نورستانی روح بلند من‌اند
اگر هنوز پاکی هست، از بلندی آنان است

مردم پشه‌ای نبض من‌اند
اگر زندگی قطع نشده، از تداوم آنان است

مردم عرب چشمان من‌اند
اگر راه و حقیقت را میبینم از نگاه آنان است

مردم قزلباش حافظهٔ تاریخی من‌اند
اگر گذشته فراموش نشده، از یاد‌ی آنان است

وديكر اقوام، نفس تازه در این تن من اند

افغانستان یک تن است
هیچ قومی عضو‌ی اضافی نیست
و هیچ عضوی بی‌ارزش نیست
هر که یکی از این اعضا را انکار کند
تمام این تن را مجروح کرده است

نوشته: سمیرا شجاع

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *