زرمینه فروتن سیلاب
آتشِ عشقِ تو زد بر دلِ انسان مرا
آتشِ عشقِ تو زد بر دلِ انسان مرا سنگِ انکار بود بر آیینهی ایمان مرا گفتم ای عشق، مرا از تو گریز امکان نیست خندهات…
صدبار گریه کردم ؛پرسیدنم نیامد
نیامد صدبار گریه کردم ؛پرسیدنم نیامد عشقش بجان خریدم ؛او دیدنم نیامد از جاده ها الفت گم گشته ام عزیزان دلدار بی مروت، پالیدم…





