ملک ِ نارام، ملک ِ نا آرام : این زمین است ملک ما مردم
سوی کردار ما اگر بینی این وطن را وطن نخواهی گفت
بسکه سراوفتاده روی زمین سرزمین است ملک ما مردم
کس برای تو دل نسوزاند ، تو برای کسی نمیسوزی
گرچه مثلِ شعار ما هردم آتشین است ملک ما مردم
کشتزار سیاه افیونیم، مزرع سرخ آتش و خونیم
خرمن ماست مالِ همسایه، خوشهچین است ملک ما مردم
خویش را خویش سنگسار کنیم، بر در خانه انتحار کنیم
گوییا در میان مُلّا ها “نصرالدین” است ملک ما مردم
در زمینی که آدمیت نیست، خلق در قصهء محبت نیست
چیست آنجا؟ چگونه میگویم نازنین است ملک ما مردم
غیر از من کس دگر نرسد تا وطن را به من وطن سازد
چه کنم؟ غیر ازاینکه من به وطن خو بگیرم، وطن به من سازد؟
که همین است ملک ما مردم!
که همین است ملک ما مردم!
سمیع حامد





