مُلک ما بدنام گشته، هموطن!
نام ما دشنام گشته، هموطن!
بسکه برعکس است کار و بارما
پختهٔ ما خام گشته، هموطن!
زنده را بگذار، از فریاد ما
مرده ناآرام گشته، هموطن
مثل ما در امتحان، آموزگار
پیش خود ناکام گشته، هموطن
پشت مسجد ساخته میخانه شیخ
خون ما در جام گشته، هموطن!
حاجت جال سیاستپیشه نیست
پای ما خود دام گشته، هموطن!
مغزخشک ما به دسترخوان ظلم
پسته و بادام گشته، هموطن!
چشم بسته رو به فردا، گفته ایم:
روز مردم شام گشته، هموطن!
نام ما دشنام گشته، هموطن!
بسکه برعکس است کار و بارما
پختهٔ ما خام گشته، هموطن!
زنده را بگذار، از فریاد ما
مرده ناآرام گشته، هموطن
مثل ما در امتحان، آموزگار
پیش خود ناکام گشته، هموطن
پشت مسجد ساخته میخانه شیخ
خون ما در جام گشته، هموطن!
حاجت جال سیاستپیشه نیست
پای ما خود دام گشته، هموطن!
مغزخشک ما به دسترخوان ظلم
پسته و بادام گشته، هموطن!
چشم بسته رو به فردا، گفته ایم:
روز مردم شام گشته، هموطن!
سمیع حامد





