تلاش

تلاش
خانه بردوشم ، نشانم در بیابان کن تلاش
اشکِ چشم افتاده را ، در کنجِ دامان کن تلاش
معنیی فریادهایم ، نیست در قاموسِ شهر
این لغت را در کتابِ ، کوهساران کن تلاش
چهرۀ خشکیده مارا ، تازه گردد از سرشک
مرهمِ زخمِ زمین ، در اشکِ باران کن تلاش
ای که سرتاپا کلامت ، مستی و شور است و بس
سوژۀ هم در محیطِ ، سوگواران کن تلاش
تا به کی مضمونِ شعرت ، دردِ یوسف آوری
کشتگانِ عشق را ، بیرون ز کنعان کن تلاش
نیست تعریفِ بشر بودن ، سروپا داشتن
آدمیت را کنون ، در غیرِ انسان کن تلاش
در طوافِ کعبه شاید ، فرضِ حق آری بجا
راهِ جنت در نمِ اشکِ ، یتیمان کن تلاش
پا اگر لنگ از سفر داری ، گناهِ سنگ نیست
علتِ پس مانیی خود ، در گریبان کن تلاش
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *