پیوند

پیو ند

در من گیاه ز ندة ا ندیشه ها ی من ،

د ر حا ل مر دن ا ست.

ا فکا ر خسته ا م چو عقا ب شکسته با ل ،

د ر ا نتظار خوا ب به وا دی گمنا م می رسند ،

زا ن فر سنگ فاصله ها ی گریز پا ،

ا فکار سا ل دی ،

ز هر خند می ز نند.

اینک امید های گر یخته هم چو موج به سا حلی ،

بر زخم ها ی دل من چنگ می زنند ،

تلخی گذ شته ها و ا فسوس بعد ها

چون د رد یکنوا خت بر پا یم بند می ز نند ،

رفتم و عمر برد مرا د ر قفا ی خویش ،

آ نجا که زخم ها به هم پیو ند می ز نند.

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *