دلدار من از خانه ببازار برآمد

دلدار من از خانه ببازار برآمد

ناگه بسر کوچه خمار برآمد

گلبانگ «تعالی » بشنیدند روانها

صد نعره ز تسبیح و ز زنار برآمد

دعوی بچه تیره فرو رفت بخواری

معنی ز ته که گل فخار برآمد

عالم همه روشن شد از آن نور بیکبار

گفتند که آن دلبر عیار برآمد

گفتیم چو خورشید جمال تو عیانست

«صدق » ز دل مؤمن وکفار برآمد

گفتم که تویی، غیر تو کس نیست بعالم

این نعره هم از طبله عطار برآمد

خورشید رسیدست ز ایمن بدل من

تا از دل قاسم دم اقرار برآمد

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *