غزلیات قاسم انوار
همه بودند که گفتند بپیدا و نهان
همه بودند که گفتند بپیدا و نهان که بپیدا و نهان غیر خدا هیچ مدان این که گفتیم و شنیدیم مسلم داریم سخنی بود که…
هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود
هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود خاطر اندر پی آن سرو روان خواهد بود چیست این نور تجلی که جهان را بگرفت؟ اول و…
نور ولایت تویی، شاه سلام علیک
نور ولایت تویی، شاه سلام علیک شمع هدایت تویی، شاه سلام علیک معدن احسان تویی، مظهر عرفان تویی کاشف قران تویی، شاه سلام علیک جام…
می کشد آن حبیب فرزانه
می کشد آن حبیب فرزانه چشم را سرمه، زلف را شانه می رود در فضای ملک وجود «اینما کان » و «حیث ما کانه »…
من بیچاره سودا زده سرگردانم
من بیچاره سودا زده سرگردانم که باوصاف خداوند سخن چون رانم؟ من و توحید تو؟هیهات! دلم می لرزد این قدر بس که حدیثت بزبان می…
مست بودیم بگلبانگ تو هشیار شدیم
مست بودیم بگلبانگ تو هشیار شدیم خفته بودیم بآواز تو بیدار شدیم شوری از میکده عشق تو در جان افتاد فارغ از خرقه و سجاده…
ماییم و جام باده و سودای آن نگار
ماییم و جام باده و سودای آن نگار هر کس مناسب گهر خود گرفت یار ای دوست، انتظار مفرما، که بعد ازین دل را نه…
ما در جهان کون برای تو آمدیم
ما در جهان کون برای تو آمدیم بهر تو آمدیم و برای تو آمدیم در تنگنای خاک بماندیم عمرها در تنگنای غم بفضای تو آمدیم…
گر نسیم رحمتی از کوی جانان آمدی
گر نسیم رحمتی از کوی جانان آمدی قعر بحر لم یزل در موج احسان آمدی گر نمی جستی بلای جان سرگردان ما کار دل از…
گر جان بهوای تو گرفتار نبودی
گر جان بهوای تو گرفتار نبودی جان و دل ما طالب دیدار نبودی گر زانکه بحق واقف اسرار شدی خلق منصور «اناالحق » گو بردار…
فداک عقلی و روحی، که راحت جانی
فداک عقلی و روحی، که راحت جانی مرا بدرد سپاری و عین درمانی ز پا فتاده ام، از دست رفته، دستم گیر نگویمت بچه غایت،…
عرصه عالم بما پیداست، ما پیدا بدوست
عرصه عالم بما پیداست، ما پیدا بدوست جمله ذرات جهان را رو بدان روی نکوست مست دیدارند ذرات جهان بر طور عشق در دل هر…
طریق توبه و تقوی شکستم تا چه پیش آید؟
طریق توبه و تقوی شکستم تا چه پیش آید؟ میان مجلس رندان نشستم تا چه پیش آید؟ میان زاهدان محبوس بودم روزکی چندی بحمدالله ازان…
سید سادات عالم غیر انسان نیست کس
سید سادات عالم غیر انسان نیست کس زاهد افسرده دل از دور میراند فرس هر دلی در مظهری دیدست این انوار را آدم اندر «علم…
سامان عیش نیست درین دار پر فتن
سامان عیش نیست درین دار پر فتن ساقی، بیار باده مستان ذوالمنن عشقست مونس دل و جان هر کجا که هست در وقت جان سپردن…
زلفت شب قدرست،زهی سایه ممدود!
زلفت شب قدرست،زهی سایه ممدود! رویت مه بدرست،زهی طالع مسعود! در بادیه محنت هجران،شب تاریک بی نور رخت جان نبرد راه بمقصود در باده و…
روی زیبای تو چون شمع صفا خواهد بود
روی زیبای تو چون شمع صفا خواهد بود دل آشفته ما مست بلا خواهد بود دارد امید دل من بخداوند کریم هر بلایی که رسد…
دیدمش دوش که سرمست و خرامان میرفت
دیدمش دوش که سرمست و خرامان میرفت جام بر کف، طرف مجلس مستان میرفت باده در دست و غزل خوان و عجب عربدهجوی از نهان…
دلم از شیوه شیرین تو شوری دارد
دلم از شیوه شیرین تو شوری دارد دیده از طلعت زیبای تو نوری دارد با خیال توچه گویم؟همه شب تابسحر دل غمدیده درین وقت حضوری…
دل آینه صورت و معنیست عجب بود
دل آینه صورت و معنیست عجب بود کان شاهدما روی درین آینه ننمود نه نه، چو صفا نبود هرگز ننماید در آینه جان صفت شاهد…
در میان همه خوبان بت ما از همه به
در میان همه خوبان بت ما از همه به همه صافند ولی او بصفا از همه به من که با صورت زیبای تو دارم حالی…
در خاکدان مباش، که خوار جهان شوی
در خاکدان مباش، که خوار جهان شوی در روح سیر کن، که جهان در جهان شوی در خاکدان دهر ممان، ای اسیر خاک آن به…
خطاب «لن ترانی » چیست؟ یعنی
خطاب «لن ترانی » چیست؟ یعنی که مولی را نبیند غیر مولی حقیقت گر تنزل کرد در عشق بصورت ملتبس شد حرف معنی بصورت گر…
چون ماه من از مشرق انوار بر آمد
چون ماه من از مشرق انوار بر آمد کام دلم از لمعه دیدار برآمد آن ماه دل افروز چو بنمود جمالش کام دل و جان…
چند در مسجد و در صومعه غارت کردند
چند در مسجد و در صومعه غارت کردند سبب این بود که میخانه عمارت کردند باده گران شد و ذرات جهان مست شدند من ندانم…
جراحات دلم را تازه کرد آن یار روحانی
جراحات دلم را تازه کرد آن یار روحانی که ما در هر جدیدی لذتی داریم، اگر دانی طریق عشق ورزیدن، ز جان خویش ترسیدن محال…
تو مرهم دل ریشی و راحت جانی
تو مرهم دل ریشی و راحت جانی دوای درد دل بیدلان نکو دانی کمال حسن ترا گر بصد زبان گویم بحسن و لطف و ملاحت…
تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود
تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود دل ما عاشق آن سرو روان خواهد بود ما درین دیر مغان بهر نیاز آمده ایم سر ما خاک…
پهلوی خوانان غزل می خواند دوش
پهلوی خوانان غزل می خواند دوش او بخود مشغول و جانها به خروش در حقیقت جمله جانها یکیست از حقیقت بر گرفتم روی پوش عاشقان…
بی یاد دوست در دل مستان سرور نیست
بی یاد دوست در دل مستان سرور نیست بی روی او بکعبه و بت خانه نور نیست هرچند قدس ذات ز اشیا منزهست در هیچ…
بلبل آشفته حال، از سرمستی بنال
بلبل آشفته حال، از سرمستی بنال موسم هجران گذشت، نوبت وصلست و حال بلبل شوریده دل، شور و شغب را بهل جلوه گلزار بین، در…
برآمد آفتاب طلعت دوست
برآمد آفتاب طلعت دوست که ذرات جهان را رو به آن روست اگر نفست ازین جا رخنه جوید ازو مشنو، که آن وارونه هندوست غلام…
بتو جان کجا برد پی؟ که تو شاه بی نشانی
بتو جان کجا برد پی؟ که تو شاه بی نشانی ز تو دل کجا گریزد؟که تو معدن امانی بهمین خوشست جانم که سگ در تو…
باده کهنه گیر و شیشه نو
باده کهنه گیر و شیشه نو دلق و تسبیح کن بباده گرو گر ندانی تو قدر شاهد و می سر خود گیر، ازین دیار برو…
این عشق و مودت اثر لطف خدا بود
این عشق و مودت اثر لطف خدا بود وین جمله عنایت نه باندازه ما بود جوری، که ز تو بر دل غمدیده ما رفت بر…
ای ساقی دل و جان، ای نور چشم اعیان
ای ساقی دل و جان، ای نور چشم اعیان ما توبها شکستیم، جامی بیار پنهان ای آرزوی جانها، ای راحت روانها یک دم بیا و…
ای دل عشاق را بروی تو شادی
ای دل عشاق را بروی تو شادی غایت مقصود و منتهای مرادی در دلم آتش نهاده ای، چه توان گفت؟ هرچه نهادی بجای خویش نهادی…
اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار
اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار این نکته را بدان و مثل را بیاد دار آن دم که عرش و فرش نبود و خدای…
السلام علیک، یا سندی
السلام علیک، یا سندی «انتموا سیدی و مستندی » در تو دل عاشقست و حیرانست «قد تحیرت فیک، خذ بیدی » از ازل در تو…
از ما مپیچ رو، که غریبیم و تلخ کام
از ما مپیچ رو، که غریبیم و تلخ کام ما روی دل بروی تو داریم صبح و شام زاهد، مگو که عشق گناهت و لایجوز…
از افق مکرمت صبح سعادت دمید
از افق مکرمت صبح سعادت دمید محو مجازات شد،شاه حقیقت رسید صولت صیت جلال عالم جان را گرفت صدمت سلطان عشق باز علم برکشید چنگ…
«کان الله » گفت و «کان الله له »
«کان الله » گفت و «کان الله له » وصف مستان طریقت در وله یعنی از هستی خود فانی بباش بعد از آن خوش رو،…
یک سخن از قول اخوان الصفاست
یک سخن از قول اخوان الصفاست سر بکوب آنرا که سرش نیست راست یک حدیث از قصه اسرار تو عاشقی نشنید کز جان برنخاست هرگز…
همه جا اوست شاه جاویدان
همه جا اوست شاه جاویدان همه جا اوست شاه شاه نشان همه گویند مر محمد را همه آمد محمد همه دان کس نباشد بغیر پیغمبر…
هرکه را نفی فراوان شد و اثباتی نیست
هرکه را نفی فراوان شد و اثباتی نیست گرچه بیناست، ولی صاحب مرآتی نیست پای در راه بعزت نه و تحقیق بدان قدمی نیست درین…
نهال دولتم را گل بر آمد
نهال دولتم را گل بر آمد قیامت شد،که گل بر منبر آمد مواعظ گفت،اما نکته این بود که عشق از هر دو عالم بر تر…
موسی بکوه طور بنور عیان رسید
موسی بکوه طور بنور عیان رسید توفیق وصل یار عنان در عنان رسید شادند اهل عالم و هنگام شادیست کاندر زمانه مهدی آخر زمان رسید…
من اگر توبه شکستم کرمش موفورست
من اگر توبه شکستم کرمش موفورست پیش دریای کرم توبه من محصورست جرم بخشیدن و الطاف نمودن کرمست چه توان گفت؟ که این واعظ ما…
مست از شراب عشق کن این عقل دوراندیش را
مست از شراب عشق کن این عقل دوراندیش را از تو گدایی میکند، خیری بده درویش را ای نور ایمان روی تو، وی جمله احسان…
ماییم و حضرت تو و صد سوز و صد نیاز
ماییم و حضرت تو و صد سوز و صد نیاز ای عشق چاره ساز جگرسوز جان گداز تو در غنای مطلق و ما در فنای…
ما داغ آرزوی تو داریم بر جبین
ما داغ آرزوی تو داریم بر جبین ما در هوای عشق تو داریم عقل و دین هرجا که هست بنده عشقیم، لایزال دل را نگاه…
گر گلی از گلشن حسنش ببازار آمدی
گر گلی از گلشن حسنش ببازار آمدی هر دکانی را نسیم مشک تاتار آمدی گر حجابی در میان بنده و حق نیستی قسمت ارباب ظن…
گر تو از مستان عشقی در وله
گر تو از مستان عشقی در وله یار یک دل به ز یار ده دله تو از آن او و او ز آن تو شد…
فرو ریختی باز در جام جود
فرو ریختی باز در جام جود بعمدا شرابی که هوشم ربود ازین جام تا جرعه ای خورده ام سرم در سجودست و جان در شهود…
عدیل نیست ترا در جهان حسن و ملاحت
عدیل نیست ترا در جهان حسن و ملاحت عجب لطیف و صبیحی، بخیر باد صباحت دلم بسوخت ز حیرت، تنم گداخت ز غیرت قضا بمرگ…
صلای کافری و غارت مسلمانی
صلای کافری و غارت مسلمانی در آن زمان که ز رخ زلف را برافشانی بدام زلف تو افتاده است این دل من گذشت عمر عزیزم…
سینه مجروحست و عقل آشفته، خاطر بی قرار
سینه مجروحست و عقل آشفته، خاطر بی قرار دیده گریانست و جان مشتاق و دل امیدوار عشق خونریزست و من حیران و صبرم منهزم تیر…
ساقیم باده داد و بادم داد
ساقیم باده داد و بادم داد باده این بار مستزادم داد چون من از باده سرگردان گشتم حرجی کرد و در مزادم داد عاقبت هم…
زلف را شانه زن، که رعنایی
زلف را شانه زن، که رعنایی چشم را سرمه کش که زیبایی فتنه برخاست،دل یقین دانست که تو سر فتنهای غوغایی پرده ما دریده ای…
روی زمین لعل بدخشان شدست
روی زمین لعل بدخشان شدست جرعه ما قلزم و عمان شدست ذره ما شد همگی آفتاب عقل درین واقعه حیران شدست کس نشنیدست و ندیدست…
دوش بر اوج لا مکان خیمه اصطفا زدم
دوش بر اوج لا مکان خیمه اصطفا زدم نوبت ملک لم یزل بر در کبریا زدم داد خدای ذوالمنن جان مرا مئی کزو برمه و…
دلم از زلف تو آشفته و سرگردانست
دلم از زلف تو آشفته و سرگردانست جان بدیدار تو شادست ولی حیرانست عشق دریای محیطست، بتحقیق بدان جدول اوست، اگر قلزم، اگر عمانست با…
دل آشفته دارم، چشم پر خون
دل آشفته دارم، چشم پر خون تنم عورست و جانم گنج قارون بجانان آشنا شو، تا ببینی میان گنج جان گنج فریدون ز عالم فتنه…
در مسجد و در کعبه و بت خانه دویدیم
در مسجد و در کعبه و بت خانه دویدیم هرجا که رسیدیم بجز یار ندیدیم عمری پس این پرده پندار بماندیم چون روی تو دیدیم…
در حسن و جمالی که تو داری چه توان گفت؟
در حسن و جمالی که تو داری چه توان گفت؟ سروی، صنمی، لاله عذاری، چه توان گفت؟ بر صفحه دل، ای دل وجان، از غم…
خدای را چو ندانی، چه فقه و چه معقول؟
خدای را چو ندانی، چه فقه و چه معقول؟ بدوست راه نبردی، مگو حدیث فضول ز آفتاب جهانتاب عشق گرم شدیم فراغتیم ز عالم، چه…
چون حسن دلاویز تو در جلوه گری بود
چون حسن دلاویز تو در جلوه گری بود کار دل بیچاره من پرده دری بود در دور رخت یک دل هشیار ندیدیم این شیوه ز…
چند پرسی ز کجایی و کجایی و کجا؟
چند پرسی ز کجایی و کجایی و کجا؟ از نهان خانه تجریدم و از دار فنا تو جدل میکنی، اما چه کنی چون نکنی؟ گفت…
جانم از نرگس مخمور تو جاهی دارد
جانم از نرگس مخمور تو جاهی دارد وز عنایات تو دل پشت و پناهی دارد دل بکوی تور سیدست، ولی می گذرد طاعتی کرد، ولی…
تو محیطی و دیگران همه جو
تو محیطی و دیگران همه جو همه را روبتست، از همه رو تا سر مویی از تو برجایست نبری ره بدوست، یکسر مو با همه…
تا سر الهی ز ملاهی نشناسی
تا سر الهی ز ملاهی نشناسی نسناس ندانی بحقیقت ز اناسی اسرار خرابات هم از پیر مغان پرس این قصه سماعیست، مکن فکر قیاسی نسیان…
پر گشت جهان از می گل رنگ مغانه
پر گشت جهان از می گل رنگ مغانه امروز می آرید، میآرید بهانه در مدرسه عشق تو ما مست خرابیم در بحث قدیمیم و حدیث…
بوی عشق از نفس باد صبا می آید
بوی عشق از نفس باد صبا می آید شادمانم که ازو بوی ولا می آید باد از کوی تو می آید و ما خوشوقتیم غم…
بکوی عاشقان بت خانه ای هست
بکوی عاشقان بت خانه ای هست در آنجا دلبر جانانه ای هست نمی داند کسی او را، ولیکن بهر مجلس ازو افسانه ای هست بپیش…
برافشان زلف مشکین را، که خوش حالیم ازین سودا
برافشان زلف مشکین را، که خوش حالیم ازین سودا که می یابم ز بوی او نسیم جنت الماوا دل و جان راتو محبوبی،همه طالب، تو…
بپیش مردم نادیده این سخن شینیست
بپیش مردم نادیده این سخن شینیست که غیر دلبر ما در جهان دگر شی نیست خیال باطل از آنست در دماغ فقیه که در مزاج…
باده از خم ارادت بسعادت آمد
باده از خم ارادت بسعادت آمد وقت ایمان شد و هنگام شهادت آمد ما و آن یار بخلوت سخنی می گفتیم سر این نکته به…
این شناسی که از آن شهر و دیار آمده ای
این شناسی که از آن شهر و دیار آمده ای لیک هرگز نشناسی بچه کار آمده ای؟ تو از آن منصب بیچون بمقام چه و…
ای ساقی جان بخش، که در جام تو جانست
ای ساقی جان بخش، که در جام تو جانست پر کن قدح باده، که دل در خفقانست آن سرو روان رفت بهر جای که دل…
ای خیالت عقل کل را در گمان انداخته
ای خیالت عقل کل را در گمان انداخته نقش فیض لامکان اندر مکان انداخته گفته راز خویشتن در کاروان عاشقان زین حکایت شورشی در کاروان…
اندرین دور، که مستان طریقت خوارند
اندرین دور، که مستان طریقت خوارند گرچه خوارند ولی خوشدل و برخوردارند طرفه حالیست که مستان طریقت مادام باده از جام بریزند ولی کج دارند…
امروز بار دیگر آن ماه دلبر آمد
امروز بار دیگر آن ماه دلبر آمد شادیست جان و دل را کان شاه کشور آمد باز آمد آن قیامت،آن فتنه و علامت چون ساقیان…
از ما خبر برید بدان عاشقان مست
از ما خبر برید بدان عاشقان مست پیمانه پر کنید، که پیمان ما شکست صورت نبست شیوه زهد و صلاح ما با عاشقان مست نشستیم…
ارنی و لن ترانی راز و نیاز باشد
ارنی و لن ترانی راز و نیاز باشد نزدیک مرد عارف این هر دو باز باشد گر رهروی، بدانی،ای معدن امانی بیرون ازین دو منزل…
«فوز النجات » می طلبی؟ جام می ستان
«فوز النجات » می طلبی؟ جام می ستان بستان و خوش بنوش، بشادی دوستان «فوز النجات » گم شد و گمره شد آن فقیه «فوز…
یحبهم و یحبونه چه اقرارست؟
یحبهم و یحبونه چه اقرارست؟ بزیر پرده مگر خویش را خریدارست؟ دو عاشقند و دو معشوق در مکین و مکان ولی تصور اغیار محض پندارست…
همچو خورشید، که او را نظری با ما هست
همچو خورشید، که او را نظری با ما هست یار ما را بحقیقت نظری با ما هست همه ذرات برقصند، چه شورست آری؟ پرتو روی…
هرگز هوای وصل تو از جان ما نرفت
هرگز هوای وصل تو از جان ما نرفت سودای سلطنت ز سر این گدا نرفت یک شب نشد که از غم عشقت ز چشم و…
نه مست جام خدایی، نه مرد مستوری
نه مست جام خدایی، نه مرد مستوری نه مخبری و نه مستخبری، عجب کوری! ازین خرابه غفلت برون خرام، ای دل یقین بدان به حقیقت…
موسی صفتان را، که درین طور مقامست
موسی صفتان را، که درین طور مقامست از درد تو مستند گروهی ز دوا مست آن خال سیه جانب آن زلف دلاویز وصفش نتوان گفت…
ملامت را بمان، چه جای بیمست؟
ملامت را بمان، چه جای بیمست؟ که روح القدس جانت را ندیمست اگرچه راه دشوارست آخر که امداد از مددهای کریمست تو عاشق باش و…
مرآت دل شکستی، ای گنج جاودانه
مرآت دل شکستی، ای گنج جاودانه جان را وحید کردی آخر بهر بهانه شب بود قوت ما، روزست قدرت ما ما مست جام عشقیم، از…
ماییم که چون باده گل رنگ بجوشیم
ماییم که چون باده گل رنگ بجوشیم گه باده بنوشیم و گهی باده فروشیم در صحبت عقل این دل بیچاره ملولست بنشین نفسی، تا قدحی…
ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست
ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست جان در سماع عشق ز معشوقه الست پیدا ز نور روی تو گشتیم در جهان ما ذره…
گر کسی مست و خرابست ز مستانش پرس
گر کسی مست و خرابست ز مستانش پرس هر کرا جان و دلی هست ز جانانش پرس عشق ایمان حقیقیست درین دیر فنا هر که…
گر بر حدیث اهل دل انکار می کنی
گر بر حدیث اهل دل انکار می کنی بسیار بی حقیقت و بسیار کودنی از نفس دور باش، که دل را سیه کند با عقل…
فتنه در خواب قیامت خفته بود
فتنه در خواب قیامت خفته بود چشم بیدار تو خوابش در ربود تا چو گل از پرده بیرون آمدی در گلستان عام شد بانگ سرود…
عاشقی را،که دل از عشق پریشان باشد
عاشقی را،که دل از عشق پریشان باشد بس عجب نبوداگر بی سر و سامان باشد یارب،این بحر غم عشق عجایب بحریست! موج این بحر همه…
صفیر مرغ جان اسرار گوید
صفیر مرغ جان اسرار گوید و لیکن با دل بیدار گوید پشیمان گردد اندر آخر کار که سر گنج را با مار گوید سخن از…
سؤالی دارم، ای جان، کز کجایی
سؤالی دارم، ای جان، کز کجایی بگو از دار ملک آشنایی زهی عشق جهان سوز جهان سوز گهی ثعبانی و گاهی عصایی چه باشد ملک؟…





