گر دلم عید ترا لایق قربان باشد

گر دلم عید ترا لایق قربان باشد

اثر بخت نکو،غایت قرب آن باشد

می که از دست تو نوشم همه نوشانوشست

کمترین جرعه من قلزم و عمان باشد

گفتمستی که خرابست بمهمان آرید

گفتمای جان و جهان،دولت مستان باشد

نفسی محنت مستان چو ببیند،ناچار

زود بگریزد،اگر رستم دستان باشد

گرببینی سبعی را که عظیمست و دلیر

رو به ماست،گراز بیشه شیران باشد

نشناسد دل من گنج وصال تو کجاست؟

هر کجا هست،ولی طالب و جویان باشد

هر گدایی،که دمی جرعه ای از جام تو خورد

بر سلاطین جهان خسرو و خاقان باشد

چاکر تست اگر عمر و گر عثمانست

بنده تست،اگربوذر و سلمان باشد

قاسمی لطف ترا دید دل ازدست بداد

بعد ازین مسکن او کوی کریمان باشد

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *