اگر دو روز از آن کو خبر نمی‌آید

اگر دو روز از آن کو خبر نمی‌آید
دلم ز وادی حیرت به در نمی‌آید
هزار مرحله طی کرده‌ایم در هر گام
غنیمت است که این ره به سر نمی‌آید
غرض تسلّی شوق است از تمنّی وصل
اگر نه کام ز دیدار بر نمی‌آید
تنک دلان تو در بندْ این نپندارند
کدام کار ز آه سحر نمی‌آید!
مدام می کش و سرخوش نشین چو من فیّاض
کدام روز که خون از جگر نمی‌آید!
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *