شمیم باد بهاری ببین و فیض سحاب

شمیم باد بهاری ببین و فیض سحاب
ببوی طره ی ساقی بگیر جام شراب
بس است جلوه ی این دشمنان دوست نما
بیا که برفکنیم از جمال دوست نقاب
هزار جرم شمردم بخود چو رفتی دوش
شب عتاب تو بر من گذشت روز حساب
ز چشم اشک فشانم خیال دوست برفت
فسانه ایست که نقشی نمیزند در آب
چو اوست اول و آخر هم اوست، نیست نشاط
براه عشق تفاوت درنگ را ز شتاب
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *