فریاد بی آوا

فریاد بی آوا

صدای گامهای سبز باران است

اینجا میرسند راه، اینک

تشنه جانی چند دامن از کویر آورده، گرد آلود

نفسها شان سراب آغشته، سوزان

کامها خشک و غبار اندود

اینجا میرسند از راه، اینک

دخترانی درد پرور، پیکر آزرده

نشاط از چهره ها شان رخت بسته

قلبها پیر و ترکخورده

نه در قاموس لبها شان تبسم نقش میبندد

نه حتی قطره اشکی میزند از خشکرود چشمشان بیرون

خداوند!

ندانم میرسد فریاد بی آوای شان تا ابر

تا گردون؟

صدای گامهای سبز باران است!

نادیا انجمن

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *