در یچه را بگشا
آفتاب میتابد
به روی شب دربند
به شب بگوی که ما
به تاج مهتاب جلوه گهریم
ستاره سحر از جنس گوشواره ماست
اگر فردا آیی
به داغ کوره آتشفشان سینه ما
چو هیمه میسوزی
که آفتاب حقیقت به یک اشاره ماست
اگر چه خسته و بیچاره شب نشین شده ایم
بسان نیزه خورشید
شکست آئینه شب هنوز چاره ماست
دو چشم را واکن
ببین به اوج فلک
به آسمان گهر خیز و کوکبان طلا
که لحظه لحظه تار تورا فروغ دهند
چراغ خانه تو
حدیث روشنی قلب پر شراره ماست
قسم به جلوه رنگین کمان ((هفت اورنگ))
که رنگ و روی زمان حسن ماهپاره ماست
به شب سلام مکن
صبح سبز نزدیک است
شب سیاه پر از وحشت است
تاریک است
به اوج عرش حقیقت
به مژگان مهر
به روی صبح بخند
به روی شب دربند
نادیا انجمن





