نوبهار است و چمن در پی سامان گل است
ابر بر روی هوا، دود چراغان گل است
بس که گل سر زده از هر سر خار ماهی
کوچه ی موج به دریا چو خیابان گل است
مستی از لاله سر شحنه چراغان کرده ست
می دلیرانه بنوشید که دوران گل است
باغبان خار عبث بر سر دیوار نهد
رخنه ی این چمن از چاک گریبان گل است
ترسم آخر همه اطراف چمن درگیرد
از چراغی که نهان در ته دامان گل است
گل چو ما نیست که از قصه ی عشاق سلیم
نکته ای چند بر اوراق پریشان گل است
سلیم تهرانی
ابر بر روی هوا، دود چراغان گل است
بس که گل سر زده از هر سر خار ماهی
کوچه ی موج به دریا چو خیابان گل است
مستی از لاله سر شحنه چراغان کرده ست
می دلیرانه بنوشید که دوران گل است
باغبان خار عبث بر سر دیوار نهد
رخنه ی این چمن از چاک گریبان گل است
ترسم آخر همه اطراف چمن درگیرد
از چراغی که نهان در ته دامان گل است
گل چو ما نیست که از قصه ی عشاق سلیم
نکته ای چند بر اوراق پریشان گل است
سلیم تهرانی





