اهل دل زلف درازت رشته جان گفتهاند
زین حدیثم بوی جان آمد که ایشان گفتهاند
تا دهانت نیست پیدا وز نظرها شد نهان
خردهبینان وصف آن پیدا و پنهان گفتهاند
زآن دهان چون شکر هر گه حدیث آمد به لب
از لطافت آن سخن شیرین و خندان گفتهاند
قامتی همچون الف داری و ابرویی چو نون
در تو هر آنی که گفتند از پی آن گفتهاند
وصف آن زلف و دهان سوداییان تنگدل
نیک نامفهوم و بیش از حد پریشان گفتهاند
در چمن برخاستست از سرو فریاد و فغان
تا از آن بالا حدیثی عندلیبان گفتهاند
گفتههای نسته از شوق جمال او کمال
هر چه مرغان خوشالحان در گلستان گفتهاند
کمال خجندی
زین حدیثم بوی جان آمد که ایشان گفتهاند
تا دهانت نیست پیدا وز نظرها شد نهان
خردهبینان وصف آن پیدا و پنهان گفتهاند
زآن دهان چون شکر هر گه حدیث آمد به لب
از لطافت آن سخن شیرین و خندان گفتهاند
قامتی همچون الف داری و ابرویی چو نون
در تو هر آنی که گفتند از پی آن گفتهاند
وصف آن زلف و دهان سوداییان تنگدل
نیک نامفهوم و بیش از حد پریشان گفتهاند
در چمن برخاستست از سرو فریاد و فغان
تا از آن بالا حدیثی عندلیبان گفتهاند
گفتههای نسته از شوق جمال او کمال
هر چه مرغان خوشالحان در گلستان گفتهاند
کمال خجندی





