با تضمين يك مصرع از رودكى
از احمد ضيا قاريزاده
كاروان شهيد
ما كه بى آب و نان شديم شديم
مضطر و ناتوان شديم شديم
ما كه اندر طويله اى آفاق
پا مال خران شديم شديم
ما كه از سيل اشك كور و كبود
در غم رفتگان شديم شديم
..
ما كه از جور دشمنان كهن
طمعهء جاهلان شديم شديم
ما كه از ظلم معرفت سوزان
خامش و نا توان شديم شديم
خانهء ظلم هم شود ويران
ما كه بى خانمان شديم شديم
“كاروان شهيد رفت از پيش”
ما پى كاروان شديم شديم
از احمد ضيا قاريزاده
كاروان شهيد
ما كه بى آب و نان شديم شديم
مضطر و ناتوان شديم شديم
ما كه اندر طويله اى آفاق
پا مال خران شديم شديم
ما كه از سيل اشك كور و كبود
در غم رفتگان شديم شديم
..
ما كه از جور دشمنان كهن
طمعهء جاهلان شديم شديم
ما كه از ظلم معرفت سوزان
خامش و نا توان شديم شديم
خانهء ظلم هم شود ويران
ما كه بى خانمان شديم شديم
“كاروان شهيد رفت از پيش”
ما پى كاروان شديم شديم





