دى مرشد من بود سر كوى خرابات
ميزد سخن از باده و پيمانه و غيره
چون ديد مرا غرق عرق گشت و چنين گفت
رفتم كه ببندم در ميخانه و غيره
استاد احمد ضيا قارى زاده
ميزد سخن از باده و پيمانه و غيره
چون ديد مرا غرق عرق گشت و چنين گفت
رفتم كه ببندم در ميخانه و غيره
استاد احمد ضيا قارى زاده





