زمين ما به ده بورى ست باور ميكنى يا نه
نه آب آنجا نه اَو مورى ست باور ميكنى يا نه
پى آبادى اش نى بانك حاظر ، نى من آماده
نه در بوديجه منظورى ست باور ميكنى يانه
ميان خانه ى ما تا به صحرايى كه مجنون است
نه نزديكى و نى دورى ست باور ميكنى يا نه
به نان خشك و چاى تلخ ما مردم انرژى نيست
برِ كفاست تو كالورى ست باور ميكنى يا نه
در آن محضر كه بى غوغا قناعت شد كفيل خلق
چه غم ما را ز معمورى ست باور ميكنى يا نه
رثا خوان زمين خود شدم از نا توانى ها
ضيا ممنون رنجورى ست باور ميكنى يا نه
نه آب آنجا نه اَو مورى ست باور ميكنى يا نه
پى آبادى اش نى بانك حاظر ، نى من آماده
نه در بوديجه منظورى ست باور ميكنى يانه
ميان خانه ى ما تا به صحرايى كه مجنون است
نه نزديكى و نى دورى ست باور ميكنى يا نه
به نان خشك و چاى تلخ ما مردم انرژى نيست
برِ كفاست تو كالورى ست باور ميكنى يا نه
در آن محضر كه بى غوغا قناعت شد كفيل خلق
چه غم ما را ز معمورى ست باور ميكنى يا نه
رثا خوان زمين خود شدم از نا توانى ها
ضيا ممنون رنجورى ست باور ميكنى يا نه





