رشوه از نگاه مولانا
از بارزترین و مُهلِکترین نشانههای بیماری و سقوط و انحطاطِ اخلاقی مردمان یک جامعه، وجود پدیدهی شومِ رشوه دادن و رشوه گرفتن در میان آنها است. نگاهی به اَسناد و متون تاریخی و ادبی ما نشان میدهد که این کردارِ نکوهیده بنا بر دلائلی از دیرباز در فرهنگ ما ایرانیان رایج و شایع بوده است.
به نظر میرسد این رفتار در اجتماع امروز ایرانی، شوربختانه بیش از گذشته رواج و حتی مقبولیت عام یافته و پنداری قبحاش را یکسره از دست داده است. چون شتر بر بام و سرگین در چاشت، سخت پیدا و رسواست که وارونگی ارزشها، کار را به جایی رسانده که هر آن کس که میکوشد علیرغم بایستها و نیازها و پیشنهادهای وسوسهخیز به قوانین و مقررات و وجدان اخلاقیاش وفادار بماند و حتیالمقدور رشوه ندهد و رشوه نستاند، غالباً از دید نزدیکان و همکاران، آدمی دستوپاچلفت و بزدل و بیعرضه توصیف میشود. دریغا که در زمانهی ما، رشوه دادن و رشوه ستاندن نه فقط رذیلت نیست بلکه اغلب معیاری برای سنجش زیرکی و گُربُزی و جَلدی و چابکی آدمها دانسته میشود.
به تعبیر شاعر:
شد گُربُزی نشانهی مردانگی و بُرد
مرزی که بُد میانهی شیری و روبهی!
رشوه گرفتن از سوی هر کس، در هر شغل و جایگاهی، زشت و کریه و شرمآور است علیالخصوص اگر آن شخص در شمار کسانی باشد که قرار است حق و عدل و انصافی از دست و زبان و قلم آنها جاری شود. مولانا در بیتی از مثنوی، اشارتِ بلیغ و دردناکی به رشوه گرفتن قاضیان و دادگستران دارد:
چون دهد قاضی به دل رشوت قرار،
کِی شناسد ظالم از مظلومِ زار؟!
نقد مولانا از رشوه گرفتنِ قاضیان البته چیز بدیع و تازهای نیست و بارها از سوی دردمندان و سخنوران آزادهای چون بیهقی و سعدی و عبید زاکانی مطرح شده است.
در این میان، آنچه به رویکرد مولانا در مواجهه با این پدیده اهمیت و تمایز و تازگی میدهد، تفسیر خاص او از رشوه گرفتن است که این رفتار را نه فقط به بده و بستانها و مراودات و مناسبات ناسالم پولی و مالی بلکه به مدح و تملق و چاپلوسی، تعمیم و تسرّی میدهد.
در فیه مافیه آمده است:
“روزی عَلَوی مُعَرِّف، قاضی را به خدمت او مدح میکرد و میگفت که چنین قاضی در عالَم نباشد! رشوت نمیستاند! بیمیل و بیمحابا، خالصِ مخلص جهت حق میان خلق، عدل میکند. گفت: “اینکه میگویی که او رشوت نمیستاند این یک، باری دروغ است! تو مرد عَلَویی از نسل مصطفی، او را مدح میکنی و ثنا میگویی که او رشوت نمیستاند! این رشوت نیست؟! و از این بهتر چه رشوت خواهد بودن که در مقابله او، او را شرح می گویی؟!” ( فیهمافیه، به شرح استاد کریم زمانی، ص ۳۱۰)
دکتر ایرج رضایی





