در ملک وصال او ظل شجری دارم
در ملک وصال او ظل شجری دارم در باغ وصال او شیرین ثمری دارم از دولت او شادم، از بند غم آزادم در خلوت جان…
در مسجد و در کعبه و بت خانه دویدیم
در مسجد و در کعبه و بت خانه دویدیم هرجا که رسیدیم بجز یار ندیدیم عمری پس این پرده پندار بماندیم چون روی تو دیدیم…
در میان همه خوبان بت ما از همه به
در میان همه خوبان بت ما از همه به همه صافند ولی او بصفا از همه به من که با صورت زیبای تو دارم حالی…
در نهان خانه وحدت قمری پنهان است
در نهان خانه وحدت قمری پنهان است که همو جان جهانست و همو جانانست هیچ جا نیست وزو هیچ محل خالی نیست عقل حیرت زده…
در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟
در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟ تا بگویم بیقین منزل آن یار کجاست همه مستند و خرابند ز غفلت، هیهات! دل و جانی…
در هوایت عاشقان مستمند
در هوایت عاشقان مستمند روز و شب مدهوش و مست حیرتند تا کجا خواهند رسیدن حال دل؟ هجر مشکل، یار ما مشکل پسند یاد وصلش…
در هیچ زمان غیر بدل راه ندادند
در هیچ زمان غیر بدل راه ندادند قومی که مریدند و گروهی که مرادند آنها که کمالات و جمالات تو دیدند بر خاک همه جبهه…
در وصف جمال تو توان گفت که ماهی
در وصف جمال تو توان گفت که ماهی کس وصف جمال تو نداند بکماهی ای عشق دل افروز، ندانم که چه چیزی؟ هم حشمت و…
درد تو، که سرمایه ملک دو جهانست
درد تو، که سرمایه ملک دو جهانست المنة لله که مرا بر دل و جانست شهری همه بر آتش عشق تو کبابند من نیز برآنم…
در ولای تو دلم حسن وفایی دارد
در ولای تو دلم حسن وفایی دارد روی زیبای تو هر لحظه صفایی دارد عشق مستست،ندانم که چه خواهد کردن؟ غالبا نیت انگیز بلایی دارد…





