آن دلبر افغان چه سلحشور برد دل

آن دلبر افغان چه سلحشور برد دل، چشم بد از او دور، که مغرور برد دل. مرغ ار شود و ماهی اگر، از مژه و…

Continue Reading...

ای تودۀ نام آور ایران نهراسیم!

ای تودۀ نام آور ایران، نهراسیم! از حملۀ اردوی شریران، نهراسیم! ای کارگر نامی و دهقان مبارز، یک صف بشتابیم به میدان، نهراسیم! مردن به…

Continue Reading...

ای شادی حیات من ای ماه مشک موی

ای شادی حیات من، ای ماه مشک موی، بهر تو، دل، حیات ابد دارد آرزوی. من زنده ام به عشق تو، در شعر جاودان؛ آن…

Continue Reading...

ای کاشکی به عالم تا چشم کار می کرد

ای کاشکی به عالم، تا چشم کار می کرد، دل بود و آدم آن را قربان یار می کرد. زین خوب تر چه می شد…

Continue Reading...

ایا صیاد شرمی کن مرنجان نیم جانم را

ایا صیاد، شرمی کن، مرنجان نیم جانم را؛ پر و بالم بکن، اما مسوزان آشیانم را. به گردن بسته ای چون رشته و بر پای…

Continue Reading...

ای نگار پارسی از ما نگهداری بکن

ای نگار پارسی، از ما نگهداری بکن، ما ز پا افتادگان را، بعد از این یاری بکن. دلبران، هرجا پرستاران عشاق خودند، خسته ایم، آخر…

Continue Reading...

این آسمان نورد به سوی تو می پرد

این آسمان نورد، به سوی تو می پرد، ما را در این هوا، به هوای تو می برد. در مرتع کبود فلک، این هوانورد مانند…

Continue Reading...

اینقدر ضعیفم که گر آهی بدمیدم

اینقدر ضعیفم که گر آهی بدمیدم، بینید ز جا، چون پر کاهی بپریدم! جان پیشکشش کردم و گفت این ز تو نبود، کاول قدم آن…

Continue Reading...

با این همه بی مهری جانان چه توان کرد

با این همه بی مهری جانان، چه توان کرد، جان است و مکدر شده، با جان چه توان کرد. آنجا که بود صحن چمن، خانۀ…

Continue Reading...

با همه دلمردگی گر یار – یار ما بود

با همه دلمردگی، گر یار – یار ما بود، بهترین روزگاران، روزگار ما بود. ما به ضد صنف استثمارکن داریم جنگ، فعله ایم، آزادی زحمت،…

Continue Reading...