خشنود خرمی
عشق وسط جنگ و انقلاب – داستان کوتاه از خشنود خرمی
عشق وسط جنگ و انقلاب – داستان کوتاه از خشنود خرمی من در کابل عاشق شدم، در کابل به سوی او لبخند زدم و…
فاطمه – داستان کوتاه از خشنود خرمی
فاطمهداستان کوتاه از خشنود خرمی من و فاطمه هیچ نسبت خونی نداشتیم باهم، فقط همسایه بودیم. خانههای ما دورتر از روستا در کنج دره…






