سیده کبری حسینی بلخی
با تو چه قدر میل گناه است در سرم
با تو چه قدر میل گناه است در سرم بوس و کنار شام و پگاه است در سرم وقت حلول ماه نو از ابروان ناز…
رسیده قاصد نوروز و کاروان گلاب
رسیده قاصد نوروز و کاروان گلاب بریز پشت زمستان رفته کاسهی آب بگو: سفر به سلامت، مسافر بدخو که هرچه از تو شنیدیم طعنه بود…
وطن ای سرزمین رفته در توفان
وطن ای سرزمین رفته در توفان اسیر و مبتلای درد بی درمان تو هم دربند باشی مثل من میهن! “حیاط کوچک پاییز در زندان!” غزل…
فرصت برای با تو نشستن اگر کماست
فرصت برای با تو نشستن اگر کماست شکر خدا که خاطرههایت فراهماست آغوش تو بهشتترین نقطۀ زمین دنیا بدون روی تو بیشک جهنماست گاهی که…





