ای باد، پرده زان گل نو رسته باز کن

ای باد، پرده زان گل نو رسته باز کن گو بر فروز لاله، رخ و غنچه، ناز کن باد بهار داغ کهن تازه میکند مطرب،…

Continue Reading...

یار با ما چنانکه بود، نماند

یار با ما چنانکه بود، نماند مه من مهربان که بود، نماند دل بر آن آشنا که بود، برفت سر بر آن آستان که بود،…

Continue Reading...

منم با درد همزانو نشسته

منم با درد همزانو نشسته ز ملک عافیت یک سو نشسته کجا رفت آنکه می‌گفتیم شب‌ها غم دل با تو رو در رو نشسته؟ درون…

Continue Reading...

ما حق شناس پیر مغانیم و دیر او

ما حق شناس پیر مغانیم و دیر او خالی نه ایم یک نفس از ذکر خیر او می خور برغم دهر، که خون تو میخورند…

Continue Reading...

کجایی ای ز رویت لاله را ناب

کجایی ای ز رویت لاله را ناب بهار خرمی بگذشت، دریاب لبت با آن دو زلف و رخ چه نیکوست خوش آید باده در شبهای…

Continue Reading...

سرو تو مگر ز پا نشیند

سرو تو مگر ز پا نشیند کاین دل نفسی بجا نشیند من بودم و دل، تو بردی آن نیز خود گو که غمت کجا نشیند؟…

Continue Reading...

دلا در عشقبازی ترک جان گفت، نکو کردی

دلا در عشقبازی ترک جان گفت، نکو کردی ز ناز و عیش بگذشتی، به داغ و درد خو کردی پس از عمری بدست یار دادی…

Continue Reading...

خطت که درد و داغ تو نو می‌کند مرا

خطت که درد و داغ تو نو می‌کند مرا جان در بلای عشق گرو می‌کند مرا عمری به راه عشق ز سر داشتم قدم باز…

Continue Reading...

چمن بشکفت و سبزه خط کشید و سرو بالا هم

چمن بشکفت و سبزه خط کشید و سرو بالا هم مرا تنگ آمده بی‌او دلی از باغ و صحرا هم چو حال دردمندان عرضه داری…

Continue Reading...

تا بسته‌ای به سلسله مشک‌بو گره

تا بسته‌ای به سلسله مشک‌بو گره جان‌های بیدلانست به هر تار مو گره عمری گذشت وان گره زلفم آرزوست یارب مباد در دل کس آرزو…

Continue Reading...