غزلیات قاسم انوار
نه از خطاست که در ابروی تو چین باشد
نه از خطاست که در ابروی تو چین باشد تو نازنینی و ناز تو نازنین باشد قیامتست برآن رخ نقاب زلف،اما نقاب چون بگشایی قیامت…
منم و عشق سرکش عیار
منم و عشق سرکش عیار «ثانی اثنین اذهما فی الغار» عشق چبود؟ بگو بلای عظیم عقل چبود؟ بگو که دارا دار اول و آخر زمین…
من از سودای جانان نیم مستم
من از سودای جانان نیم مستم بده، ساقی، می گلگون بدستم مرا جام آر، از آن خم دل افروز که من این شیشها درهم شکستم…
مرآت اوست جمله ذرات کاینات
مرآت اوست جمله ذرات کاینات «یا عاشقین، قوموا، حیوا علی الصلات » در کوی عشق او بادب رو، که گفته اند در طور عاشقی حسناتست…
ما همه شیداییان بودیم و مستان وداد
ما همه شیداییان بودیم و مستان وداد «زاد فی الطنبور نغما» حسن او چون جلوه داد گفت دلبرعاشقا،برگو،چه خواهی من یزید؟ گفتمای جان و جهان،…
لب مگز، عشوه مده باز، که ما مستانیم
لب مگز، عشوه مده باز، که ما مستانیم گرچه مستیم ولی فن ترا می دانیم چند گویی ز کجا و چه نامی؟ برگو بسر خواجه…
گر صفات خدا کنی بسزا
گر صفات خدا کنی بسزا وصف او گوی «ربنا الاعلا» گر تو صدیق اکبری، دانی صفت صدق چیست؟ «صدقنا» جز ازو نیست در سرای وجود…
گدایی می کنم زان یار دلبر
گدایی می کنم زان یار دلبر گهی بر بام باشم، گاه بر در مرا دل با خراباتست دایم چه گویم قصه محراب و منبر؟ نسیم…
غلطی نیست در حساب و شمار
غلطی نیست در حساب و شمار صد هزارست و صد هزار هزار بر جنید این سخن چو تافت بگفت «لیس ف جبتی سوی الجبار» آن…
عاشقم، خسته ام، خراب و یباب
عاشقم، خسته ام، خراب و یباب غرق دریای حیرتم، دریاب توبه کردم ز عاشقی چندی توبه از توبه کردم، ای تواب عاشقان در جهان سرمستی…
صبا چه گفت بگوش چمن که خندانست؟
صبا چه گفت بگوش چمن که خندانست؟ میان صحن گلستان خروش مستانست چه حالتست سمن را که سرگران شده است؟ چه بود سرو سهی را…
سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی
سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی که: چون تو تازه گلی کی رسد به همچو منی؟ مبالغه است و دریغست و حیف می آید که…
ساقیا، مست خرابیم، بما جامی آر
ساقیا، مست خرابیم، بما جامی آر پیش ما شیشه می آر ولی عذر میآر ساقیا، مستم و شوریده، نمیدانم چیست؟ جام جمشید بمن ده، که…
زان نکهت مشکین،که همی آید از آن سو
زان نکهت مشکین،که همی آید از آن سو تا فانی مطلق نشوی دل نبرد بو چون مست شدی مسکن جان، لجه دریاست هشیار شدی، جانب…
رو خرقه گرو کن، دل و دلدار بدست آر
رو خرقه گرو کن، دل و دلدار بدست آر ما عاشق یاریم، چه جای سر و دستار؟ در که گل فخار جهان باده بجوشست اینست…
دوست در مجلس جان آمد و محفل آراست
دوست در مجلس جان آمد و محفل آراست شیوها کرد که هرگز بصفت ناید راست باده نوشید و غزل خواند و صراحی در دست هر…
دلدار من از خانه ببازار برآمد
دلدار من از خانه ببازار برآمد ناگه بسر کوچه خمار برآمد گلبانگ «تعالی » بشنیدند روانها صد نعره ز تسبیح و ز زنار برآمد دعوی…
دریغ باشد ازین چار سوی کون و فساد
دریغ باشد ازین چار سوی کون و فساد برون رویم، نبرده متاع خود بمراد تو شاهد دو جهانی، اگر شوی واقف ز حسن خویش نگر…
در مجلس ما جز سخن یار مگویید
در مجلس ما جز سخن یار مگویید با حضرت آن یار ز اغیار مگویید در قلزم توحید همه غرق فنایند از جوشش آن قلزم زخار…
در تو عجب مانده ام ای عشق شنگ
در تو عجب مانده ام ای عشق شنگ نوری و ناری بگه صلح و جنگ از غم و فکر دو جهان رسته است عاشق دیوانه…
خدا را، ای مذکر، رحم فرما
خدا را، ای مذکر، رحم فرما ز حد بگذشت سرمای تو بر ما زهر جا، هر که پرسد منزل اوست همه جا گو، همه جا…
چو نازنین جهانی بحسن خویش بناز
چو نازنین جهانی بحسن خویش بناز که پیش ناز تو میرم بصد هزار نیاز دلم غریب هوای دیار تست، بیا دمی بحال غریب دیار خود…
چشم گریان و دل زار و نزاری دارم
چشم گریان و دل زار و نزاری دارم در نهان خانه دل نقش نگاری دارم زر نابم، که ببازار جهان آمده ام محکی کو؟ که…
جانا، بجز از تو کس نداریم
جانا، بجز از تو کس نداریم وز لطف تو بس امیدواریم ما بوی تو از ازل شنیدیم تا روز ابد در انتظاریم گویند بما شما…
تو محبوب جانی و جان جهانی
تو محبوب جانی و جان جهانی فدای تو صد عمر و صد زندگانی بنور هدایت چراغ زمینی برفعت فزون تر ز هفت آسمانی علیه الصلوتی،…
تا بکی شیوه تقلید و ره آسانی؟
تا بکی شیوه تقلید و ره آسانی؟ بخدا، گر ز خدا یک سر مو می دانی سر و سامان جهان تفرقه دارد در پی جندا…
بیتی همی سرایم و زاریست کار من
بیتی همی سرایم و زاریست کار من تا یک نظر کند بمن آن یار غار من منصوروار بر سر دار ملامتم وین دار گشت قصه…
بوی سنبل ز دم باد صبا می آید
بوی سنبل ز دم باد صبا می آید خوشدلم هر چه از آن یار بما می آید عشق می آمد و سرمست و خرامان میگفت…
بعد ازین دلبر ما عربده جو خواهد بود
بعد ازین دلبر ما عربده جو خواهد بود همه از همه رو، روی بدو خواهد بود در قیامت که ز جانها همه برهان طلبند حجت…
بر کهن دیر جهان دوست تجلی فرمود
بر کهن دیر جهان دوست تجلی فرمود جمله ذرات جهان محو شد از عین شهود پرتو فیض تو در عالم امکان درتافت گشت روشن همه…
بانگ مستان خرابات فنا می آید
بانگ مستان خرابات فنا می آید راست بشنو،ز سر صدق صفا می آید دل ما زنده شد از نکهت باد سحری بوی یوسف زدم باد…
با هیچ رسید این صفت باده فروشان
با هیچ رسید این صفت باده فروشان دایم ز سر سود شود مایه گریزان تا کش ز چه باشد؟ مگر از باغ بهشتست؟ خنبش چه…
این چنین مست و معربد بکجا؟ ای دل و جان
این چنین مست و معربد بکجا؟ ای دل و جان که فدای قدمت باد همه جان و جهان همچو تو یار نبودست بعالم کس را…
ای رهنمای ملک معانی، چه گویمت؟
ای رهنمای ملک معانی، چه گویمت؟ دردین حق مساعد جانی چه گویمت؟ هر زنده دل که نام تو بشنید زنده شد سلطان شهر زنده دلانی…
ای چشم تو در شوخی سرفتنه دورانها
ای چشم تو در شوخی سرفتنه دورانها خط خوش و رخسارت رشک گل و ریحانها از نرگس مخمورت وز زلف پریشانت سرمست صفا دلها، آغشته…
آن یار چو ناگاه ببازار برآمد
آن یار چو ناگاه ببازار برآمد از هر طرفی مشرق انوار بر آمد ناگاه تجلی جلالی اثری کرد از روزنه روز شب تار برآمد از…
اگر ز مصر جهانی و گر ز تبریزی
اگر ز مصر جهانی و گر ز تبریزی ز پیر راه بدان قصه شکرریزی تو پیر خانقهی، لیک غافلی از راه ز من مپرس چه…
از لطف دوست سکه دولت بنام ماست
از لطف دوست سکه دولت بنام ماست اقبال یافتیم و سعادت غلام ماست بحری که موج او ز سمک تا سما رسید آن بحر جرعه…
ابر سودای تو آن لحظه که توفان بارد
ابر سودای تو آن لحظه که توفان بارد دل دیوانه ما جان به جوی نشمارد تخم سودای تو در بهر یقین افشاندم دل شناسد که…
«ستر الله علینا» چه علالاست درین کو؟
«ستر الله علینا» چه علالاست درین کو؟ بجه از جو سوی ما آ، تماشاست درین سو بخرابات مغانی همه چنگست و اغانی همه جا مست…
یار همسایه تو شد، دریاب
یار همسایه تو شد، دریاب همه اینست «خیر ما فی الباب » هستی خود ببین و دوست ببین هم برین ختم گشت فصل خطاب یک…
هله!ای ساقی جانها، قدح باده بمن ده
هله!ای ساقی جانها، قدح باده بمن ده شیوه عشق نگه دار و حسن را بحسن ده گر تو خواهی که فغان از دل ذرات برآید…
هرچند اگر سرخ و سفیدست و سیاهست
هرچند اگر سرخ و سفیدست و سیاهست فی الجمله همه جام شرابات الهست بر هیچ مکن تکیه و مگریز ز هر سو کان شاه دل…
نمیتوان خبری دادن از حقیقت دوست
نمیتوان خبری دادن از حقیقت دوست ولی ز روی حقیقت حقیقت همه اوست بیا، که وصف جمال تو میرود، بشنو بیا، که قصهٔ صاحبدلان به…
منم و چشم رمد دیده و نور خورشید
منم و چشم رمد دیده و نور خورشید بتور روشن،بهمه حال، مرا چشم امید روی زیبای تو فرخنده و رخشان دیدم بی نصیبست ازین عین…
مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست
مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست این کار اگر برآید، پس کار کار ماست ما در میان نار محبت بسوختیم بعد از فنا…
مرا یاریست، اندر گاه و بیگاه
مرا یاریست، اندر گاه و بیگاه چو ساغر همدم و چون سایه همراه ازین نزدیک تر نزدیک نبود دم از دوری مزن در قرب درگاه…
ما و این عشق دل افروز، که جان در جانیم
ما و این عشق دل افروز، که جان در جانیم با خود از عشق چه گوییم؟ که عین آنیم هر بلائی که فرستی بمن، آن…
لاف عرفان می زند آن زاهد لاغر شکار
لاف عرفان می زند آن زاهد لاغر شکار نغمه ققنوس را با جقبق عقعق چه کار؟ حس نداری، گر ندانی بوی دوزخ از بهشت خوار…
گر شمس منیر آمدی، ار بدر تمامی
گر شمس منیر آمدی، ار بدر تمامی یک جرعه تصدق طلب از ساقی جامی در بیشه شیران همه شیران سرافراز زنهار! درین کوی بغفلت نخرامی…
گاهی درون پرده عزت نهان شود
گاهی درون پرده عزت نهان شود گاهی هزار پرده بدرد،عیان شود گاهی درون پرده جهانی بهم زند گاهی برون پرده جهان در جهان شود گه…
غرق آن بحر محیطست دل شیدایی
غرق آن بحر محیطست دل شیدایی غرق آن بحر چنان شو،که ازو برنایی طبل پنهان مزن،ای دوست، دگر زیر گلیم که کلیمی و ملک سای…
عاشقان در جمع با یارند و این بس دور نیست
عاشقان در جمع با یارند و این بس دور نیست پیش دوران طریقت این سخن مشهور نیست رمز مستان معانی را نداند عقل دون صیدبازان…
صاحب قلاده اهل نزاع و غلو بود
صاحب قلاده اهل نزاع و غلو بود کارش نکو بود اگرش جست و جو بود واعظ، مکن مبالغه، ترسم که زهد ما در راه عشق…
سلطان دلنواز چو باز آمد از کرم
سلطان دلنواز چو باز آمد از کرم وقت سرود ماست، گهی زیر و گاه بم گر عید عیش نیست پس این زینت از کجاست؟ صحرا…
ساقی، ز کرم پر کن این جام مصفا را
ساقی، ز کرم پر کن این جام مصفا را آن روح مقدس را، آن جان معلا را روزی که دهی جامی، از بهر سرانجامی یک…
ز نور روی تو پیداست سر سبع مثانی
ز نور روی تو پیداست سر سبع مثانی ز جبهه تو هویداست آن لطیفه که دانی ز خواب جهل و ضلالت خلاص داد دلم را…
ره بیابانست و شب تاریک و پایم در گلست
ره بیابانست و شب تاریک و پایم در گلست عشق و بیماری و غربت مشکل اندر مشکلست این چنین ره را بدشواری توان رفتن، مرا…
دوست در مجلسست و جان در جان
دوست در مجلسست و جان در جان این جرس از چه می کند افغان؟ ساقیا، رطل می گران تر کن سرمستان شنو هم از مستان…
دلا، ز باده و خُمخانهٔ که میپرسی؟
دلا، ز باده و خُمخانهٔ که میپرسی؟ ز چشم و غمزهٔ مستانهٔ که میپرسی؟ هزار خانه برانداخت عشق عالمسوز درین خرابه تو از خانهٔ که…
درمان طلب کردم بسی،این درد را درمان نشد
درمان طلب کردم بسی،این درد را درمان نشد وندر پی سامان شدم،آخر سر و سامان نشد آمد مه روزه طلب، ما گشنه ایم و تشنه…
در کعبه و بت خانه بجز یار ندیدیم
در کعبه و بت خانه بجز یار ندیدیم در گنج رسیدیم ولی مار ندیدیم دیدیم درین دیر کهن سال دل افروز دیار بغیر از تو…
در بزم یار بادهٔ ناخوشگوار نیست
در بزم یار بادهٔ ناخوشگوار نیست از وهم درگذر، که درین گنج مار نیست خاکم به باد داد غمش، طَرفه حالتی کز جور دوست بر…
خبری دهید جان را، که ز دوست چیست فرمان؟
خبری دهید جان را، که ز دوست چیست فرمان؟ چه کنم؟ چه چاره سازم؟ چه دوا کنم؟ چه درمان؟ غم عشق سرکش آمد، دل و…
چو عکس مشرق صبح ازل هویدا شد
چو عکس مشرق صبح ازل هویدا شد جمال دوست ز ذرات کون پیدا شد همیشه خم شراب ازل مصفا بود ولی بجان و دل ما…
چشم سرمست تو ما را بستم کاری کشت
چشم سرمست تو ما را بستم کاری کشت دید صد زاری ما را و بصد زاری کشت سرخ شد چهره زردم ز سرشک گلگون که…
جان هوادار تو شد، فاش مکن اسرارش
جان هوادار تو شد، فاش مکن اسرارش دل به سودای تو افتاد، گرامی دارش عشق یاغی شد و با ما سر غارت دارد وصل را…
تو شاه جهانی و ندانم که چه شاهی؟
تو شاه جهانی و ندانم که چه شاهی؟ حیران تماشای تو از ماه بماهی گر ملک و ملک وصف کمالات تو گویند اسرار کمال تو…
تا به کی این دل من واله و شیدا باشد؟
تا به کی این دل من واله و شیدا باشد؟ تا به کی در هوس عشق و تمنا باشد؟ دل و جان رفت ز دستم،چه…
بیار، ساقی عشاق، جام مالامال
بیار، ساقی عشاق، جام مالامال هزار نعره مستان، هزار بانگ «تعال »! بیار، ساقی، از جامهای دوشینه که بی تو جان و دلم را ز…
بهیچ یار و دیاری اگر چه دل ننهادم
بهیچ یار و دیاری اگر چه دل ننهادم ولیک عاقبة الامر دل بمهر تو دادم دری ز وصل گشادی، بروی من نظری کن بیمن دولت…
بشنو ز عشق رمزی، حیران مباش، حیران
بشنو ز عشق رمزی، حیران مباش، حیران یک جام به ز صد جم در بزم می پرستان آن کس که صاف نوشد، در راه زهد…
بر سر راهم بدید و گفت «هی سن کیم سن؟»
بر سر راهم بدید و گفت «هی سن کیم سن؟» گفتم ای جان و جهان، هم بوالعلا، هم بوالحسن بوالعلا یعنی رفیع القدر عالی منزلت…
باغبانا، به جهان تخم نکو باید کاشت
باغبانا، به جهان تخم نکو باید کاشت هم از آن جنس که میکاری بر باید داشت در ره درد و غمش خوار صفت میگردیم دید…
با یاد خدا باش به هر جای که هستی
با یاد خدا باش به هر جای که هستی بی یار نگویم به تو هشیار، که مستی در صومعه رفتی به صفا، وقت تو خوش…
ای نور دل و دیده وای زبده اعیان
ای نور دل و دیده وای زبده اعیان باری گذری کن بسر چشمه حیوان او آب حیاتست، ازو چاره نباشد او قبله جانست، ازو روی…
ای رخ زیبای تو رشک مه و آفتاب
ای رخ زیبای تو رشک مه و آفتاب روی تو و جام می، عکس گل اندر شراب جمله جهان انتظار، در طلب یار غار تا…
ای جان جهان، ساقی جان، رطل گران دار
ای جان جهان، ساقی جان، رطل گران دار از صومعه جان را بسر دیر مغان آر چون نکته اسرار خرابات بدانی این نکته اسرار ز…
آن یار جفا پیشه، که پشتست و پناهست
آن یار جفا پیشه، که پشتست و پناهست هم پشت و پناه آمد و هم عزت و جاهست جانها همه مستند، بدان شیوه که هستند…
اگر در مغز، اگر در پوست یارست
اگر در مغز، اگر در پوست یارست بهرجایی که هست آن یار غارست ترا، گر روی دل با روی حق نیست بهر رو از همه…
از لب لعل توام کار بکامست امروز
از لب لعل توام کار بکامست امروز فلکم بنده و خورشید غلامست امروز هر که قانون شفای دل خود میطلبد از اشارات منش کار بکامست…
آب حیوان،که سکندر طلبش میفرمود
آب حیوان،که سکندر طلبش میفرمود روزی جان خضر گشت و خضر شد خشنود آب حیوان چه بود؟زنده جاوید شدن بشنو،ای خواجه،که در عین شهودی مشهود…
«عز من قائل » چه گفت اله؟
«عز من قائل » چه گفت اله؟ «قوله لا اله الا الله » گفت در کون کاینا ما کان همه بر وحدت منند گواه «لا»…
یارم ز در در آمد، وشتن کنید وشتن
یارم ز در در آمد، وشتن کنید وشتن این خانه را به وشتن گلشن کنید، گلشن یارم ز در درآمد، با حسن و زیب و…
هله! ای یار گرانمایه،سبک روح جهانی
هله! ای یار گرانمایه،سبک روح جهانی نظر لطف تو مستبشر ابواب معانی علم از کوه برآمد، غم و اندوه سرآمد ز خدا صد خبر آمد،…
هر گه که یار شیوه ناز ابتدی کند
هر گه که یار شیوه ناز ابتدی کند عاشق کسی بودکه دل وجان فدی کند فارغ شد از جهان، بحیات ابد رسید هر جان معتقد…
نمی دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را
نمی دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را کزین درگاه می رانند دایم دربدر ما را ازین معنی چه دلشادم، قرین دولت افتادم ازین…
منگر بعاشقان،که ز صد یک نشان نماند
منگر بعاشقان،که ز صد یک نشان نماند معشوق را ببین که ز صد یک نشانه ماند تا آتش هوای تو در دل زبانه زد مارا…
مقررست و معین، برای اهل کمال
مقررست و معین، برای اهل کمال هزار بانگ «تعالی »، هزار جام زلال ز فکر هر دو جهانم خلاص داد تمام شراب ناب الهی، ز…
مرا نور یقین همراه جانست
مرا نور یقین همراه جانست سرم با دوست سر بر آستانست مرا گوید میان درد و غم باش معین شد که سری درمیانست ز حد…
ما نه امروزست کز عشق و ولا دم می زنیم
ما نه امروزست کز عشق و ولا دم می زنیم سالها شد کین منادی را بعالم می زنیم آمدن ما را بدین عالم، بگو معنیش…
گیسوی تو هر چند کمندی زبلا بود
گیسوی تو هر چند کمندی زبلا بود خوش سلسله ای بود، که در گردن ما بود هر حال که در حسن مودت دل ما داشت…
گر شیر نه ای، بگذر ازین بیشه شیران
گر شیر نه ای، بگذر ازین بیشه شیران کاغشته بخونند درین کوچه دلیران ای خواجه، قدم در حرم عترت ما نه تا رای تو روشن…
کسی که شیوه حکمت گرفت گوی ربود
کسی که شیوه حکمت گرفت گوی ربود به حکمتست حکایت،نه کار سعی و جهود برسم مردم عاقل زبان نگه می دار که غافلان حسودند و…
عیسی بظهور آمد، من مرده چرا باشم؟
عیسی بظهور آمد، من مرده چرا باشم؟ ایام بهار آمد، پژمرده چرا باشم؟ چون آتش آن هادی در تافت درین وادی در رقصم و در…
عاشقان را چو صلا جانب می خانه زدند
عاشقان را چو صلا جانب می خانه زدند آتشی بود که اندر دل دیوانه زدند در تمنای تو عشاق ز پای افتاده مست گشتند و…
شوری از شیوه شیرین تو پیدا آمد
شوری از شیوه شیرین تو پیدا آمد آدم از خلوت عزت بتماشا آمد لمعه ای از رخ زیبای تو بر عالم زد این همه نور…
سفر گزیدم و آهنگ آن جهان کردم
سفر گزیدم و آهنگ آن جهان کردم برای حضرت جانان وداع جان کردم چو اعتماد ندیدم درین دیار غرور چو عقل کل سفر ملک جاودان…
ساقی، بیار باده، که تلخست انتظار
ساقی، بیار باده، که تلخست انتظار چون من خمار می شوم، از بهر من خم آر با عشق باش و همدم و همراز عشق باش…
ز سوز و شوق تو از جان و دل بر آمد دود
ز سوز و شوق تو از جان و دل بر آمد دود چه چاره سازم و درمان من چه خواهد بود بنیم شب، همه مست…





