گلچین اشعار واصف باختری
به سرنوشت غم آلود دانه های انار
به سرنوشت غم آلود دانه های انار دلم چو هیمه میان تنور می سوزد که هر کی دست فرا برد پی رهاندنشان از شکنج پرده…
دلم به سوی شما شادمانه مینگرد
دلم به سوی شما شادمانه مینگرد درخت پیر به سوی جوانه مینگرد به کاخ شه چی کند دردنوش خانه به دوش چی بی نیاز برین…
يكي ز شيشه فروشان.
يكي ز شيشه فروشان. تموز ما چه غريبانه و چه سرد گذشت کبود جامه ازين تنگناي درد گذشت نسيم آنسوي ديوار نيز زخمي بود چو…
بیا نشیمن شهباز را به گریه نشینیم
بیا نشیمن شهباز را به گریه نشینیم ستیغ و صخرة درواز را به گریه نشینیم لباس سوگ بپوشیم چون بنفشه درین باغ نهالهای سر افراز…
سرنوشت ميهن من
سرنوشت ميهن من ايا که بي خبری از سرشت ميهن من به دست کس نفتد سرنوشت ميهن من هزار واحهء ديگر در اين بيابانست تو…
یک غزل حماسی
یک غزل حماسی آنکه شمشیر ستم بر سر ما آخته است خود گمان کرده که برده ست، ولی باخته است های میهن، بنگر پور تو…
پاسخي از عزلت
پاسخي از عزلت يک چند درين باديه بوديم و گذشتيم با داس هوس خار دروديم و گذشتيم تا چشم اجل را دو سه دم خواب…
سلام بر كاشفان آتش
سلام بر كاشفان آتش جهنم است جهنم، نه نيمروزانست گلوي كوچه چو دلهاي كينه توزانست به هر كرانه كه بيني كفن فروشانند كه گفته است…
یک چند درین بادیه بودیم و گذشتیم
یک چند درین بادیه بودیم و گذشتیم با داس هوس خار درودیم و گذشتیم تا چشم اجل را دو سه دم خواب رباید افسانة بیهوده…
تنها خواهشی که دارم
تنها خواهشی که دارم ننگ برمن باد! نفرین برمن باد! اگر از شما چیزی بخواهم تنها خواهشی که دارم اینست که به روسپیان سیاسی نیز…





