کورهٔ آهن

  کورهٔ آهن کوه غـم‌های مرا دانهٔ ارزن ديدی وسعت درد مرا يك سرِ سوزن ديدی دل من بود همان روز ميان بازار ـ قوغ‌هايی…

Continue Reading...

گل سوری

  گل سوری بسیار شد جدایی و دوری عزیز من احساس تلخ زنده به گوری عزیز من قلب مرا که مرده در او هر چه…

Continue Reading...

روح شاعرانه

  روح شاعرانه ز بسکه رانده شد از جـــام لب ترانه من شکست زمــــزمه در روح شاعرانه من مجــــوی در سخنم معنی نشاط و سرور…

Continue Reading...

مخمس محترم عبدالکریم آیدینگ بر غزل حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی

  مخمس محترم عبدالکریم آیدینگ بر غزل حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخیمغرور مشو جانا! شکر خــــدا به جا کنباز آ به سوی عقلت، دل…

Continue Reading...

نیم گم‌شده‌ام

  نیم گم‌شده‌ام تو نیم گم‌شده‌ام نیستی؛ تمام منی دلیل زنده‌گی‌ای، باعث دوام منی به رگ رگ تن من می‌دوی شبیه شراب خدای وسوسه‌ای؛ مستیِ…

Continue Reading...

بی‌کران‌ها

  بی‌کران‌ها بی‌کران‌ها را دویدم از سپیده تا غروب سنگِ صبرِ آرزو را چیده چیده تا غروب می‌برم با شانه‌های چون دماوندم به‌پیش روی دوشم…

Continue Reading...

شهرِ شعر

  شهرِ شعر ای شهرِ شعر،‌ دوری از تو نداشت چاره هم صبر هم شکایت کردم نشد گذاره کار دگر ندارم با یادِ تو جز…

Continue Reading...

قافلۀ نور

  قافلۀ نور امشب صدای قافلۀ نور می‌رسد بر تاک شب ستارۀ انگور می‌رسد با صد زبان ستاره سخن سر نموده است موسای انتظار من…

Continue Reading...

در بلخ

  در بلخ بلخ در شعر تو می‌رقصد بخارا نیز هم روم می‌لرزد به پیش پای تو تبریز هم یک شمالی تاک پنهان کرده‌ای در…

Continue Reading...

فکر سود

  فکر سود من نمی‌گویم زیان کن یا به فکر سود باش ای ز فرصت بیخبر در هر چه باشی زود باش در طلب تشنیع…

Continue Reading...