بسياري از جنگها و

بسياري از جنگها و آوردهاي مردمي از روي نبود شناخت و آگاهي آنها نسبت به يكديگر بوده است. (ارد بزرگ)

بسياري از چيزهاي را كه

بسياري از چيزهاي را كه مي خواهيم داشته باشيم مي توانيم با نشان دادن توانمندي خويش به آساني به دست آوريم. (ارد بزرگ)

بسياري از دين ها به شيشه

بسياري از دين ها به شيشه پنجره مي مانند؛ راستي را از پس آنها مي بينيم، اما ما را از راستي جدا مي كنند. (جبران…

بسياري از زمان‌ها

بسياري از زمان‌ها، دوستي‌هاي بزرگ از آغازي بد شكل يافته است. (نامشخص)

بسياري از سياستمداران

بسياري از سياستمداران اين مطلب را به خوبي مي دانند كه هيچ ملتي نبايد آزاد باشد، مگر آنگاه كه شايستگي نگهداري و اجراي اين آزادي…

بسياري از كتابها ملال

بسياري از كتابها ملال آورند و آن كه بي وقفه مي خواند و روح يا قضاوتي هم شأن اين خوانده ها در خود نمي پرورد،…

بسياري از كارهاي دشوار

بسياري از كارهاي دشوار، به نظر هيچ‌گاه به پايان نمي‌رسند، ولي اگر به آنها بينديشيم، انرژي ما را خواهند گرفت. (هنري فورد)

بسياري از ما در تلاش

بسياري از ما در تلاش براي زندگي بهتر، زندگي را از ياد مي بريم. (نامشخص)

بسياري از كساني كه

بسياري از كساني كه مدت‌ها با عشقي بزرگ سر كرده‌اند و سپس از آن، بي‌بهره گشته‌اند، بيشتر، از نجابت شگفت خويش به ستوه مي‌آيند و…

بسياري از ما در بيشتر

بسياري از ما در بيشتر زمان‌ها، خودمان گوش فرا نمي‌دهيم، بلكه به بانگ درون‌فكن مادر يا پدر يا بانگ نهاد و بانگ افرادي كه توانمندند…

بسياري از ما در زندگي با

بسياري از ما در زندگي با چنان گام‌هاي شتاب‌زده‌اي در رقابت هستيم كه حتي زمان نداريم دمي درنگ كرده، بنگريم و بينديشيم. (پرمودا باترا)

بسياري از ما در زندگي

بسياري از ما در زندگي شخصي با چيزي به مراتب كمتر از آنچه سزاوارش هستيم، زندگي مي‌كنيم. (آنتوني رابينز)

بسياري از ما مي خواهيم

بسياري از ما مي خواهيم ذهنمان را پيوسته سرگرم نگهداريم، تا خود را آنگونه كه هستيم نبينيم. (كريشنا مورتي)

بسياري از ما هنگام

بسياري از ما هنگام ناتواني اين چنين ناله سر مي دهيم كه: نيازردن مردم چه دشوار است! (نيچه)

بسياري از مردم از اينكه

بسياري از مردم از اينكه نمي توانند بگويند چه مي بينند و چه مي انديشند ناخوش مي شوند. (فرناندو پسوا)

بسياري از مردم از نظر

بسياري از مردم از نظر شخصيت مادي به اوج كمال مي رسند، اما عقل آنها به اين مقام عادت ندارد و بسياري از آدمهاي ديگر…

بسياري از مردم آنچه را

بسياري از مردم، آنچه را كه از هر چيز ديگر عزيزتر مي دارند، از دست مي دهند، چون پيوسته در بيم از دست دادن آن…

بسياري از مردم بزرگترين

بسياري از مردم، بزرگترين كاميابي‌هاي خود را از راه يادداشت آگاهي‌هاي شهودي كسب كرده‌اند. (جك كانفيلد)

بسياري از مردم سعادت و

بسياري از مردم سعادت و شوكت روزگار پيري خود را مديون سختي ها و دشواريهاي روزگار جواني هستند. (ناپلئون بناپارت)

بسياري از مردم شكم خود

بسياري از مردم شكم خود را مانند چارپايان پر مي كنند. (هراكليت)

بسياري از مردم خوشبختي

بسياري از مردم خوشبختي را مي جويند مانند كسي كه كلاه خود را – كه روي سرش است- مي جويد. (نامشخص)

بسياري از مردم حتي از

بسياري از مردم حتي از انديشه‌ي اينكه در آينده به كجا خواهند رسيد، دچار هراس مي‌شوند! (استيو چندلر)

بسياري از مردم مطالبي

بسياري از مردم، مطالبي [ =جستارهايي ] را دوست دارند كه آنقدر دشوار باشد كه نتوانند آن را درك كنند. (فلورانس اسكاول شين)

بسياري از مردم مي

بسياري از مردم مي انديشند كه در حال انديشيدن هستند، در حالي كه سرگرم بازآرايي و تنظيم پيشداوري ها و تعصباتشان مي باشند. (ويليام جيمز)

بسياري از مسائل ما تنها

بسياري از مسائل ما تنها سايه‌هايي كمرنگ هستند كه در پرتو شكيبايي، رنگ خواهند باخت. (لئوبوسكاليا)

بسياري از مردم مي‌ميرند

بسياري از مردم مي‌ميرند، در حالي كه هنوز ترنم زندگي در درون‌شان جاري است. چرا اين گونه است؟ بيشتر به اين سبب كه هميشه در…

بسياري از مشكلات ما نه

بسياري از مشكلات ما، نه در گروي تجهيزات، كه در گروي انسان هاست. (كن بلانچارد)

بسياري از نااميدي‌هايي

بسياري از نااميدي‌هايي كه احساس مي‌كنيم، زاييده‌ي ديدگاه‌ها، باورها و ارزش‌هاي خودمان است و ارتباطي با آنچه پيش آمده ندارد. (آنتوني رابينز)

بسياري از نقاط روشن و

بسياري از نقاط روشن و درخشان زندگي ما در گرو تشويق هايي است كه از ما به عمل آمده است. (نامشخص)

بسياري افراد زمان زيادي

بسياري افراد زمان زيادي را صرف مي كنند تا زندگي خود را بسازند، بي آنكه بدانند در اين جستجو هر لحظه در حال زندگي كردن…

بسياري از نتيجه گيري هاي

بسياري از نتيجه گيري هاي نادرست به دليل فقدان اطلاعات است، نه داوري غلط. (نامشخص)

بسياري به دليل برآيند

بسياري به دليل برآيند هنجارهاي دروني شان، بين نماي سپيد و پاكي در اشتباهند. (ارد بزرگ)

بسياري در پيچ و خم يك

بسياري در پيچ و خم يك راه مانده اند و همواره از خويشتن مي پرسند ما چرا ناتوان از ادامه راهيم؟ به آنها بايد گفت…

بشر – چون تنها يك بار

بشر – چون تنها يك بار زندگي مي كند- به هيچ وجه امكان به اثبات رساندن فرضيه اي را از راه تجربه ي شخصي خود…

بشر از ابتدا موجود ساخته

بشر از ابتدا موجود ساخته و پرداخته اي نيست؛ بلكه با برگزيدن اخلاق خود، خويشتن را مي سازد. (ژان پل سارتر)

بشر امروز در پرستش بتان

بشر امروز در پرستش بتان مي زيد، بتان عرصه ي اخلاق، بتان گستره ي سياست، بتان عرصه ي فلسفه. خداياني كاملاً باطل كه خود آنها…

بشر آفريننده ي ارزشها

بشر آفريننده ي ارزشها است. (ژان پل سارتر)

بشر امروزي هنور نتوانسته

بشر امروزي هنور نتوانسته به آنچه كه بايد باشد و مي تواند باشد دست يابد و اين تنها به دليل قانع بودن انسان به آن…

بشر آينده ي بشر است

بشر، آينده ي بشر است. (نامشخص)

بشر براي فرار از خدا

بشر براي فرار از خدا، طبيعت را عامل همه چيز مي داند و در طبيعت، قانوني در كار نيست، بلكه پديده هاي طبيعي به دليل…

بشر به آسمان ارج مي نهد

بشر به آسمان ارج مي نهد، چون هنوز به آن دست نيافته است. (شيللر)

بشر به اميد زنده است و

بشر به اميد زنده است و اميد همان آرزو است. (آندره موروا)

بشر به دليل كسب قدرت به

بشر به دليل كسب قدرت به دنبال شناخت است، نه به دليل تشنگي عقل ناب. (نيچه)

بشر به طور معمول بر اساس

بشر به طور معمول بر اساس سيرت خود فكر مي كند و بر اساس دانش خود و افكار عمومي رايج سخن مي گويد، اما عموماً…

بشر به وسيله دعا سعي

بشر به وسيله دعا سعي دارد نيرو و توان خود را به نيرويي مافوق قدرت بشري متصل سازد تا بدين طريق از تواني دوچندان برخوردار…

بشر تا زماني كه زندگي را

بشر تا زماني كه زندگي را به عنوان چيزي مقدس باور نداشته باشد و به همنوعان خود به چشم برادر نگاه نكند، زندگي ديگران را…

بشر تنها آفريده اي است

بشر تنها آفريده اي است كه نمي خواهد آن باشد كه هست. (آلبر كامو)

بشر توانگرتر از روزي كه

بشر، توانگرتر از روزي كه مي ميرد، به دنيا مي آيد. (وينسنت لومباردي)

بشر جاودانه بيرون از

بشر جاودانه بيرون از خويشتن است. بشر با پي ريزي “طرح” خود در جهاني بيرون از خويش و با محو شدن در چنين جهاني، بشر…

بشر چون صالح و پاك بود

بشر چون صالح و پاك بود نياز به قانون نداشت و چون خلافكار و بدكردار شد، قانون نمي تواند جلويش را بگيرد. (نامشخص)

بشر حق انتخاب ندارد چون

بشر حق انتخاب ندارد، چون محكوم و مجبور به سرنوشت است. (نيچه)

بشر حيوان به كار برنده

بشر، حيوان به كار برنده ابزار است. در هيچ نقطه اي او را بدون ابزار نمي توان يافت. با نداشتن ابزار در حكم هيچ است…

بشر در اين دنيا بيشتر از

بشر در اين دنيا بيشتر از همه موجودات، گرفتاري و عذاب كشيده است. بهترين دليلش هم اين است كه در بين تمام آنها تنها او…

بشر خيلي زود به خوشبختي

بشر خيلي زود به خوشبختي عادت مي كند و خيلي زود هم فراموش مي كند كه خوشبخت است. (آندره موروا)

بشر را مشتاق زندگي ساده

بشر را مشتاق زندگي ساده و همراه با رياكاري اخلاق گرايانه مي بينم. (نيچه)

بشر محكوم است زيرا خود

بشر، محكوم است، زيرا خود را نيافريده و در عين حال، آزاد است، زيرا همين كه پا به جهان گذاشت مسئول همه ي كارهايي است…

بشر موجود جالبي‌ست

بشر، موجود جالبي‌ست؛ چيزي را كه دارد، قدرش را نمي‌داند و دوستش ندارد و چيزي را كه ندارد، مي‌خواهد و در پي آن است. (پرمودا…

بشر نمي تواند در آسمان

بشر نمي تواند در آسمان زندگي كند، وگرنه زميني بوجود نمي آمد. (نامشخص)

بشر هيچ جان پناهي به جز

بشر هيچ جان پناهي به جز نوع بشر ندارد. (جرج اليوت)

بشر هيچ نيست مگر آنچه

بشر هيچ نيست، مگر آنچه از خود مي سازد. (ژان پل سارتر)

بشر وجود ندارد مگر در

بشر وجود ندارد، مگر در حدي كه طرح هاي خود را تحقق مي بخشد. بنابراين، جز مجموعه ي اعمال خود، جز زندگاني خود، هيچ نيست….

بشر وقتي در خانه اش

بشر وقتي در خانه اش نشسته است، خواهان حادثه اي در زندگي و هنگامي كه دچار حادثه اي مي شود، خواهان زندگي آرام در خانه…

بشري كه حق اظهار عقيده و

بشري كه حق اظهار عقيده و بيان انديشه خود را نداشته باشد، موجودي زنده به شمار نمي رود. (شارل دو مونتسكيو)

بشريت به ظاهر نيست به

بشريت به ظاهر نيست، به باطن است. (لئو نيكولايويچ تولستوي)

بشود كه ما از دوستان

بشود كه ما از دوستان اَهوره مَزدا شويم؛ ما مردان اَشَوَني كه به انديشه‌ي نيك مي‌انديشيم، به گفتار نيك سخن مي‌گوييم و به كردار نيك…

بشود كه موبد اين

بشود كه موبد اين مَنْثَره‌يِ وَرجاوَند را به مردمان بياموزد: «هيچ كس بي‌ خوراك، توانِ آن ندارد كه به آيين اَشَه رفتار كند؛ توانِ آن…

بطن هستي با انسان جز به

بطن هستي با انسان جز به صورتِ انسان سخن نمي گويد. (نيچه)

بعد از آنكه جرقه اشتياق

بعد از آنكه جرقه اشتياق در وجودتان زده شد، تنها كاري كه برايتان باقي مي ماند اين است كه اين آتش را شعله ور نگه…

بعد از سكوت در بيان آنچه

بعد از سكوت در بيان آنچه قابل گفتن نيست هيچ چيز به پاي موسيقي نمي رسد. (هاكسلي)

بعد از كتابهاي آسماني

بعد از كتابهاي آسماني، شريف ترين و ثمربخشترين كتابها بيوگرافي و شرح حال است. (آندره موروا)

بعضي برخي چيزا رُ

بعضي [=برخي] چيزا رُ نمي‌توني بفهمي، ولي همين مسئله رُ هم با حدسُ گمون نمي‌شه فهميد. بايد صبور [=شكيبا] باشي وُ به تجربه كردن ادامه…

بعد از فعل عاشق شدن

بعد از فعل عاشق شدن، ياري دادن زيباترين فعل جهان است. (نامشخص)

بعيد است كه بتوانيم كسي

بعيد است كه بتوانيم كسي را تغيير دهيم و اگر زماني در اين تغيير كامياب شديم دليل آن، بي آنكه خود از آن آگاه باشيم…

بكوش تا از وراي پوست به

بكوش تا از وراي پوست به مغز بنگري و در پس پرده ي جدايي، پيوستگي حقيقي را ببيني، زيرا چون بر سر خوان گسترده ي…

بكوش تا عظمت در نگاهت

بكوش تا عظمت در نگاهت باشد نه در آنچه مي نگري. (آندره ژيد)

بكوشيد از هر پيشامدي كه

بكوشيد از هر پيشامدي كه برايتان پيش مي آيد، بسيار لذت ببريد. (گيل ليندن فيلد)

بكوشيد از نگراني‌ها و

بكوشيد از نگراني‌ها و پريشاني‌هاي خود به هنگام و در جاي درست بهره بگيريد. (آنتوني رابينز)

بكوش تا نيك را از بد

بكوش تا نيك را از بد بشناسي و از خود نام نكو باقي گذاري؛ بيش از اين دو، چيزي مخواه كه همه چيز را از…

بكوشيد آن بز پرآوازه

بكوشيد آن بز پرآوازه نباشيد كه شير مي‌دهد، ولي لگد مي‌زند و آن را مي‌ريزد. (پرمودا باترا)

بكوشيد انديشه‌اي آزاد و

بكوشيد انديشه‌اي آزاد و سرشتي پرسش‌گر داشته باشيد. (آنتوني رابينز)

بكوشيد پيش از آنكه كسي

بكوشيد پيش از آنكه كسي را داوري كنيد، او را درك كنيد. (آنتوان دوسنت اگزوپري)

بكوشيد تا در برخورد با

بكوشيد تا در برخورد با هر كس، او را به ديده ي يك آموزگار بنگريد و چيزي از او بياموزيد. (وين داير)

بكوشيد در روابط خويش

بكوشيد در روابط خويش، دست از داوري بشوييد. (وين داير)

بكوشيد در زمينه‌ي كار

بكوشيد در زمينه‌ي كار خود بهترين باشيد؛ هرچه مي‌خواهد باشد. (كيم وو چونگ)

بكوشيد نسبت به فرد

بكوشيد نسبت به فرد مقابل، بخشنده و دهنده باشيد، نه اينكه بخواهيد چيزي به دست آوريد. (آنتوني رابينز)

بكوشيد هر روزتان را با

بكوشيد هر روزتان را با پرداختن به كاري كه از آن لذت مي بريد و دوست داريد آن را انجام دهيد، به پايان برسانيد. (گيل…

بكوشيد هر عقب نشيني را

بكوشيد هر عقب نشيني را زماني براي پيشروي ببينيد. اين عقب نشيني ها، شما را نيرومندتر مي كنند، نه سست تر. (ريچارد تمپلر)

بكوشيد همواره بهترين

بكوشيد همواره بهترين باشيد. (ريچارد تمپلر)

بگذار از انسان هايي كه

بگذار از انسان هايي كه ما را شاد مي سازند، قدرداني كنيم؛ آنها باغباناني دوست داشتني هستند كه روح ما را شكوفا مي سازند. (مارسل…

بكوشيد هميشه خود را با

بكوشيد هميشه خود را با هدفهاي خود مقايسه كنيد، نه با دوستان و همقطاران؛ زيرا هميشه مي توان افرادي را يافت كه در سطحي پايين…

بگذار آن زيبايي كه دوست

بگذار آن زيبايي كه دوست داري، همان كاري باشد كه انجام مي‌دهي. هزاران راه براي زانو زدن و بوسيدن زمين وجود دارد. (نامشخص)

بگذار بگويم كه در جامعه

بگذار بگويم كه در جامعه اي غير آزاد مي تواني آزاد باشي، در جهاني سياه بخت، سعادتمند باشي. مانعي از سوي ديگران نمي تواند وجود…

بگذار تا به پا خيزيم و

بگذار تا به پا خيزيم و كار كنيم، با دلي كه آماده ي مقابله با هر گونه سرنوشتي است؛ پيوسته بكوشيم و پيوسته پايداري كنيم،…

بگذار خردمند پند دهد و

بگذار خردمند پند دهد و آموزش دهد و آنچه را ناشايست است، از آن بازدارد. فرزانه، محبوب [ =پسند ] نيكان باشد و منفور […

بگذار فرزانه در روستايش

بگذار فرزانه در روستايش مسكن كند، چون زنبور عسل كه شهد فراهم آرد و رود، بي‌آنكه گل يا رنگ و بوي آن را گزند رساند….

بگذار كساني كه نمي دانند

بگذار كساني كه نمي دانند چگونه خود را با تاثير آتش ما گرم و روشن سازند، از ما بترسند. (نيچه)

بگذار كسي كه سردش است

بگذار كسي كه سردش است، آتش را خاموش كند. (مثل اسكاتلندي)

بگذار كسي را كه عشق

بگذار كسي را كه عشق نمي‌ورزد، برآشفته بناميم. حتي عشق يك طرفه، رنگين كمان خود را دارد. (نامشخص)

بگذار كه دوستي كم كم به

بگذار كه دوستي كم كم به اوج خود برسد. اگر اين رسيدن برق آسا باشد، ناگهان از نفس مي افتد و متوقف مي شود. (فرانسوا…

بگذار مخاطب خيال كند

بگذار مخاطب خيال كند فكري كه تو به او تلقين كرده اي از خود اوست. (ديل كارنگي)