برخي از افراد هر چيز

برخي از افراد، هر چيز پاك و ناب و شادي‌آفرين را به پستي مي‌كشانند. (ويكتور هوگو)

برخي از افراد گمان

برخي از افراد گمان مي‌كنند كه نمي‌توانند انسان‌هاي آفريننده‌اي باشند و نوآوري، كار آنها نيست؛ حال آنكه درست نمي‌انديشند و هر كس مي‌تواند اين ويژگي…

برخي از افراد هر كجا مي

برخي از افراد هر كجا مي روند شادي آفرين مي شوند و برخي، هر كجا چنين افرادي قدم مي گذارند، همواره دنباله روشان هستند. (مارك…

برخي از انسانها مانند

برخي از انسانها مانند گلهاي لاله، زندگي كوتاه در هستي و نقشي ماندگار در انديشه ما دارند. (ارد بزرگ)

برخي از بي سوادان مي

برخي از بي سوادان مي توانند نگاهي بس برتر از قبيله ي سطحي نگر باسوادان داشته باشند. (كريستين بوبن)

برخي از پدر و مادرها همه

برخي از پدر و مادرها همه چيزشان را صرف فرزندانشان مي كنند، به جز وقت خود. (نامشخص)

برخي از خنده ها از گريه

برخي از خنده ها از گريه بالاتر است. (ديل كارنگي)

برخي از چيزها كه خيلي به

برخي از چيزها كه خيلي به درد نمي خورند، زماني استفاده ي زيادي دارند. (گابريل گارسيا ماركز)

برخي از دستاوردهاي بشر

برخي از دستاوردهاي بشر متكي بر پيش فرض هاي نادرستي بوده كه با تلاش انسانها درست از آب درآمده است؛ اين كار از عهده ي…

برخي از سخنوران نمي

برخي از سخنوران نمي دانند هنگام سخن گفتن با دستهايشان چه كار بكنند؛ بهتر است آنها جلو دهانشان را بگيرند. (نامشخص)

برخي از ديدگاهها ما را

برخي از ديدگاهها، ما را جوان مي‌بينند و جوان نگاه مي‌دارند. چنين ديدگاههايي، عشق‌هاي جهاني و زيبايي‌هاي جاودانه‌اند. (رالف والدو امرسون)

برخي از طاووس ها دم خويش

برخي از طاووس ها دم خويش را از ديد ديگران پنهان مي دارند و اين كار را غرور مي نامند. (نيچه)

برخي از ما بحث را با

برخي از ما بحث را با مشاجره و بوكس بازي هاي لفظي اشتباه مي گيريم، در حالي كه راههاي ظريفانه تر و مؤثرتري براي از…

برخي از مردان اگر

برخي از مردان اگر بخواهند به فضيلت خود، مردانگي خود و صلابت خود دست يابند به دشمناني صادق نياز دارند. (ناپلئون بناپارت)

برخي از مردم آسان به

برخي از مردم، آسان به ثروت دست مي يابند، ولي شايستگي نگهداري از آن را ندارند. (فلورانس اسكاول شين)

برخي از مردم با شادي

برخي از مردم با شادي مي‌بخشند و شادي براي آنها پاداش همان بخشش است. (جبران خليل جبران)

برخي از مردم با سرشان

برخي از مردم با سرشان احساس مي كنند و با دلشان فكر مي كنند. (نامشخص)

برخي از مردم بخشندگاني

برخي از مردم، بخشندگاني خوشدل، ولي گيرنده‌اي ناپسند هستند. (فلورانس اسكاول شين)

برخي از مردم گمان مي

برخي از مردم گمان مي كنند فوتبال مسئله مرگ و زندگي است… مطمئن باشيد موضوع جدي تر از اين حرفها است. (نامشخص)

برخي از مردم بسيار

برخي از مردم بسيار دارند، ولي اندك مي‌بخشند و مي‌بخشند براي آنكه نام آور شوند. (جبران خليل جبران)

برخي اندك دارند ولي همه

برخي اندك دارند، ولي همه را مي‌بخشند، آنها به زندگي و به گشاده‌دستي زندگاني باور دارند. گنجينه‌هايشان هرگز تهي نمي‌شود و تا ابد لبريز است….

برخي اينگونه هستند كه هر

برخي اينگونه هستند كه هر چقدر دوستشان از آنها پايين تر باشد، بيشتر دوستش دارند. (نامشخص)

برخي از نردبان نگرش

برخي از نردبان نگرش سازنده ترقي مي كنند و برخي به دليل داشتن نگرش نادرست سقوط مي كنند. (جان ماكسول)

برخي براي شوخي و خنده

برخي براي شوخي و خنده ارزش قايل نمي شوند؛ در صورتي كه شوخي و خنده براي روح انسان بسيار سودمند است. (نامشخص)

برخي برده به دنيا مي

برخي برده به دنيا مي آيند، ديگران برده مي شوند و باز عده اي به سوي برده داري جذب مي شوند. (فرناندو پسوا)

برخي بي آنكه بدانند چه

برخي بي آنكه بدانند چه چيزهايي در زندگي شان به راستي ارزش دارد، هدفهايي را براي خود تعريف مي كنند. به همين دليل است كه…

برخي چنان سرگرم ميراث

برخي چنان سرگرم ميراث علمي گذشتگانند كه فرصت مراجعه به عقل خود را ندارند و اگر فرصتي هم به دست آورند حاضر نيستند اشتباه ها…

برخي چيزها را بايد باور

برخي چيزها را بايد باور كرد تا ديده شوند. (نامشخص)

برخي چيزها را نبايد گفت

برخي چيزها را نبايد گفت. برخي چيزها را اگر بگويي، رخ مي‌دهند. (كريستين بوبن)

برخي را نخست دل پير مي

برخي را نخست دل پير مي شود و برخي را نخست جان و برخي در جواني پير اند؛ اما جواني كه دير آيد، دير پايد….

برخي صليب را روي گور خود

برخي صليب را روي گور خود مي گذارند و برخي آن را لنگر كشتي مي سازند. (نامشخص)

برخي فكر مي كنند كه اگر

برخي فكر مي كنند كه اگر ديگران سخت كار كنند، مي توان از توانايي آنها بهره برداري كرد، اما اين مطلب به هيچ وجه حقيقت…

برخي مي گويند كامپيوتر

برخي مي گويند كامپيوتر از انسان بهتر است، من فكر نمي كنم از زندگي لذت ببرد. (پيتر اوستينف)

برخي كتب را بايد چشيد

برخي كتب را بايد چشيد، برخي ديگر را بايد بلعيد و تعداد محدودي را هم بايد جويد و هضم كرد. (فرانسيس بيكن)

برخي نويسندگان نه جان

برخي نويسندگان نه جان اند و نه شراب، اما جان شراب اند؛ آنها مي توانند به كام شعله روند و سپس گرما دهند. (نيچه)

برخي نوميدانه در قيد

برخي نوميدانه در قيد بندگي هستند و به غلط چنين مي پندارند كه آزادند. (گوته)

برخي ها خرسند هستند كه

برخي ها خرسند هستند كه اتاقكي پر از فسيل دارند و در مغزشان نيز ” يقين ها ” يي [ و باورهايي ]. (نيچه)

برخي هزاران دليل مي

برخي هزاران دليل مي آورند كه چرا نمي توانند كاري را كه مي خواهند، انجام بدهند و به تنها چيزي كه نياز دارند آن است…

برخيز! سُستي مكن! پي

برخيز! سُستي مكن! پي دادِ راستي رو! راستان در اين جهان و جهان ديگر به شادي بيارمند. (بودا)

بردبار باشيد

بردبار باشيد. بردبار باشيد تا ببينيد كه چه زمان بايد از خواب برخيزيد و به پيش برويد. (نامشخص)

بُرد با آن كنشي است كه

بُرد، با آن كنشي است كه براي انجام اش همت گماشته شده است. شادي و مسرت روح، در گرو كردار و كنش است. (ويليام شكسپير)

بردباري براي مردم مانند

بردباري براي مردم مانند موتور براي روشن كردن لامپ است. (نامشخص)

بردباري و ستايش تفاوتهاي

بردباري و ستايش تفاوتهاي فردي، آتشي است كه عشقي جاودان را تشديد مي‌كند. (نامشخص)

بردن همه چيز نيست اما

بردن همه چيز نيست؛ اما تلاش براي بردن چرا. (وينسنت لومباردي)

برده اي؟ پس دوست نتواني

برده اي؟ پس دوست نتواني بود. خودكامه اي؟ پس دوستي نتواني داشت. (نيچه)

برده يك ارباب دارد اما

برده يك ارباب دارد، اما جاه طلب به تعداد افرادي كه به او كمك مي كنند، برده دارد. (نامشخص)

برده فقط يك آقا دارد

برده فقط يك آقا دارد، اما شخص طمعكار نسبت به هر كسي كه او را ياري كند، برده است. (رالف والدو امرسون)

بركت عمر را در روشنايي

بركت عمر را در روشنايي چشم و فرح دل را در مشاهده زيبايان بدانيد. (عبيد زاكاني)

برگ در هنگام نابودي مي

برگ در هنگام نابودي مي افتد، ميوه در هنگام كمال مي افتد؛ بنگر كه چگونه مي افتي چون برگي زرد و يا سيبي سرخ. (كنفوسيوس)

برقراري آرامش نياز به

برقراري آرامش، نياز به توجه دو طرف دارد. (جان اف كندي)

برگرداندن تصاوير آويخته

برگرداندن تصاوير آويخته بر ديوار، مسير تاريخ را دگرگون نمي كند. (جواهر لعل نهرو)

برگزيدن پدر و مادر دست

برگزيدن پدر و مادر، دست خود انسان نيست، اما برگزيدن مادرشوهر و مادر زن دست خود انسان است. (نامشخص)

برنامه ريزي آوردن آينده

برنامه ريزي، آوردن آينده به زمان حال است تا بتوانيد همين حالا كاري براي آن انجام دهيد. (نامشخص)

برگهاي كتاب به منزله

برگهاي كتاب به منزله بالهايي هستند كه روح ما را به جهان روشنايي پرواز مي دهند. (فرانسوا ولتر)

برنامه ريزي براي آينده

برنامه ريزي براي آينده، نگراني و عدم اعتماد را كاهش مي دهد. (اسپنسر جانسون)

برنامه ريزي بلند مدت

برنامه ريزي بلند مدت ارتباطي به تصميمات آينده ندارد، بلكه به آينده ي تصميمات كنوني مربوط مي شود. (پيتر دراكر)

برنامه ريزي بسياري از

برنامه ريزي، بسياري از حدس و گمانها را درباره ي كاري كه هر روز نياز داري انجام دهي از بين مي برد. (اسپنسر جانسون)

برنامه ريزي دقيق و منظم

برنامه ريزي دقيق و منظم، پيمودن نيمي از راه است. (ناپلئون هيل)

برنامه ريزي فرآيندي است

برنامه ريزي، فرآيندي است كه به موجب آن شما آينده ي خود را پيوسته مي سازيد. (نامشخص)

برنامه ريزي لزوماً بد

برنامه ريزي لزوماً بد نيست، اما عاشق شدن طبق برنامه ديوانگي محض است. (وين داير)

برنامه ريزي يعني تشخيص

برنامه ريزي، يعني تشخيص اين مطلب كه بزرگترين استعدادها و آرزوها بايد مسير درست خود را پيدا كنند. (آنتوني رابينز)

برنامه هايي كه ديگران

برنامه هايي كه ديگران تنظيم كنند هميشه به كار شما نخواهد آمد. (آنتوني رابينز)

برنامه‌ريزي نه تنها

برنامه‌ريزي، نه تنها شگفتي و شادماني را از در نمي‌راند، بلكه راهگشاي آن هم هست. (لئوبوسكاليا)

برنامه‌ريزي يعني حضور

برنامه‌ريزي، يعني حضور بخشيدن به آينده در اكنون، به گونه‌اي كه بتوان بر آن اثر گذاشت. (نامشخص)

برندگان اشخاصي هستند كه

برندگان، اشخاصي هستند كه قادر به انجام كنش هايي مي شوند كه بازندگان در اجراي آنها با دشواري روبرو بوده اند. (نامشخص)

برنج سرد را مي توان

برنج سرد را مي توان خورد، چاي سرد را مي توان نوشيد، اما نگاه سرد را نمي توان تاب آورد. (ضرب المثل چيني)

برنده هرگز دست از مبارزه

برنده هرگز دست از مبارزه نمي‌كشد و دچار نااميدي نمي‌شود. (پرمودا باترا)

برنده حواس خود را روي

برنده، حواس خود را روي چيزي كه به دست مي آورد، متمركز مي كند و بازنده، روي چيزي كه از دست مي دهد؛ و همين…

برنده هيچگاه ميدان را

برنده، هيچگاه ميدان را خالي نمي كند؛ و كسي كه ميدان را خالي مي كند، هيچ گاه برنده نمي شود. (نامشخص)

برنده شدن شايستگي مي

برنده شدن، شايستگي مي خواهد، كه آن هم، خودشناسي است. (نامشخص)

برويد و به آنچه ايمان

برويد و به آنچه ايمان داريد، عمل كنيد. (رالف والدو امرسون)

برهنگي تنها به يك تكه

برهنگي تنها به يك تكه پارچه بستگي ندارد. برهنگي يعني بي توجهي به انسانيت و شرافت انساني و شخصيت انسانها. (مادر ترزا)

بزرگ ترين شكوه و سربلندي

بزرگ ترين شكوه و سربلندي ما نه در هرگز سقوط نكردن، بلكه در ” برخاستن ” پس از هر شكست است. (رالف والدو امرسون)

بزرگ كسي است كه به

بزرگ كسي است كه به دانايي دست يابد و به فاصله ي دره تا آسمان يا كوه تا آسمان كه با هم متفاوت اند، تفاوتي…

بزرگترها اگر به خودشان

بزرگترها اگر به خودشان باشد هيچ وقت نمي توانند از چيزي سر در بياورند. براي بچه ها هم خسته كننده است كه همين جور مدام…

بزرگان به كارهاي كوچك و

بزرگان به كارهاي كوچك و بي اهميت بسيار زود رسيدگي مي كنند. (مارك تواين)

بزرگترين آتش‌هاي دنيا را

بزرگترين آتش‌هاي دنيا را مي‌توان فقط با يك فنجان آب در زمان مناسب، خاموش كرد. (پرمودا باترا)

بزرگترين آزمون گيرنده

بزرگترين آزمون گيرنده، خداست و كوچكترين آزمون دهنده، بنده‌ي خدا. (ويكتور هوگو)

بزرگترين اشتباه اين است

بزرگترين اشتباه اين است كه از اشتباه كردن بترسيم. (آلبرت هاباردد)

بزرگترين اشتباه و چاله ي

بزرگترين اشتباه و چاله ي زندگي يك [ فرد ] زياده خواه در آن است كه پيش از كسب آمادگي لازم، پشت ميز مديريت بنشيند….

بزرگترين اشتباه زندگي هر

بزرگترين اشتباه زندگي هر كس اين خواهد بود كه از اشتباه بترسد. (آلبرت هاباردد)

بزرگترين اميد آن است كه

بزرگترين اميد آن است كه اميد را به قصد كشت، كتك بزنيم. (جان اشتاين بك)

بزرگترين اشتباهي كه كسي

بزرگترين اشتباهي كه كسي مرتكب مي شود، ترسيدن هميشگي از اشتباه كردن است. (نامشخص)

بزرگترين بيم بشر از

بزرگترين بيم بشر از تغيير است. مردم از افكار جديد، عادتهاي جديد، محيط جديد و روش جديد مي ترسند، ولي تنها راه زندگي بهتر، آمادگي…

بزرگترين بازدارنده بر سر

بزرگترين بازدارنده بر سر راه زندگي لذت بخش، اين است كه كمابيش همه به اندوه با اندوه پاسخ مي گويند، به خشم با خشم و…

بزرگترين بدبختي آن است

بزرگترين بدبختي آن است كه تحمل كشيدن بار بدبختي را نداشته باشيم. (نامشخص)

بزرگترين تفاوت انسان و

بزرگترين تفاوت انسان و حيوان، فهم و انديشه نيست، بلكه اراده و اختيار او است. (ژان ژاك روسو)

بزرگترين پيروزي آن است

بزرگترين پيروزي آن است كه به گونه اي رفتار كنيم تا مبارزان قويتر از آن بشوند كه در شروع كار مبارزه بوده اند. (گاندي)

بزرگترين تلاش ما به

بزرگترين تلاش ما به اندازه ي خود به زمان نياز دارد. (فرناندو پسوا)

بزرگترين توانايي قابل

بزرگترين توانايي، قابل اعتماد بودن است. (نامشخص)

بزرگترين تهديد كاميابي

بزرگترين تهديد كاميابي، شكست نيست، بلكه نداشتن تكاپو و بي تحركي است. (پاول فريزر)

بزرگترين ثروت يک ملت

بزرگترين ثروت يک ملت، آزادي است. (ارد بزرگ)

بزرگترين جنايتي كه شخص

بزرگترين جنايتي كه شخص بتواند نسبت به شهر خود مرتكب شود، همانا ستم است. (افلاطون)

بزرگترين چيزي كه امروز

بزرگترين چيزي كه “امروز” به ما مي‌دهد، فرصت آغاز نمودن فرآيند دگرگوني‌ست. (جيم رآن)

بزرگترين خدمتي كه

بزرگترين خدمتي كه مي‌توانيد به اين دنيا بكنيد اين است كه خودآگاهي بيشتري داشته باشيد، خود را بشناسيد و قدرت خود را براي افزايش احساس…

بزرگترين خشنودي هاي

بزرگترين خشنودي هاي زندگي، زماني به دست مي آيد كه انسان بداند در راستاي باورهاي راستين خود، رفتار كرده است. (آنتوني رابينز)

بزرگترين حوادث دنيا را

بزرگترين حوادث دنيا را كه تجزيه و تحليل مي كنيم به اين نتيجه مي رسيم كه آنچه باعث بروز آن شده هيچ ارزشي نداشته است….

بزرگترين خردمندي خرد و

بزرگترين خردمندي، خرد و معرفتي است كه به تنظيم امور خانواده و اجتماع مربوط است و آن، تسلط بر خود و حق طلبي و اعتدال…

بزرگترين خطاي پزشكان اين

بزرگترين خطاي پزشكان اين است كه صرفاً به مداواي جسم بيمار اقدام مي كنند، بدون اينكه لحظه اي هم به فكر در مان روح برآيند….

بزرگترين خطر در زمان

بزرگترين خطر در زمان پيروزي رخ مي دهد. (ناپلئون بناپارت)