براي كار كردن كافي نيست
براي كار كردن كافي نيست كه انسان پشت يك ميز بنشيند، بلكه بايد خود را در هنگام كار از همه ي انديشه هاي گوناگون پاس…
براي كامياب شدن به هيچ
براي كامياب شدن به هيچ چيز جز نيروي ذهن تان نياز نداريد. (اندرييس ارت)
براي كامروا شدن در كاري
براي كامروا شدن در كاري، بايد شايستگي داشته باشيد، ولي تنها شايستگي كافي نيست، شما همچنين بايد از انگيزه، تمركز و سختكوشي برخوردار باشيد. (نامشخص)
براي كاميابي به تنها
براي كاميابي، به تنها چيزي كه نياز داريد، آگاهي تازه و راستيني است كه به راستي، در آرزوي ناب شما در مورد آنچه با همهي…
براي كاميابي در نوآوري
براي كاميابي در نوآوري، بايد بتوانيد به آسودگي، ستارههاي درون خود را بيرون بريزيد. اين به چَم آن است كه اجازه بدهيد، همهي چيزهاي درون…
براي كاميابي هرچه بيشتر
براي كاميابي هرچه بيشتر، ميبايست براي رويارويي با دشواريها آماده باشيد. (آنتوني رابينز)
براي كاميابي همواره
براي كاميابي همواره نگاهت به راستي باشد و درستي. (ارد بزرگ)
براي كاميابي همواره بايد
براي كاميابي همواره بايد چند احساس مثبت در زندگي ما حاكم باشد. (برايان تريسي)
براي كسب چيزهاي بزرگ نه
براي كسب چيزهاي بزرگ، نه تنها بايد تلاش كنيم، بلكه بايد رويا هم داشته باشيم، نه تنها بايد برنامهريزي كنيم، بلكه همچنين بايد باور هم…
براي كسب خرد سختي را بر
براي كسب خرد، سختي را بر خود هموار كن. (ارد بزرگ)
براي كسي بمير كه برايت
براي كسي بمير كه برايت تب كند. (مثل ايراني)
براي كسي كه از رنج روحي
براي كسي كه از رنج روحي شديد در عذاب است، درد جسماني تمامي مفهوم خود را از دست مي دهد. (آرتور شوپنهاور)
براي كسي كه انديشهي عدم
براي كسي كه انديشهي عدم خشونت را در خود پرورده است، همهي جهان، يك خانواده است؛ نه ترسي به دل دارد و نه كسي از…
براي كسي كه آهسته و
براي كسي كه آهسته و پيوسته راه مي رود، هيچ راهي دور نيست. (لابروير)
براي كسي كه بر مملكتي
براي كسي كه بر مملكتي حكومت مي كند لازم است گوش بدهد بيشتر از آنكه حرف بزند و گوش بدهد كمتر از آنكه عمل مي…
براي كسي كه به انبوه
براي كسي كه به انبوه نامههاي كهن مينگرد، تمبري كه ديرگاهيست از رواج افتاده، بر پاكتي فرسوده، از خواندن دهها برگ، سخن بيشتري براي گفتن…
براي كسي كه خيال اش در
براي كسي كه خيال اش در سطح پوست جاي دارد، ماجراجويي يك قهرمان رمان، هيجان شخصي و چه بسا بيشتر است. (فرناندو پسوا)
براي كسي كه در تصور
براي كسي كه در تصور زندگي ميكند، راستي، بدبو است. آن كه تشنهي چاپلوسي است، حيرت ميآشامد و راستي، قي مي كند [=برمي گرداند]. (ويكتور…
براي كسي كه شكمش خالي
براي كسي كه شكمش خالي است، هر نوع باري سنگين است. (مثل روسي)
براي كسي كه شگفت زده ي
براي كسي كه شگفت زده ي خود نيست معجزه اي وجود ندارد. (نامشخص)
براي كسي كه كاملاً در
براي كسي كه كاملاً در برابر تجربه هاي جديد راحت (باز) است و حالت تدافعي نمي گيرد، هر لحظه، مي تواند سرشار از تازگي باشد….
براي كسي كه نمي بيند بر
براي كسي كه نمي بيند بر صحنه چه رخ مي دهد، موسيقي دراماتيك چيزي نابخردانه است. (نيچه)
براي كشتن پشه شمشير
براي كشتن پشه، شمشير لازم نيست. (مثل آفريقايي)
براي كشتي اي كه عازم هيچ
براي كشتي اي كه عازم هيچ بندري نيست، باد موافق معنا ندارد. (نامشخص)
براي كشف اقيانوسهاي جديد
براي كشف اقيانوسهاي جديد بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛ اين جهان، جهان تغيير است نه تقدير. (لئو نيكولايويچ تولستوي)
براي كشف براي يادگيري
براي كشف، براي يادگيري چيزي بنيادي، شما ناگزيريد گنجايش رفتن به عمق را داشته باشيد. (كريشنا مورتي)
براي كشف گنجايشهاي خود
براي كشف گنجايشهاي خود بايد پيوسته، بيشتر و بيشتر، به دورن خود سفر كنيد. (استيو چندلر)
براي كشيدن هر چيزي به
براي كشيدن هر چيزي به سوي خود، بايد با آن در هماهنگي كامل قرار گرفت. (فلورانس اسكاول شين)
براي گام نهادن در آبهاي
براي گام نهادن در آبهاي ناشناخته بايد به اينكه سرانجام، بندر آشكار خواهد شد، باور داشته باشيد. (جك كانفيلد)
براي گذاشتن فرزندتان در
براي گذاشتن فرزندتان در مسيري كه بايد سپري كند، خودتان بايد گاهي در آن مسير گام برداريد. (جاش بيلينگز)
براي گردش دو روزه توشه
براي گردش دو روزه، توشه اي سه روزه همراه ببر و اگر توان رسيدن به خواسته زندگي ات را دو هزار گام مي داني، خود…
براي گريز از پشيماني
براي گريز از پشيماني، فقط يك راه وجود دارد و آن، نهايت تلاش در هر كاريست كه انجام ميدهيد. (كيم وو چونگ)
براي گله ي انساني تمام
براي گله ي انساني تمام نشانه هاي ابرانسان، چون نشانه هاي بيماري يا ديوانگي پديدار مي شوند. (نيچه)
براي ما زيستن يعني تبديل
براي ما زيستن يعني تبديل پيوسته آنچه كه هستيم و آنچه را كه به ما مربوط مي شود، به نور و شعله. (نيچه)
براي مادري كه تنها
براي مادري كه تنها فرزندش در كنارش نيست، دنيا با اشخاص مهربانش، ويرانه و بياباني بيش نيست. (نامشخص)
براي ما كه هميشه از
براي ما كه هميشه از خويشتن خويش مي گذريم چشم اندازي جز آنچه خودمان هستيم وجود ندارد، چرا كه ما حتي صاحب [ =دارنده ي…
براي ماندگاري پنداري جز
براي ماندگاري، پنداري جز پاكي روان نداشته باش. (ارد بزرگ)
براي متفكر به قدر كافي
براي متفكر به قدر كافي انديشه هاي ارزشمند وجود دارد؛ اما تنها تعداد كمي از آنها قدرت كافي براي ايجاد پژواك و بازتاب دارند. (آرتور…
براي محدوديتهاي خود
براي محدوديتهاي خود استدلال بياور و مسلماً آنها از آنِ تو هستند. (ريچارد باخ)
براي مدير كاميابي يك
براي مدير ” كاميابي ” يك سفر است نه يك مقصد. (نامشخص)
براي مديريت زمان خود
براي مديريت زمان خود بايد خوشبختي را هدف اصلي زندگي تان قرار دهيد. (برايان تريسي)
براي مرد عمل انديشه با
براي مرد عمل، انديشه با عمل درهم است، همان گونه كه براي يك شاعر، انديشه با تصوير و نشانه هاي درهم و مربوط مي باشد….
براي مردم فرزانه گفتگو
براي مردم فرزانه، گفتگو، اندازهاي به جز پايان زندگي ندارد. (افلاطون)
براي مردماني كه جز به
براي مردماني كه جز به تكميل احساسات بشري نمي انديشند، موسيقي پناهگاهي شايسته و ابزار سرگرمي مؤثري است. (آندره موروا)
براي مردي كه اراده دارد
براي مردي كه اراده دارد، هيچ چيز غير ممكن نيست. (نامشخص)
براي مقدس شمردن بيداري
براي مقدس شمردن، بيداري و آگاهي لازم است. (ارد بزرگ)
براي من بزرگترين مسئله
براي من بزرگترين مسئله دو جانبه در زندگي اين است كه عاشق كسي باشم كه عاشقانه دوستم دارد. (نامشخص)
براي من حتي يك دشمن
براي من حتي يك دشمن سرسخت هم باقي نمانده است؛ همگي از سر راه من، كنار رفتند. دلم برايشان تنگ مي شود، چرا كه به…
براي من سالخوردگي
براي من، سالخوردگي، پانزده سال پس از سني است كه در آن هستم. (نامشخص)
براي من سفر مانند
براي من سفر مانند مجازاتي است كه به خود مي دهم؛ زماني كه زندگي در نگاهم بسيار آزار دهنده و تلخ مي شود. (نامشخص)
براي من هيچ چيز با
براي من هيچ چيز با ارزشتر از تجربه نيست. ابزار سنجش درستي هر چيز براي من، تجربه ي شخصي خود من است. (كارل راجرز)
براي منتقد خُردهگير
براي منتقد [=خُردهگير]، همكارانش، برترين مرجعيت را دارا هستند و نه مردم. و از آن كمتر، نسلهاي آينده. (والتر بنيامين)
براي ميهماني هر قدر هم
براي ميهماني هر قدر هم خرج كني، بالاخره از ياد ميهمان خواهد رفت. (مثل اسكاتلندي)
براي نام خود از کسب و
براي نام خود از کسب و کار احتراز مکن (کورش کبير)
براي نادان پيرايه اي
براي نادان پيرايه اي سزاوارتر و زيباتر از خاموشي نيست. (بزرگمهر)
براي نزديك شدن و ايجاد
براي نزديك شدن و ايجاد رابطهي تنگاتنگ با افراد، نخست كمي بينديشيد؛ همان گونه كه بايد هر كاري پيش از آغاز، نخست موشكافي شود. (استيو…
براي نزديكي و همگرايي
براي نزديكي و همگرايي قوم خويش، كمك به يكديگر و ستيز با ناداني و ناراستي را در پيش گيريد. (ارد بزرگ)
براي نفس دانستني ها به
براي نفس دانستني ها به گردآوري آنها نپردازيد، بلكه ببينيد با آنها چه كار مي توانيد بكنيد كه ارزشمند باشد. (ريچارد تمپلر)
براي نوشيدن شهد بهشت
براي نوشيدن شهد بهشت، همواره نگاهت به راستي و درستي باشد. (ارد بزرگ)
براي نيل به خوشبختي هيچ
براي نيل به خوشبختي هيچ راهي نادرست تر از لذت طلبي و كوشش براي درك عيش و نوش و خوشي هاي جهان نيست. (آرتور شوپنهاور)
براي هدايت مردم پشت
براي هدايت مردم، پشت سرشان حركت كن. (لائوتسه)
براي هر شكستي راهكار
براي هر شكستي، راهكار عملي ديگري وجود دارد. شما فقط بايد آن را پيدا كنيد. هنگامي كه به مانع رسيديد، مسيرتان را از آن منحرف…
براي هر دقيقه اي كه
براي هر دقيقه اي كه چشمانمان را مي بنديم، شصت ثانيه روشنايي را از دست مي دهيم. (گابريل گارسيا ماركز)
براي هر كس به اندازه
براي هر كس به اندازه لياقتش خرج كن … نه كمتر و نه بيشتر! اولي كرامت از دستتان مي ربايد… و دومي شخصيت. (نامشخص)
براي هر كس زمان معيني
براي هر كس زمان معيني وجود دارد كه قابل انتقال نيست. (نامشخص)
براي هرچه تلاش مي كنيم
براي هرچه تلاش مي كنيم، تلاش براي تاييد شدن است، اما با اين تاييد شدن كنار نمي آييم و فقير مي مانيم، يا مدعي مي…
براي هر يك از ما در هر
براي هر يك از ما در هر زمان، امكاناتي موجود است تا زندگي خود را بهتر سازيم. (آنتوني رابينز)
براي هركس لازم است كه به
براي هركس لازم است كه به كششهاي منفي خود، “نه” بگويد. (استيو چندلر)
براي همگان حكومت كردن
براي همگان، حكومت كردن بر خانه از هر جاي ديگر و هر امر ديگري دشوارتر است. (آندره موروا)
براي همه آرزوي خير كنيد
براي همه آرزوي خير كنيد، چرا كه خودتان هم جزيي از همه هستيد. (نامشخص)
براي همهي ما اميد دور
براي همهي ما، اميد، دور از چشمان فيزيكيمان، در گوري ژرف، مدفون است و چه بسا روزي فرشتگان، سنگ مزارش را بردارند. (نامشخص)
براي همه كس خوشبختي يك
براي همه كس خوشبختي يك معني بيشتر ندارد! رسيدن به آرزوي خيالي. (سعيد نفيسي)
براي همه ي ما تصورناپذير
براي همه ي ما تصورناپذير است كه يگانه عشقمان چيزي سبك و سست باشد، چيزي بدون وزن؛ مي پنداريم عشق ما آن چيزي است كه…
براي هيچ چيز انديشه
براي هيچ چيز انديشه نكنيد، بلكه در هر چيز، با دعا و شكرگزاري، خواسته هاي خود را با خدا در ميان بگذاريد. (عيسي مسيح)
براي ياد گرفتن آنچه مي
براي ياد گرفتن آنچه مي خواستم بدانم، نياز به پيري داشتم، اكنون براي خوب به پا كردن آنچه كه مي دانم، نياز به جواني دارم….
براي ياد گرفتن كار كنيد
براي ياد گرفتن، كار كنيد نه براي پول، چون زماني كه ياد بگيريد، به آساني، پول در ميآوريد. (رابرت كيوساكي)
براي يافتن شادماني
براي يافتن شادماني، نيازي به جستوجو كردن آن در اينجا و آنجا نيست، چرا كه شادماني، در همين جاست! در درون خودتان… در لايههاي زيرين…
براي يك ثروتمند چقدر سخت
براي يك ثروتمند چقدر سخت است به ملكوت خدا داخل شود. (نامشخص)
براي يك زندگي آرام و
براي يك زندگي آرام و بدون دردسر، شوهر بايد كر و زن بايد لال باشد. (ميگوئل سروانتس ساآودِرا)
براي يك زندگي خوب مثل
براي يك زندگي خوب، مثل سگ كار كن، مثل اسب بخور، مثل روباه فكر كن و مثل خرگوش بازي كن. (نامشخص)
براي يك گل سرخ تفاوتي
براي يك گل سرخ، تفاوتي نميكند كه باغبانش ايتاليايي باشد يا سوئدي يا فرانسوي. (آبراهام مازلو)
براي يك كودك هيچ ترسي
براي يك كودك، هيچ ترسي بزرگتر از كابوس نيست. حال آنكه ترس از مرگ، بزرگترين وحشت يك انسان سالخورده است. (كريستين بوبن)
براي يك مرد هيچ شكنجه اي
براي يك مرد هيچ شكنجه اي بالاتر از آن نيست كه به او ترحم كني. (ناپلئون بناپارت)
برايان تريسي
براي مديريت زمان خود بايد خوشبختي را هدف اصلي زندگي تان قرار دهيد. برايان تريسي
برايت آرزومند لقمه اي
برايت آرزومند لقمه اي چرب و هاضمه اي [ =گوارنده ] خوبم. كتابم را اگر بگواري، مرا نيز با آن فرو برده اي! (نيچه)
برپايهي بالاترين
برپايهي بالاترين معيارهاي [=سنجههاي] خود زندگي كنيد. (جك كانفيلد)
برتر از همه چيز داشتن
برتر از همه چيز، داشتن پندارهاي بزرگ و قلب پاك است. (فريدريش شيلر)
برتري در جستن كمال است
برتري، در جستن كمال است، نه به دست آوردن آن. (لئوبوسكاليا)
برتري باسواد بر بي سواد
برتري باسواد بر بي سواد همانند برتري زندگان بر مردگان است. (ارسطو)
برترين دانش ها يزدان
برترين دانش ها يزدان پرستي است. (بزرگمهر)
برتري هميشه منفور بوده
برتري هميشه منفور بوده است و هنگاميكه برتر از همه هستي، بيشتر منفوري. (نامشخص)
برترين ويژگي بشري
برترين ويژگي بشري، مردانگي است. (چارلز ديكنز)
برترين نگرش به
برترين نگرش به ديگرگونيهاي بين افراد، اين است كه آدمي به آنها آگاهي داشته باشد و آنها را بپذيرد، ولي در عين حال، از آنها…
برجسته ترين و تعجب
برجسته ترين و تعجب انگيزترين خصوصيت بشري نيرويي است كه مي تواند با استفاده از آن منفي را تبديل به مثبت كند. (نامشخص)
برخلاف انديشه هاي مدرن
برخلاف “انديشه هاي مدرن” درباره ي زن و مرد، آموزش درست در مورد رابطه ي جنس ها را بايد در فرهنگ هاي شرقي يافت. (نيچه)
برخورد خوب درهايي را مي
برخورد خوب، درهايي را مي گشايد كه بالاترين تحصيلات نيز قادر به گشودن آن نيست. (نامشخص)
برخورداري از دانستنيها
برخورداري از دانستنيها، تضمين كننده ي [ =پايندان ] كاميابي نيست. (گلِن ديتزل)
برخورد درست و يك دست
برخورد درست و يك دست، هميشه بر برخورد نادرست و نابرابر پيروز است. (نامشخص)
برخي از اشخاص چنان به
برخي از اشخاص چنان به خود مغرورند كه اگر عاشق شوند به خودشان بيشتر عشق مي ورزند تا به معشوق. (لاروشفوكولد)
برخي از افراد زندگي نمي
برخي از افراد زندگي نمي كنند، مسابقه ي دو گذاشته اند، مي خواهند به هدفي كه در افق دوردست دارند برسند و در حالي كه…





