از آنچه به آساني به دست

از آنچه به آساني به دست آمده، بد نگهداري مي شود. (مثل آلماني)

از آنچه با عظمت است يا

از آنچه با عظمت است يا بايد هيچ نگفت يا با عظمت سخن گفت و با عظمت سخن گفتن يعني دور بودن از آرايش و…

از آنچه در پهنه‌ي

از آنچه در [پهنه‌ي] انديشه و گفتن و كردن است، من انديشه‌ي نيك و گفتار نيك و كردار نيك را مي‌پذيرم. (يَسنَه)

از آنچه زندگي به شما مي

از آنچه زندگي به شما مي بخشد، لذت ببريد، ولي هميشه آزاد و رها باقي بمانيد. (پيتر مك ويليام)

از آنچه شنيده و ديده و

از آنچه شنيده و ديده و خوانده ايد، هيچ چيز را قبول نكنيد، مگر آنكه درستي و صحت آن بر خودتان آشكار شده باشد. (دكارت)

از انديشه ها و آرزوهاي

از انديشه ها و آرزوهاي ديگران براي موفقيت خود، ياري بگيريد. (نامشخص)

از آنها كه مي فهمند

از آنها كه مي فهمند، تنها عده ي اندكي قادر به شرح مسئله هستند. (نامشخص)

از انسان متمدن مي خواهيم

از انسان متمدن مي خواهيم كه هر جا در طبيعت با زيبايي روبرو مي شود، به آن احترام بگذارد و تا آنجا كه دستانش توانايي…

از آه و نفرين بزرگان و

از آه و نفرين بزرگان و ريش سفيدان هر ايلي بايد ترسيد. (ارد بزرگ)

از اين امر به خود نباليد

از اين امر به خود نباليد كه دوستي به شما اجازه مي دهد حرفهاي ناپسند به دوستان صميمي خود بگوييد. هر چه روابط شما با…

از اين رو خشمگين شدن

از اين رو، خشمگين شدن، كُشنده‌تر از كار كردن است كه بيشتر مردم كار نمي‌كنند، خشمگين مي‌شوند. (رابرت لي فراست)

از اين ستون به آن ستون

از اين ستون به آن ستون فرج است. (مثل ايراني)

از اين كه شكست خورديد

از اين كه شكست خورديد، نبايد شرمسار باشيد، بلكه زماني بايد شرمنده باشيد كه تلاش نكنيد. (پرمودا باترا)

از اين مصيبتي گرانتر

از اين مصيبتي گرانتر نيست كه ابلهان، دانايان را به فروتني بخوانند. (گوته)

از اين نترس كه آهسته

از اين نترس كه آهسته حركت مي كني، از اين بترس كه هنوز حركت نكرده اي. (نامشخص)

از اين نترسيد كه بهترين

از اين نترسيد كه بهترين و بيشترين تلاش خود را صرف كارهاي به ظاهر جزيي كنيد. هر گاه كاري را به گونه موثر انجام دهيد،…

از اين و آن پيروي نكنيد

از اين و آن پيروي نكنيد؛ بكوشيد تا هويت خودتان را بيابيد. (وزيري)

از اين نكته مشوق تر نمي

از اين نكته مشوق تر نمي توان يافت كه بشر داراي قدرت انكار ناپذيري است كه مي تواند با تلاش و كوشش، آزادي زندگي خود…

از آينده ناراحت نباشيم؛

از آينده ناراحت نباشيم؛ بار روزانه را به منزل برسانيم! (نامشخص)

از آينده هاي امكان پذير

از آينده هاي امكان پذير روي نگردان، مگر آنكه مطمئن شوي هيچ چيزي براي يادگيري از آنها نداري. (ريچارد باخ)

از اينكه در زمان‌هاي

از اينكه در زمان‌هاي ضرورت [=بايستگي]، مبلغ هنگفتي پول خرج كنيد، هراس نداشته باشيد. (كيم وو چونگ)

از اينكه در كنارم هستي

از اينكه در كنارم هستي بسيار شادم؛ بودنت به من كمك مي كند كه دريابم دنيا چقدر زيباست. (گوته)

از باشگاه من نمي‌توانم

از باشگاه “من نمي‌توانم، ترسناك است” بيرون آييد و به مردمان كامياب بپيونديد. (جك كانفيلد)

از اينكه زندگي تان پايان

از اينكه زندگي تان پايان مي يابد نترسيد. از اين بترسيد كه زندگي را هيچ گاه آغاز نكنيد. (جان هنري نيومن)

از برفي كه بر پشت بام

از برفي كه بر پشت بام همسايه است شكايت مكن؛ در حالي كه جلوي خانه خودت كثيف و پر برف است. (كنفوسيوس)

از بسياري چيزهاي بزرگ

از بسياري چيزهاي بزرگ مي‌گذريم، ولي به ندرت، در امور جزئي، از خودگذشتگي مي‌كنيم. (گوته)

از به زبان آوردن

از به زبان آوردن پرسش‌هاي نابخردانه هرگز نترسيد؛ زيرا آسان‌تر از ارتكاب به كارهاي نادرست و نابخردانه است. (پرمودا باترا)

از بهار عشق و جواني بهره

از بهار عشق و جواني بهره بگير و باقي را هر چه هست به فرشته ي نيكوكاري واگذار؛ چرا كه زمان به زودي اين حقيقت…

از بي شرم مال مگير

از بي شرم مال مگير (کورش کبير)

از بيشتر كتابها تنها چند

از بيشتر كتابها تنها چند نقل قول باقي مي ماند؛ چرا از اول نقل قول ها را ننويسيم؟ (نامشخص)

از بين بردن دشواري هاي

از بين بردن دشواري هاي شخصي، به تنهايي، لذت ويژه اي به همراه دارد. (گيل ليندن فيلد)

از بين ده زن نه زن پيش

از بين ده زن، نه زن پيش از به کار بردن تازيانه، آن را از دست مردان مي گيرند. (برتراند راسل)

از بين بردن يك نظريه

از بين بردن يك نظريه رايج عمومي، نيازمند [ گذشت ] قرنها است. (فرانسوا ولتر)

از بين رفتن و نابود شدن

از بين رفتن و نابود شدن، خوشتر از نفرت ورزيدن و هراسيدن است و نابود شدن به مراتب بس خوشتر است از نفرت ورزيدن به…

از پادشاهان فرمان ناحق

از پادشاهان فرمان ناحق مخواه (کورش کبير)

از پست فطرت و بداصل قرض

از پست فطرت و بداصل قرض مگير و وام مده زيرا تنزيل زياد بايد داد و همواره بر در خانه تو بايستد و کسان بگمارد…

از پندهاي هميشگي به

از پندهاي هميشگي به بازيكنان خود: “هيچ وقت مطالب چاپي را نخوانيد؛ چشم را براي ديدن توپ ضعيف مي كند”. (نامشخص)

از پشت عينك طلا ديدگان

از پشت عينك طلا، ديدگان، درخشش ندارند. (آناتول فرانس)

از پيروزي تا سقوط تنها

از پيروزي تا سقوط تنها يك قدم فاصله است. (ناپلئون بناپارت)

از پيروزي دشمني زايد چه

از پيروزي دشمني زايد، چه شكست خورده، ناشاد است. آن كه پيروزي و شكست را واگذارد، خرسند و شادمان است. (بودا)

از پيروزيها و كاميابي

از پيروزيها و كاميابي هاي كوچك هم مي توان به نيكي ياد كرد و برايشان ارزش قايل شد. زيرا قدمگاه ها و سكوهاي پرشي هستند…

از پيروزي كمتر مي توان

از پيروزي، كمتر مي توان آموخت و از شكست، بسيار. (مثل ژاپني)

از پيشداوري كردن دست بكش

از پيشداوري كردن دست بكش تا آرامش را تجربه كني. (ديپاك چوپرا)

از پيشداوري خشم آلود در

از پيشداوري خشم آلود در مورد خويشتن بپرهيزيد. (وين داير)

از ترك كردن خانه‌اي كه

از ترك كردن خانه‌اي كه در آن سكونت داريد، هراس نداشته باشيد. در ذهن خود، خانه‌اي بزرگتر، تازه‌تر و شادتر بسازيد و براي زندگي كردن…

از تمام روزهاي زندگي در

از تمام روزهاي زندگي در كنار زني كه دوستش داري، لذت ببر؛ روزهايي كه به تو هديه شده اند. (نامشخص)

از ته دل ساده لوحانه بيش

از ته دل ساده لوحانه بيش از همه خواهان آن اند كه كسي ايشان را آزار نرساند. از اين رو به پيشباز [ =پيشواز ]…

از تيره بختي نيرويي

از تيره بختي، نيرويي برتر نيز وجود دارد و آن، اميدواري است. (كريستين بوبن)

از تمام صفاتي كه براي

از تمام صفاتي كه براي پرورش جسم و جان شما سودمند است، هيچ يك به سودمندي تصميم و اراده نيست. (پوشه)

از تيز ترين چاقو هم اگر

از تيز ترين چاقو هم اگر استفاده نشود، كند مي گردد. (ويليام شكسپير)

از جايي كه تا به حال

از جايي كه تا به حال چيزي نكاشته اي برداشت نمي كني. (مثل لهستاني)

از جدال و كشمكش غير واجب

از جدال و كشمكش غير واجب و بدون هدف بپرهيزيد. (جان كايزل)

از جمله وظايف استراتژيكي

از جمله وظايف استراتژيكي «بين الملل چهارم»، سرنگوني سرمايه داري است و نه پرداختن به اصلاحات. (لئون تروتسكي)

از جمعيت به اندازه ي

از جمعيت به اندازه ي كافي كشيده ام، حتي زماني كه شادمان هستند… و اگر بترسند، شخصي را به دار مي آويزند و يا او…

از چشم من افتاد

«از چشم من افتاد». چرا؟ «من همسان او نيستم»؛ آيا انساني تاكنون چنين پاسخ داده است؟ (نيچه)

از چشم‌انداز ابديت به

از چشم‌انداز ابديت به همه چيز بنگريد تا مشاهدات شما از زمان تاثير نپذيرد. (وين داير)

از حسادت تنها يك نتيجه

از حسادت تنها يك نتيجه عايد حسود مي شود و آن از بين رفتن تدريجي خود اوست. (مثل انگليسي)

از حق نشناسي ديگران

از حق نشناسي ديگران نرنجيد، چون ناسپاسي براي بشر يك امر طبيعي است. از اين رو اگر ما به اميد حق شناسي باشيم، بي جهت…

از خداحافظي كردن نترسيد

از خداحافظي كردن نترسيد؛ يك خداحافظي، پيش از آنكه بتوانيد دوباره يكديگر را ببينيد لازم است و ديدار دوباره، پس از دقايق دوره هاي زندگي،…

از خطر نمي‌توان گريخت

از خطر نمي‌توان گريخت. آيا بهتر نيست كه انسان آنگاه با خطر روبرو شود كه در صورت كاميابي، سودهايي بهره‌ي او گردد؟ (افلاطون)

از خردمندان مي خواهم كه

از خردمندان مي خواهم كه به دنبال حقيقت نروند، چون حقيقت نياز به پشتيبان ندارد. (نيچه)

از خود گذشتگي را بايد از

از خود گذشتگي را بايد از شمع آموخت كه با وجود سوختن روشنايي مي بخشد. (نامشخص)

از خود مپرس كه از نكويي

از خود مپرس كه از نكويي تو چه كس بهره خواهد برد. نان خود را به آب فكن، بالاخره كسي آن را خواهد خورد. (گوته)

از خودتان وجودي بسازيد

از خودتان وجودي بسازيد كه زياد دربند پيشداوري ديگران نباشيد. (استيو چندلر)

از خودگذشتگي ساده نيست

از خودگذشتگي ساده نيست، اما ضرورت دارد. (جان ماكسول)

از خويشاوندان به راحتي

از خويشاوندان به راحتي مي توان بريد، اما رشته دوستي را هرگز. (سيسرو)

از خيالتان خلوتگاهي در

از خيالتان خلوتگاهي در بيابان بسازيد، پيش از آنكه خانه اي در ميان ديوارهاي شهر بنا كند. (جبران خليل جبران)

از درخت گلابي نمي‌توان

از درخت گلابي نمي‌توان چشم‌داشت ميوه‌ي سيب داشت! حتي اگر روي درخت نوشته شود كه “اين درخت سيب است!”، حقيقت دگرگون نمي‌شود و حتي اگر…

از داوري درباره‌ي اهميت

از داوري درباره‌ي اهميت يا ارزش ديگران بر اساس آنچه شما آن را طبيعي و عادي به شمار مي‌آوريد، بپرهيزيد. (وين داير)

از درستي و راستي خود

از درستي و راستي خود، همانند يك چيز مقدس نگاهباني كنيد. (رالف والدو امرسون)

از دست دادن اميدي پوچ و

از دست دادن اميدي پوچ و محال، خود موفقيت و پيشرفتي بزرگ است. (ويليام شكسپير)

از دست دادن بخشي از

از دست دادن بخشي از چيزي، بهتر است تا از دست دادن كل آن چيز. (پائولو كوئيلو)

از دست دادن يك پندار تو

از دست دادن يك پندار، تو را خردمندتر مي‌سازد تا يافتن يك امر راستين. (نامشخص)

از دشمن بزرگ نبايد

از دشمن بزرگ نبايد ترسيد، اما بايد از صوفي منشي جوانان واهمه داشت. جواني كه از آرمانهاي بزرگ فاصله گرفت، نه تنها كمك جامعه نيست،…

از دشمن خود يكبار بترس و

از دشمن خود يكبار بترس و از دوست خود هزار بار. (چارلي چاپلين)

از دشمني كه دشمني خود را

از دشمني كه دشمني خود را در برابر تو ابراز مي كند، زياد نترس. (نامشخص)

از دعا كردن براي پول يا

از دعا كردن براي پول يا شرايط مالي بهتر، نهراسيد. (كاترين پاندر)

از دل برود هر آنكه از

از دل برود هر آنكه از ديده برفت. (نامشخص)

از دو چرخ يك محور هميشه

از دو چرخ يك محور هميشه يكي جلوتر حركت مي كند، حتا اگر به بخش هاي شكننده اي از ميلي مترها مربوط باشد. (فرناندو پسوا)

از دوزخ ياد آور و کسان

از دوزخ ياد آور و کسان را به انصاف مجازات کن (کورش کبير)

از ديده ي هنر هيچ چيزي

از ديده ي هنر، هيچ چيزي زشت نيست. (ويكتور هوگو)

از ديروز تا اكنون به

از ديروز تا اكنون، به اندازه ي يك روز به تجربه هاي شما افزوده شده است. (آنتوني رابينز)

از ديروز بياموز براي

از ديروز بياموز، براي امروز زندگي كن و به فردا اميد داشته باش. (آلبرت انيشتين)

از ديگران تقليد نكن خود

از ديگران تقليد نكن، خود را بشناس و آنچه هستي باش؛ بدان كه در دنيا كسي مثل تو نيست. (ديل كارنگي)

از رازهاي زندگي طولاني و

از رازهاي زندگي طولاني و پربار اين است كه پيش از هر خواب شبانه، همه‌ي نزديكانتان را بابت همه‌ي كارهاي نادرست‌شان ببخشيد. (نامشخص)

از راه ارتباط با مردم بر

از راه ارتباط با مردم بر قدر خود افزوده ام. (اپرا وينفري)

از راه چشم يك راست در

از راه چشم يك راست در شكم، بدون دخالت ذهن؛ اين است تلويزيون. (نامشخص)

از راه كنش و كردار است

از راه كنش و كردار است كه انسانها كامياب مي شوند يا شكست مي خورند. (ارسطو)

از راه منطق است كه ثابت

از راه منطق است كه ثابت مي‌كنيم، ولي با شم و شهود است كه كشف مي‌كنيم. (نامشخص)

از روي جلد كتاب نمي

از روي جلد كتاب، نمي توان به درونمايه ي آن پي برد و داوري كرد. (نامشخص)

از روي خواسته ها و

از روي خواسته ها و گفتارهاي ساده جوانان مي توان به آينده آنها پي برد؛ تنها خواسته و آرزوي آنها گواه آينده است. (ارد بزرگ)

از روي راستي ستايش

از روي راستي، ستايش كردن، آسان است و هيچ گونه خرجي برنمي‌دارد، ولي نبايد ارزش آن را دست كم گرفت. (لئوبوسكاليا)

از زمان كودكي پدر و

از زمان كودكي، پدر و آموزگار مدرسه براي ما تكرار مي كنند كه خيانت، نفرت انگيزترين چيزي است كه مي توان تصور كرد. اما خيانت…

از روي سوالهاي فرد بهتر

از روي سوالهاي فرد، بهتر از جوابهاي او مي توانيد درباره اش قضاوت كنيد. (فرانسوا ولتر)

از زندگي چه مي دانيم كه

از زندگي چه مي دانيم كه از مرگ بدانيم. (كنفوسيوس)

از زمان هومر تاكنون هر

از زمان هومر تاكنون، هر اروپايي كه چيزي در مورد شرق گفته، پول پرستانه و نژاد پرستانه بوده است. (نامشخص)

از زماني كه جستجو مرا به

از زماني كه جستجو مرا به ستوه آورد، يافتن آموختم و از زماني كه باد از من روي گرداند، در همه ي بادها بادبان مي…

از زندگي خود لذت ببر بي

از زندگي خود لذت ببر، بي آنكه آن را با زندگي ديگران مقايسه كني. (نامشخص)

از زندگي نترسيد باور

از زندگي نترسيد، باور داشته باشيد، زندگي ارزش زيستن را دارد و باورتان در آفرينش اين حقيقت به شما كمك خواهد كرد. (ويليام جيمز)

از ژرفايي تيره مي آييم

از ژرفايي تيره مي آييم، در ژرفايي تيره به پايان مي رسيم و اين درنگ درخشان را زندگي مي ناميم. (نيكوس كازانتزاكيس)