دنيا را دشمن بداريد تا
دنيا را دشمن بداريد، تا خدا دوستتان بدارد (نامشخص)
دنيا زادگاه رنج است اگر
دنيا زادگاه رنج است؛ اگر در آن بماني، چون خواب و خيالي مي گريزد و اگر سفر كني غم با تو همراه مي آيد. (گوته)
دنيا گلي است كه گلبرگ
دنيا گلي است كه گلبرگ هايش خيالي و خارهايش حقيقي است. (نامشخص)
دنيا را نگه داريد؛ مي
دنيا را نگه داريد؛ مي خواهم پياده شوم. (نامشخص)
دنيا مانند انباري يك
دنيا مانند انباري، يك باغ، يك اتاق پُرهمهمه و يك بازار است. (كريستين بوبن)
دنيا مانند يك تماشاخانه
دنيا مانند يك تماشاخانه است؛ هر كس نقش خود را بازي مي كند و سپس مخفي مي شود. (ويليام شكسپير)
دنيا مناسب شما و شما
دنيا مناسب شما و شما مناسب دنيا هستيد. (نامشخص)
دنيا نه موافق انسان است
دنيا نه موافق انسان است و نه مخالف [ او ]، بلكه بيطرف است. (نيچه)
دنيا يكسره صحنه بازي است
دنيا يكسره صحنه بازي است و همه بازيگران آن به نوبت مي آيند و مي روند و نقش خود را به ديگري مي سپارند. (ويليام…
دنيا ميتواند تنها
دنيا ميتواند تنها، چيزهايي را به آدمي بدهد كه آدمي، سزاوار آن است و شايستگي آن را دارد. (آبراهام مازلو)
دنياي ذهن ناموجود است
دنياي ذهن ناموجود است، مگر آنكه از راه حواس بدان دست يابيم. (اريك نيوتن)
دنياي عين و دنياي ذهن
دنياي عين و دنياي ذهن، هر دو به يك اندازه مهم و به يك ميزان معتبر هستند، حتي اگر اولي اندازه گرفتني باشد و دومي…
دنياي ما مثل خانواده ي
دنياي ما مثل خانواده ي بزرگي از ملتهاست. (جواهر لعل نهرو)
دنياي گمان دنيايي
دنياي گمان، دنيايي راستين و جاودانه است و اين دنياي فاني و بيارزش، تنها سايهي ناچيزي از آن. (ويليام بليك)
دنياي منحصراً مكانيكي
دنياي منحصراً مكانيكي دنيايي ابلهانه است! مگر “ارزش” قطعه موسيقي را مي توان با رقم و شماره اندازه گرفت؟ (نيچه)
دنيايي كه انسان ناگزير
دنيايي كه انسان ناگزير باشد براي اثبات ناچيزترين حقوق خويش، تا حد مرگ سرود بخواند، دنياي بسيار زشتي است؛ دنيايي وارونه با مفاهيم وارونه. (احمد…
ده برابر زماني كه حرف مي
ده برابر زماني كه حرف مي زنيد، بخوانيد و گوش دهيد. به اين ترتيب در مسير آموختن و پيشرفت دايمي قرار مي گيريد. (نامشخص)
دهان خردمند در قلب اوست
دهان خردمند در قلب اوست. (بنجامين فرانكلين)
دهان زشتگوي را بايد با
دهان زشتگوي را بايد با خاموشي وقار بست. (فرانسيس بيكن)
دهان را از واژه هاي نجيب
دهان را از واژه هاي نجيب پر مي كنيد و بر ماست آيا كه باور داريم دلهاي شما، شما دروغ زنان، سرشار است؟ (نيچه)
دهان و كيف پولت را با
دهان و كيف پولت را با احتياط باز كن، زيرا از اين راه دست كم آبرو و پرستيژت دست نخورده باقي خواهد ماند. (نامشخص)
دهش بخشش آنگاه كه از
دهش (بخشش)، آنگاه كه از ثروت است و از مكنت، هر چه بسيار، باز اندك باشد، كه واقعيت بخشش، ايثار از خويشتن است. (جبران خليل…
دو اشتباه بسيار بزرگ
دو اشتباه بسيار بزرگ وجود دارد: يكي اينكه قبل از موعد اقدام به عمل كنيم و ديگري اينكه فرصت مناسب را از دست بدهيم. (پائولو…
دهقان و دهكده اش قادرند
دهقان و دهكده اش قادرند جهاني را به زور آزمايي بخوانند. زيرا قانوني كه بر دهقان حكومت مي كند اين است كه او براي دفاع…
دو تراژدي دردناك در
دو تراژدي دردناك در زندگي وجود دارد: يكي اينكه در عشقت ناكام شوي و ديگر اينكه به وصال عشقت برسي. (جرج برنارد شاو)
دو چيز آسان است يكي
دو چيز آسان است : يكي شمردن عيبهاي فرد شكست خورده و ديگري شمردن خوبيهاي فرد پيروز. (تن)
دو چيز اندوه را از بين
دو چيز اندوه را از بين مي برد: يكي ديدار دوستان و ديگر، سخن دانايان و خردمندان. (ارسطو)
دو چيز براي من به معناي
دو چيز براي من به معناي زندگي است: آزادي و بانويي كه او را دوست دارم. (فرانسوا ولتر)
دو چيز بي نهايت است
دو چيز بي نهايت است: كهكشان ها و ناداني بشر، كه در مورد نخست شك دارم. (آيزنشتاين)
دو چيز تفاوت فاحشي را
دو چيز تفاوت فاحشي را بين انسان و حيوان به وجود مي آورد : قدرت بيان و دروغگويي. (آناتول فرانس)
دو چيز در من شگفتي و
دو چيز در من شگفتي و ستايش هميشگي و فزاينده برميانگيزد: آسمان پرستارهي فراز سرم و حكم اخلاقي درونم. (ايمانوئل كانت)
دو چيز را پاياني نيست
دو چيز را پاياني نيست: يكي جهان هستي و ديگري حماقت انسان. البته در مورد اولي مطمئن نيستم! (آلبرت انيشتين)
دو شيئي همزمان نمي
دو شيئي، همزمان نمي توانند يك فضا را اشغال كنند. در اين صورت، اگر فضايي را كه ترس، پيش تر اشغال كرده، با انديشه هاي…
دو زن هرگز با يكديگر
دو زن هرگز با يكديگر دوستي و محبت نمي ورزند، مگر براي توطئه بر ضد زن سوم. (آلفونس كار)
دو عاشق بيش از هر چيز
دو عاشق، بيش از هر چيز، به نامهاي يكديگر وابستهاند. (والتر بنيامين)
دو فكر بهتر از يك فكر
دو فكر بهتر از يك فكر است. (مثل آمريكايي)
دو گوش داريم و تنها يك
دو گوش داريم و تنها يك زبان، براي اينكه بيشتر بشنويم و كمتر بگوييم. (نامشخص)
دو كلمه آري و نه كه تلفظ
دو كلمه آري و نه كه تلفظ شان آسان است، كلماتي هستند كه براي اداي آنها انديشه و مطالعه فراوان لازم است. (نامشخص)
دو نفر از پنجره زندان به
دو نفر از پنجره زندان به بيرون مي نگريستند؛ يكي گل و لاي را مي ديد و ديگري ستاره هاي درخشان را. (ديل كارنگي)
دو نفر كه عاشق يكديگرند
دو نفر كه عاشق يكديگرند، اگر بگذارند كمترين شكافي ميانشان بيفتد، ژرفتر خواهد شد؛ ماهي خواهد گذشت، سالي خواهد شد و سدهاي؛ و ديگر بسيار…
دو نوع زن وجود دارد با
دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير. (مثل ايتاليايي)
دوازده سال وقتم گرفته شد
دوازده سال وقتم گرفته شد تا كشف كردم كه در نويسندگي استعدادي ندارم، اما ديگر نتوانستم از اين كار دست بكشم چون بيش از اندازه…
دودماني كه بزرگان و ريش
دودماني كه بزرگان و ريش سفيدانش خوار باشند، به كالبد بيجاني ماند كه خوراك جانوران ديگر شود. (ارد بزرگ)
دوام عشق در گرو رشد آن
دوام عشق در گرو رشد آن است. (لئوبوسكاليا)
دوام ازدواج يك قسمت آن
دوام ازدواج يك قسمت آن از روي محبت است و نُه قسمتش از روي چشم پوشي از خطا. (مثل اسكاتلندي)
دور از ذهن ترين چيز در
دور از ذهن ترين چيز در همه ي انسانها، بي اهميت بودنشان در تمام عرصه هاست. (فرناندو پسوا)
دور را ديدن يك چيز است و
دور را ديدن يك چيز است و رفتن به آنجا چيزي ديگر. (نامشخص)
دوران جواني زماني است
دوران جواني، زماني است براي به دست آوردن خرد؛ دوران كهنسالي، زماني است براي به كار بستن آن. (ژان ژاك روسو)
دور و درازترين راهها با
دور و درازترين راهها با كوچكترين گامها آغاز مي شود. (نامشخص)
دورنمايه ي فراموش نشدني
دورنمايه ي فراموش نشدني وابسته به تولد عشق با زيبايي اضطراب آورش درست در لحظه ي نااميدي انسان را به سوي خود مي كشد. انسان…
دوره ي دگرگوني دوره ي
دوره ي دگرگوني، دوره ي ترس و دوره ي كسب فرصت است. اينكه كدام يك بهره ي شما مي شود، بستگي به گرايش شما دارد….
دوره هاي بزرگ زندگي ما
دوره هاي بزرگ زندگي ما آن زماني است كه جسارت مي يابيم و بدترين حالتها را نيك ترين مي ناميم. (نيچه)
دوري از صدمه زورگويي
دوري از صدمه، زورگويي، چپاول متقابل و همسويي خواست هاي خود با ديگران ممكن است در مفهوم كلي بين افراد بدل به رسمي نيكو شود،…
دوري كردن از بيان باورها
دوري كردن از بيان باورها و پيشداوري، بخشي از فرآيند پيشروندهي شكوفا كردن آدمي است. (آبراهام مازلو)
دوري كن از ناداني كه خود
دوري كن از ناداني كه خود را دانا شمرد. (نامشخص)
دوري كنيد از اينكه گنج
دوري كنيد از اينكه گنج درون را با ترازو بسنجيد و هرگز ژرفاي آگاهيتان را با اندازههايي محدود يا ريسماني آويزان نسنجيد! زيرا “خويشتن”، دريايي…
دوزخ اين است كه انسان
دوزخ اين است كه انسان ديگر دوست نداشته باشد. (ژرژ برنانوس)
دوزخ يعني دگر عاشق
دوزخ، يعني دگر عاشق نبودن. (نامشخص)
دوست از دوست حق گله
دوست از دوست حق گله گذاري دارد. گله گذاري دليل دوستي و علاقه به دوام روابط نيكو است. (فرانسيس بيكن)
دوست بداريد اما عشق را
دوست بداريد، اما عشق را به زنجير بدل نكنيد. (جبران خليل جبران)
دوست براي آن است كه
دوست براي آن است كه نيازت را برآورد، نه اينكه تهي بودنت را پر كند. (جبران خليل جبران)
دوست بداريد كساني را كه
دوست بداريد كساني را كه به شما پند مي دهند نه مردمي كه شما را ستايش مي كنند. (نامشخص)
دوست بسيار داشته باش تا
دوست بسيار داشته باش تا معروف باشي (کورش کبير)
دوست پيوندي است پدر و
دوست، پيوندي است پدر و پسر را؛ او مهمترين نقطه ي عطف آنها است. (فرانتس كافكا)
دوست تو كسي است كه هر
دوست تو كسي است كه هر گاه كلمه حق از تو بشنود، خشمناك نشود. (فيثاغورث)
دوست حقيقي ضعف شما را
دوست حقيقي ضعف شما را ستايش نمي كند، بلكه مي كوشد قدرت و نيروي شما را بيدار سازد. (آرنولد گلاسكو)
دوست حقيقي مانند نهالي
دوست حقيقي مانند نهالي است كه در كوهستان مي رويد و به محض اينكه ريشه هاي خود را به سنگهاي صخره كوه متصل كرد، ديگر…
دوست حقيقي كسي است كه
دوست حقيقي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد، اما قلب تو را لمس كند. (گابريل گارسيا ماركز)
دوست داشتن انسان ها به
دوست داشتن انسان ها به معناي دوست داشتن خود به اندازه ي ديگري است. (اسكات پك)
دوست دارم فرزندان همچون
دوست دارم فرزندان، همچون سرانجامي خوش بر داستان زندگيام باشند. (نامشخص)
دوست داشتن بدين معنا است
دوست داشتن بدين معنا است كه خوشبختي خودمان را در خوشبختي ديگران بدانيم. (نامشخص)
دوست داشتن بدون اميد
دوست داشتن بدون اميد، باز هم يك خوشبختي است. (اونوره دو بالزاك)
دوست داشتن تنها نگريستن
دوست داشتن، تنها نگريستن به يكديگر نيست، بلكه با هم نگريستن در يك جهت است. (آنتوان دوسنت اگزوپري)
دوست داشتن چشم پوشي از
دوست داشتن، چشم پوشي از قدرت است. (ميلان كوندرا)
دوست داشتن چيزي جز سهيم
دوست داشتن، چيزي جز سهيم شدن نيست. (اريك نيوتن)
دوست داشتن رحمت است
دوست داشتن، رحمت است؛ مورد محبت قرار گرفتن، خوشبختي است. (لئو نيكولايويچ تولستوي)
دوست داشتن و عشق ورزيدن
دوست داشتن و عشق ورزيدن به گفتن نيست، بلكه ميبايست آن را در خود احساس كني و انجام دهي. (آنتوني رابينز)
دوست داشتن و به دست
دوست داشتن و به دست آوردن، بهترين چيز است و دوست داشتن و از دست دادن، يك درجه پايينتر. (نامشخص)
دوست راستين دوستي است
دوست راستين، دوستي است كه زماني كه همه از تو دور ميشوند، او به سوي تو ميآيد. (نامشخص)
دوست دزد زمان است
دوست، دزد زمان است. (مثل انگليسي)
دوست راستين كسي است كه
دوست راستين كسي است كه زماني كه بايد جايي ديگر باشد، براي خاطر شما در كنارتان بماند. (نامشخص)
دوست شخصي است كه
دوست، شخصي است كه صميمانه به تو زيان مي رساند. (نامشخص)
دوست شما نيازمندي هاي
دوست شما نيازمندي هاي پاسخ داده ي شما است. (نامشخص)
دوست شما كسي است كه از
دوست شما كسي است كه از ديدنتان شادمان ميشود و از راه نرسيده، نقشهي درست كردن شما را در سر نميپروراند. (نامشخص)
دوست كسي است كه قدر مرا
دوست، كسي است كه قدر مرا مي داند و براي من ارزش قايل است. (آلبرت هاباردد)
دوست كسي است كه من مي
دوست، كسي است كه من مي توانم با او صميمي باشم و جلو او با صداي بلند فكر كنم. (رالف والدو امرسون)
دوست كسي است كه همه چيز
دوست، كسي است كه همه چيز را دربارهي تو ميداند و باز هم تو را دوست دارد. (نامشخص)
دوست کهنه را گرامي دار
دوست کهنه را گرامي دار و در دوستي او استوار بايست (کورش کبير)
دوست مانند چتري است كه
دوست مانند چتري است كه بايد در روزهاي باراني همراه شما باشد. (نامشخص)
دوست مانند يك روپيه است
دوست، مانند يك روپيه است كه در زمان تنگدستي، صد برابر ميارزد. (پرمودا باترا)
دوست مثل درشكه در روز
دوست مثل درشكه در روز باراني كمياب است. (فرانسوا ولتر)
دوست من گذشته ها كتابي
دوست من، گذشته ها كتابي مهر و موم شده است. (گوته)
دوست مي بايد در پي بردن
دوست مي بايد در پي بردن و دم فرو بستن استاد باشد: همه چيز را به چشم نبايد ديد. رويايت بايد بر تو فاش كند…
دوست مي دارم آن را كه
دوست مي دارم آن را كه آيندگان را بر حق مي كند و گذشتگان را نجات مي بخشد؛ زيرا مي خواهد جان بر سر كار…
دوست مي دارم آناني را كه
دوست مي دارم آناني را كه براي فرو شدن و فدا شدن، نخست فراپشت ستارگان از پي دليل نمي گردند، بل خويش را فداي زمين…
دوست ندارم كسي چيزي به
دوست ندارم كسي چيزي به من هديه كند، چرا كه طرف مقابل با اهداي آن مي خواهد مرا موظف كند تا مانند او چيزي هديه…
دوست هديه اي است كه
دوست، هديه اي است كه براي خود خريداري مي كنيد. (نامشخص)
دوست هديهاي است كه شما
دوست، هديهاي است كه شما به خودتان ميدهيد. (نامشخص)
دوست همسايه ي دل آدمي
دوست، همسايه ي دل آدمي است. (نامشخص)
دوست همه كس دوست هيچ كس
دوست همه كس، دوست هيچ كس نيست. (نامشخص)





