درست بوده است من به ريش

درست بوده است، من به ريش همه مي خنديدم به ريش خودم هم… نمي دانم به چه هزينه اي. (نامشخص)

درست همان گونه كه براي

درست همان گونه كه براي شنيدن نواي زمزمه‌ي كسي بايد سكوت كنيم و بي‌حركت باشيم، نگرش ما به هنر نيز بايد با عشق و ستايش…

درست انديشيدن بزرگترين

درست انديشيدن بزرگترين شكل رستگاري است و به تندرستي منجر مي شود. (كاترين پاندر)

درست همان گونه كه اگر

درست همان گونه كه اگر آهن را بكار نگيريم، زنگ مي‌زند، همان‌ گونه كه آب راكد مي‌گندد و يا به هنگام سرما يخ مي‌بندد، اگر…

درست همان گونه كه داروين

درست همان گونه كه داروين قانون تكامل يا ماهيت موجود زنده را كشف كرد، ماركس نيز قانون تكامل تاريخ انساني را كشف نمود. (نامشخص)

درست همانند طبيعت در

درست همانند طبيعت، در دانش نيز نخست، بدترين و بي ثمرترين مناطق خوب پرورش مي يابند، زيرا براي اين حوزه ها ابزارهاي دانش مربوط به…

درست و همه جانبه

درست و همه جانبه انديشيدن، از بايدهاست. (پرمودا باترا)

درست همان‌ گونه كه در

درست همان‌ گونه كه در روزي هموار و آفتابي مي‌توان دوردستها را ديد، درك تازه نيز در ذهن آرام شكوفا مي‌شود. (گاي فينلي)

درستكارترين مردم جهان

درستكارترين مردم جهان، بيشترين احترام [ =بزرگداشت ] را به سوي خود جلب شده مي بينند، حتي اگر هدف بيشترين بدرفتاريها و ناروايي‌ها قرار گيرند….

درست هنگامي كه از آفتاب

درست هنگامي كه از آفتاب بالاي سرمان غفلت مي كنيم، پل يخي زير پاي ما كه زماني سفت و محكم بود، زير پايمان آب مي…

درستكاري اهميت دارد ولي

درستكاري اهميت دارد، ولي روراستي نيز مهم است. (وينستون چرچيل)

درستكاري بهترين سياست

درستكاري بهترين سياست است. (مثل انگليسي)

درستكاري سبب پيدايش

درستكاري، سبب پيدايش نيكويي است و نادرستي، سبب بروز بدي. (افلاطون)

درستي زيربناي منش است و

درستي، زيربناي منش است و ساختن منش، مهمترين وظيفه ي ما است. (برايان تريسي)

درستي شما در ميزان

درستي شما در ميزان پايبندي تان به گرامي ترين ارزش هايتان جلوه مي كند. (برايان تريسي)

درستي و درمان را

درستي و درمان را مي‌ستاييم. پرورش و باليدن را مي‌ستاييم؛ پايداري در برابر دردها و بيماري‌ها را. (يَسنَه)

درستي صفتي است كه ساير

درستي، صفتي است كه ساير ارزش ها را در وجود شما نگاه مي دارد و سبب مي شود زندگي تان را بر پايه ي آنها…

درسها آنقدر تكرار مي

درسها آنقدر تكرار مي شوند تا آموخته شوند. (شري كارتر اسكات)

درستي و كمال جوهره ي هر

درستي و كمال، جوهره ي هر كامروايي است. (باك مينستر فولر)

درس‌هاي زندگي بايد به

درس‌هاي زندگي بايد به خدمت ما درآيند، نه اينكه ما را نااميد كنند. (جيم رآن)

درسهايي كه بر زانوي مادر

درسهايي كه بر زانوي مادر آموخته شده و آموزش هايي كه پدر داده، همراه با داستانهاي شيريني كه در كنار بخاري به گوش رسيده، يادگارهاي…

درك احساس يك راز دشوار

درك احساس يك راز دشوار است. مثل اينكه كسي ناظر كشتاري باشد و همزمان به درگيري هاي بي اهميت اجتماعي بينديشد، يا هنگام تماشاي سنگي…

درصدد اين نباشيد كه

درصدد اين نباشيد كه ردپاي فرد خردمندي را بيابيد و آن را دنبال كنيد؛ آنچه را آنان جسته‌اند، بجوييد. (نامشخص)

درك ارزشها يكي از حساس

درك ارزشها يكي از حساس ترين كليدهاي نيل به پيشرفت و كاميابي است. (آنتوني رابينز)

درك بسياري از آدميان

درك بسياري از آدميان، دشوار است؛ چون يا در چارچوب گفتارشان نمي گنجند، يا روح خود را از دست داده اند. (كريستين بوبن)

درك زيبايي درك زيبايي به

درك زيبايي درك زيبايي به شمار مي رود. (نامشخص)

درك زندگي به اندازه ي يك

درك زندگي به اندازه ي يك نفس، بسيار آسوده تر است، زيرا شما زندگي مي كنيد و اين كار، نتيجه ي كاميابي ها است. (رالف…

درك فوق العاده ضرورتي

درك فوق العاده ضرورتي است تا در مواجهه با روزهاي تيره بتوان ترس را حس كرد. (فرناندو پسوا)

درك منظور دشوار است به

درك منظور دشوار است، به ويژه هر بار كه بسان رود كنگ بينديشيم و ميان انسانهايي زندگي كنيم كه دگرگونه مي انديشند و به شيوه…

درك هيچ چيز دشوارتر از

درك هيچ چيز دشوارتر از درك طنز نيست، هيچ چيز كشف ناكردني تر از طنز نيست. (نامشخص)

درگاه فرمانروا بسان دريا

درگاه فرمانروا بسان دريا است، جوينده اي از دريا ريگ به كف مي آورد و ديگري دُر شاهوار. (بزرگمهر)

درمان غم و اندوه سرگرم

درمان غم و اندوه، سرگرم ساختن مغز به انديشه هاي نشاط آور است. (نامشخص)

درمان فقر جسماني ورزش

درمان فقر جسماني، ورزش؛ فقر روحاني، دين؛ فقر مالي، تلاش و فقر معنوي، دانش است. (ژان ژاك روسو)

دروره هاي اصلي در زندگي

دروره هاي اصلي در زندگي، آن زمانهاي كوتاه سكون اند، در ميانه، مابين بر آمدن و فرونشستنِ يك انديشه يا احساس حاكم. (نيچه)

درنگ بهترين درمان خشم

درنگ، بهترين درمان خشم است. (سنكا)

دروغ انفجاري است در

دروغ، انفجاري است در خودباوري تو. (وين داير)

دروغ آيين اربابان و

دروغ، آيين اربابان و بردگان و حقيقت، خداي انسانهاي آزاد است. (نامشخص)

دروغ باد ما را هر حقيقتي

دروغ باد ما را هر حقيقتي كه با آن خنده اي نكرده ايم! (نيچه)

دروغ بزرگي را با صداي

دروغ بزرگي را با صداي بلند بگوييد و مدتي آن را تكرار كنيد؛ دير يا زود، مردم آن را باور خواهند كرد. (نامشخص)

دروغ تمام سكه هاي تقلبي

دروغ، تمام سكه هاي تقلبي را به جريان مي اندازد، ولي به هنگام جستجوي طلا، يكه و تنهاييم؛ همان گونه كه در سوگ تنهاييم. (كريستين…

دروغ جلوه اي از شيطان

دروغ جلوه اي از شيطان است زيرا شيطان دو نام دارد: يكي شيطان و ديگري دروغ. (ويكتور هوگو)

دروغ در دوي سرعت شركت مي

دروغ در دوي سرعت شركت مي كند، اما راستي در دوي ماراتن. (نامشخص)

دروغ سنگ است و نمي

دروغ، سنگ است و نمي تواند بدون تكيه بر دروغ ديگر سرپا بايستد؛ يكبار دروغ گفتن كار بس آساني است، ولي بسيار دشوار است كه…

دروغ شكوفه مي آورد اما

دروغ شكوفه مي آورد، اما ميوه ندارد. (مثل آفريقايي)

دروغ مثل برف است كه هر

دروغ مثل برف است كه هر چه آن را بغلتانند، بزرگتر مي شود. (نامشخص)

دروغ هرچه بزرگتر باشد

دروغ هرچه بزرگتر باشد، احمقها زودتر باور مي كنند. (نامشخص)

دروغگويي يكي از سبب‌هاي

دروغگويي، يكي از سبب‌هاي ناكام ماندن مناسبت‌هاست. (لئوبوسكاليا)

درون تو مُشتي گوشت قرمز

درون تو مُشتي گوشت قرمز است كه ديدن اَن، تو را با خودت روبرو نمي‌كند. تو لابلاي آن گوشتهاي قرمز درون اَن نيستي، آنجا را…

درون رفتن در حقيقت درون

درون رفتن در حقيقت، درون رفتن نيست؛ اين تنها بيرون رفتن است… و ناگهان خود را در درون مي يابي. (اشو)

درون ما از نگاه تيزبين

درون ما از نگاه تيزبين خردمندان پنهان نيست. (ارد بزرگ)

درون ما با تمام جزئيات

درون ما با تمام جزئيات از نگاه تيزبين اهل خرد پنهان نيست. (ارد بزرگ)

درون من جايي است كه تنها

درون من جايي است كه تنها در آن زندگي مي كنم. (جبران خليل جبران)

درون هر آدم چاق و فربه

درون هر آدم چاق و فربه، انسان لاغري زنداني است كه براي آزادي فرياد مي كشد. (نامشخص)

درون هر چارچوب دنيايي

درون [هر] چارچوب، دنيايي ابدي توسط شخص ديگري آفريده شده است كه از هر شائبه ي فنا به دور است؛ دنيايي كه جريان ازلي علت…

دريافت ما از ديگر

دريافت ما از ديگر آدم‌ها، برمي‌گردد به ميزان شناخت‌مان از خويشتن. (لئوبوسكاليا)

دريافتن و ادراك خود

دريافتن و ادراك خود، آغاز حكمت است. (كريشنا مورتي)

درياها نماد فروتني

درياها نماد فروتني هستند؛ در نهاد خود كوههايي فراتر از خشكي دارند، اما هيچ گاه آن را به رخ ما نمي كشند. (ارد بزرگ)

درياي خروشان زندگي با

درياي خروشان زندگي با طوفانها و موجهاي بزرگ همراه است. امواج سهمگين حوادث در مسير زندگي از پيشرفت مردان بزرگ جلوگيري مي كند. پيروزي از…

درياي بي تلاطم هيچگاه

درياي بي تلاطم، هيچگاه دريانورد ورزيده تربيت نمي كند. (مثل آفريقايي)

دزديدن از يك نويسنده

دزديدن از يك نويسنده سرقت ادبي است، اما اگر از چند نويسنده بدزديد نامش مي شود پژوهش! (ويلسون ميزنر)

دست از دزدي و کاهلي و

دست از دزدي و کاهلي و هوا و هوس نفساني بدار زيرا هر کس که نيکي کند پاداش نيکي يابد و هر که بدکار گشت…

دست استاد خويش را ببوس

دست استاد خويش را ببوس، چون او هم پدر است هم پرورنده خرد. (ارد بزرگ)

دست به كار شدن ويژگي

دست به كار شدن، ويژگي همه‌ي انسانهاي كامروا است. هوش سرشار يعني هنر تاب آوردن درد و رنج. (آلبرت هاباردد)

دست برنداشتن از آثار

دست برنداشتن از آثار برجاي مانده از پيشامدهاي ناخوشايند، بيش از خود پيشامد، به شخص زيان مي رساند. (شري كارتر اسكات)

دست به كنش بزنيد و از

دست به كنش بزنيد و از كشف توانايي هاي تازه لذت ببريد. (آنتوني رابينز)

دست طبيعت اميدهاي انسان

دست طبيعت، اميدهاي انسان را در هيچ حدود و ثغوري دربند نكرده است و آرزوهاي بشري هرگز حدي نمي شناسند. (نامشخص)

دست كم يك شرط ضروري

دست كم يك شرط ضروري [=بايسته] براي عشق ورزيدن به هر كس وجود دارد و آن اين است كه او به گونه‌اي آزاد و جداي…

دست كم روزي يك كار نيك

دست كم روزي يك كار نيك انجام بده و اين كار را تا پايان زندگي ادامه بده. (نامشخص)

دست طبيعت در هر دل پاك

دست طبيعت در هر دل پاك اين احساس شريف را گذاشته است كه به تنهايي نمي تواند خوشبخت شود و بايد سعادت خود را در…

دست گرفتن كتاب براي دور

دست گرفتن كتاب براي دور كردن افكار شخصي، معصيتي در برابر روح القدس است. (آرتور شوپنهاور)

دست مرا از تابوت بيرون

دست مرا از تابوت بيرون گذاريد تا مردم بدانند كه با اينهمه رنج چيزي از دنيا با خود نبردم. (نامشخص)

دست يافتن به خويشتن خود

دست يافتن به خويشتن خود سبب مي‌شود كه آدمي، پاك و راستگو باشد. به اين چَم كه بگذارد رفتار و گفتارش، بيان خود به خودي…

دست‌اندازها شرايط

دست‌اندازها، شرايط ساده‌ي دنياي راستين هستند كه بايد براي پيشرفت، با آن‌ها روبرو شويد. آن‌ها به سادگي وجود دارند و هميشه هم خواهند داشت. (جك…

دست و پنجه نرم كردن با

دست و پنجه نرم كردن با مشكلات بر عزم راسخ اشخاص مي افزايد. (جان ماكسول)

دستاوردها به سرعت برق

دستاوردها به سرعت برق، يكديگر را پشت سر مي گذارند. (آرتور شوپنهاور)

دستاوردها به نياز پاسخ

دستاوردها، به نياز پاسخ نمي‌دهند، بلكه به تلاش، كار و تكاپو، پاسخ مي‌دهند. (جيم رآن)

دستاوردها پاداش

دستاوردها، پاداش كساني‌ست كه با آينده‌نگري، از فرصت‌ها، بيشتر بهره گرفته‌اند. (جيم رآن)

دستاوردها همان

دستاوردها، همان برداشت‌هايي هستند كه از تلاش‌هاي گذشته‌ي ما به دست مي‌آيند. (جيم رآن)

دستاوردها هميشه پيش‌بيني

دستاوردها هميشه پيش‌بيني پذير هستند، چرا كه دستاوردها هميشه نتيجه‌ي فرآيند آن چيزي‌ست كه هستيم و شده‌ايم. (جيم رآن)

دستاوردهاي بزرگ نتيجه

دستاوردهاي بزرگ نتيجه آمادگي هاي كوچك و پيش پا افتاده است. (نامشخص)

دستاوردهاي بهتر از بودن

دستاوردهاي بهتر، از بودن بهتر، به دست مي‌آيند. (جيم رآن)

دستخط هر كس هيچ گونه

دستخط هر كس هيچ گونه رابطه اي با معناي جمله هايي كه مي نويسد ندارد. (اريك نيوتن)

دسترسي به موفقيت به گونه

دسترسي به موفقيت به گونه اي است كه هر موجود زنده اي مي تواند آن را در آغوش بكشد و با اين حال، تنها معدودي…

دستيابي به آرمانها بدون

دستيابي به آرمانها، بدون تلاش و جنبش، به هيچ جا جز خواب و گمان راه نخواهد يافت. (ناتانيل براندن)

دشمن پيروزي ما چيزي جز

دشمن پيروزي ما، چيزي جز نگراني و ترس نيست! (استيو چندلر)

دشمن ابزار نابود ساختن

دشمن، ابزار نابود ساختن آدمي را در درون سراي او جست و جو مي كند. (ارد بزرگ)

دشمن دانا از دوست نادان

دشمن دانا از دوست نادان بهتر است. (مثل فارسي)

دشمن دشمن من دوست من

دشمن دشمن من، دوست من است. (نامشخص)

دشمن دوستي است كه منتظر

دشمن، دوستي است كه منتظر دوست شدن است. اين تنها اميد براي اين دنياي پُر از جنگ و ناسازگاري است. (نامشخص)

دشمن كوچك وجود ندارد

دشمن كوچك وجود ندارد. (بنجامين فرانكلين)

دشمن زرنگ و زيرك است و

دشمن زرنگ و زيرك است و در برابر خشم و حسادت او هزاران سال همچون يك پلك زدن است. (نامشخص)

دشمن کهنه را دوست نو

دشمن کهنه را دوست نو مساز زيرا دشمن کهنه مانند مار سياه است که بعد از صد سال انتقام را فراموش نکند (کورش کبير)

دشمن هرگز دوست نگردد

دشمن هرگز دوست نگردد. (ابوالفضل بيهقي)

دشمنان بسيار داريد كه

دشمنان بسيار داريد كه نمي دانند چرا دشمن شما هستند؛ همچون سگهاي ولگرد هنگامي كه رفيقشان بانگ بردارد، آنان نيز بانگ بر مي دارند. (ويليام…

دشمنان شما همه در درون

دشمنان شما همه در درون خودتان هستند. (فلورانس اسكاول شين)

دشمنان خود را دوست

دشمنان خود را دوست بداريد؛ چرا كه آنها موارد ناتواني‌تان را به شما مي‌گويند. (بنجامين فرانكلين)

دشمنانت را خوب گوش بسپار

دشمنانت را خوب گوش بسپار كه هيچ كس بهتر از آنها عيبهاي تو را گوشزد نمي كند. (بنجامين فرانكلين)

دشمنت را ببخش تا دارنده

دشمنت را ببخش تا دارنده ي يك دوست شوي. (نامشخص)

دشمني با خاندان يك

دشمني با خاندان يك بدكار، تنها نشان ترس است نه نيروي انسانهاي خردمند. (ارد بزرگ)

دشمني را با دشمني درمان

دشمني را با دشمني درمان نتوان كرد، دشمني را فقط دوستي نابود كند. (نامشخص)