در سلسله مراتب هنرها
در سلسله مراتب هنرها، اين موسيقي است كه جاي نخست را مي گيرد. (ميلان كوندرا)
در سينه ما خدايي وجود
در سينه ما خدايي وجود دارد كه نامش وجدان است. (نامشخص)
در شادي گناهي نيست
در شادي گناهي نيست. (پائولو كوئيلو)
در شگفتم كه چرا تمام
در شگفتم كه چرا تمام خوشي ها جايگزين شادي نمي شوند. (نامشخص)
در شهر بد ستم
در شهر بد، ستم فرمانروايي ميكند. (افلاطون)
در صحرا آدمها هميشه
در صحرا، آدمها هميشه آزاد هستند و از گنجهاي آشكار و ديدني، جانبداري نميكنند؛ چرا كه صحرا برهنه است و فقط ميتوان از يك گسترهي…
در صورتي مي تواني به
در صورتي مي تواني به آرزوهايت برسي كه آنها را از كُنه قلب بخواهي. (نامشخص)
در طي سالها آموختهام
در طي سالها آموختهام كه هرگاه انسان ميپندارد دري بسته شده است، بيگمان، در ديگري باز ميشود. فقط بايد مثبت باشيد، آگاه بمانيد و بنگريد…
در طبيعت و اخلاق انسان
در طبيعت و اخلاق انسان هيچ ضعف و انحرافي نيست كه با آموزش مناسب درست نشود. (فرانسيس بيكن)
در عاليترين طبقات اجتماع
در عاليترين طبقات اجتماع و همچنين در پست ترين طبقات آن، زن آلتي بيش براي كامراني نيست. (لئو نيكولايويچ تولستوي)
در عشق راستين دست كم
در عشق راستين (دست كم گاهي)، گزندي وجود ندارد و آدمي در ازاي آن، چشمداشتي ندارد و ميتواند از خود آن چيز لذت ببرد. (آبراهام…
در عشق راستين شما خير و
در عشق راستين، شما خير و نيكي ديگري را ميخواهيد، ولي در عشق رمانتيك، شما خود او را ميخواهيد. (نامشخص)
در عشق راستين كوتاهترين
در عشق راستين، كوتاهترين فاصله بسيار طولاني است و از طولاني ترين فاصله ها مي توان پل زد. (نامشخص)
در عشق زيستن بزرگترين
در عشق زيستن، بزرگترين نبرد زندگي است. عشق بيش از هر تلاش انساني ديگر، يا هر احساس عاطفي ديگر، نياز به ظرافت، انعطاف پذيري، حساسيت،…
در عشق سكوت بهتر از نطق
در عشق، سكوت بهتر از نطق و بيان، اداي مقصود مي كند. (مثل ژاپني)
در عشق شكست وجود ندارد
در عشق، شكست وجود ندارد؛ مگر آنكه بخواهيم گناه شكستمان را به پاي كسي ديگر بنويسيم. (لئوبوسكاليا)
در عشق ميتوانيم به جايي
در عشق ميتوانيم به جايي برسيم كه گذشت و چشمپوشي را رواتر از سرزنش و نكتهسنجي بدانيم. (لئوبوسكاليا)
در عشق هر كس طبعي عكس
در عشق، هر كس طبعي عكس طبع خود را ترجيح مي دهد؛ اما تنها آنجا كه دست كم اول مزاج خودش مشخص باشد. (آرتور شوپنهاور)
در عشق هيچ خطري وجود
در عشق هيچ خطري وجود ندارد. هزاران سال است كه انسانها يكديگر را جستجو كرده اند و يكديگر را يافته اند. (پائولو كوئيلو)
در عشق يك نفر به اضافه
در عشق، يك نفر به اضافه ي يك نفر مساوي يك است. (ژان پل سارتر)
در عشق يك و يك مي شود
در عشق، يك و يك مي شود يك. (ژان پل سارتر)
در علم هميشه خطا بر
در علم، هميشه خطا بر صواب مقدم است. (نامشخص)
در عمل كسي كه خود را مي
در عمل، كسي كه خود را مي گذارد تا بخورند اش، خورده مي شود و مي ميرد، بدون اينكه اثري از خود بر جاي گذارد….
در عمل ثابت شد كه گفتن
در عمل ثابت شد كه گفتن آسان و عمل دشوار است. (مارك تواين)
در غرب دلبستگي ما به
در غرب، دلبستگي ما به موفقيت باعث سست شدن ما در خطر كردن مي شود. آنچه از اين خطر كردن مي آموزيم به آن موفقيت…
در غروب جواني نفسپرستي
در غروب جواني، نفسپرستي به پايان ميانجامد؛ در زمان پيري، خدمت به مردم آغاز ميگردد. (هرمان هسه)
در فراسوي آدمي در پي
در فراسوي آدمي در پي تازيانه اي مي گردم كه او را به تلاش و تكاپويي چنين وا مي دارد. (نيكوس كازانتزاكيس)
در فرآيند پيچيدهي از
در فرآيند پيچيدهي از بين بردن يك دشواري، داشتن يك ايده، تنها، آغاز كار است. (آبراهام مازلو)
در فرآيند خودشكوفايي
در فرآيند خودشكوفايي، الگوي يك درمانگر خوب اين است كه اگر انسان شايستهاي باشد، هرگز خود و باورهايش را بر بيمارانش تحميل نكند يا تلاش…
در قانون جنگل نقش مقام
در قانون جنگل، نقش مقام و دارايي، روشن است. (ديويد كيتس)
در فرهنگي كه مدالهاي
در فرهنگي كه مدالهاي طلاي فردي را ستايش مي كنند و شخص به جاي پذيرفتن مسئوليت، براي حقوق خود مي جنگد، مردم به طور رايج…
در قانون هستي شادي
در قانون هستي، شادي، آرامش و آزادي زماني تحقق مي يابند كه آنها را ببخشيم. (رالف والدو امرسون)
در قبال پدر و مادر خود
در قبال پدر و مادر خود، كمي احترام و بخشندگي داشته باشيد. (ريچارد تمپلر)
در قلمرو دانش يقين و
در قلمرو دانش، يقين و اعتقادهاي بي چون و چرا جايي ندارند. (نيچه)
در كار يك سياستمدار عشق
در كار يك سياستمدار، عشق بايد نقطه يا نشانه هر هدف باشد. (نامشخص)
در كارنامه زندگي من چيز
در كارنامه زندگي من چيز برجسته يا درخشاني نيست، جز شايد يك مورد و آن اينكه آنچه را به انجام آن باور دارم، انجام مي…
در كارهاي دشوار نشاط
در كارهاي دشوار، نشاط بسيار وجود دارد. (لويي پاستور)
در كسب دارايي نقش عشق
در كسب دارايي، نقش عشق، مهرورزي و شادي و لذت بيش از كار كردن است. (ديويد كيتس)
در كردار گفتار و رفتار
در كردار، گفتار و رفتار با دوستان، روراست باشيد. (پرمودا باترا)
در كشور من هر كس مي
در كشور من هر كس مي تواند به سبك خويش مورد رحمت قرار گيرد. (فردريك كبير)
در كلاسهاي عادي بچهها
در كلاسهاي عادي، بچهها بسيار زود ياد ميگيرند كه پاداش آفرينش، تنبيه است، در حالي كه تكرار پاسخي كه از بر كردهاند، پاداش در بر…
در كنار كساني كه دوست
در كنار كساني كه دوست شان داريد، شاد و سرحال باشيد. (ريچارد تمپلر)
در كنار نردباني كه تا
در كنار نردباني كه تا ستاره ها بالا مي رود، از انبوه آرزومندان خبري نيست؛ دشواري كار از شمار مشتاقان كاسته است. (كريستين بوبن)
در كنارمان دلبر هست و
در كنارمان دلبر هست و اگر نيست، در سفر رسيدن به اويم؛ پس تنهايي وجود ندارد. (ارد بزرگ)
در كوره ي شعله ور زندگي
در كوره ي شعله ور زندگي، نيكبختي ما پرداخته مي شود. (هنري وادزورث لانگفلو)
در كوهستان كوتاهترين راه
در كوهستان كوتاهترين راه از قله اي به قله ديگر است، اما براي گذشتن بايد پاهايي دراز داشت. (نيچه)
در گذشته حقيقت به
در گذشته، “حقيقت” به گونه و مفهومي ديگر بود، زيرا ديوانه اي ترجمان حقيقت بود. (نيچه)
در گذشته انسان مي خواست
در گذشته انسان مي خواست شهرت پيدا كند، اما امروز اين كار ديگر كافي نيست، زيرا بازار بيش از حد گسترده شده است. (نيچه)
در گذشته تغيير انسانها
در گذشته، تغيير، انسانها را تحت فشار چنداني قرار نمي داد، اما آهنگ كنوني تغيير چنان عظيم است كه تأخير در پاسخ به آن ممكن…
در گذشته مردم به كسب
در گذشته، مردم به كسب دانش مي پرداختند تا خود را به درجه كمال برسانند. امروزه دانش را براي اين فرا مي گيرند كه ديگران…
در گذشته زندگي نكنيد از
در گذشته زندگي نكنيد، از زندگي در آينده بپرهيزيد و ذهن خودتان را در همين امروزي كه از آن شماست، متمركز كنيد. (استيو چندلر)
در گستره ي اخلاق دست
در گستره ي اخلاق، دست بالا را داشته باشيد. (ريچارد تمپلر)
در گفتگو با آدمهاي عامي
در گفتگو با آدمهاي عامي و ميان مايه، مي بايد اين را بفهميم كه با چشمهاي بسته ي متفكر بيانديشيم، تا به عوامانه و ميان…
در گورستان امنيت فراوان
در گورستان، امنيت فراوان است، من در به در دنبال حادثه و فرصت مي گردم. (نامشخص)
در گفتگوي درازدامنه تر
در گفتگوي درازدامنه تر، فرزانه ترين كس نيز يكباره ديوانه مي شود و سه باره، نابخرد. (نيچه)
در لحظه اي كه ما ايمان
در لحظه اي كه ما ايمان خود را به يكديگر از دست مي دهيم، دريا ما را به كام خود فرو مي برد و نور…
در لذتي كه آميخته به
در لذتي كه آميخته به فساد است، خوشحال نباشيد و [ به اين ] فكر كنيد كه لذت نمي ماند و فساد مي ماند. (سقراط)
در مجازات مردم کينه
در مجازات مردم کينه مورز (کورش کبير)
در مجالس در صدر منشين
در مجالس در صدر منشين تا تو را از آنجا بلند نکنند و به جاي پايين تري بنشانند (کورش کبير)
در مدتي كوتاهتر از يك
در مدتي كوتاهتر از يك فرياد همه چيز در زندگي [ انسان ] تغيير مي كند، پيش از آنكه حتي به موقعيت جديدش عادت كند….
در مدارس اندك نشاني از
در مدارس، اندك نشاني از آموزش انديشه كردن نمي توان يافت؛ حتي در دانشگاه ها؛ حتي در ميان شناخته ترين فيلسوفان؛ آري مي بينم كه…
در مدرسه به ما سواد مالي
در مدرسه به ما سواد مالي ياد ميدهند. كار و زمان زيادي ميبرد تا ديدگاه خود را تغيير دهيد و از نظر مادي باسواد شويد….
در مرداب دروغ چيزي جز
در مرداب دروغ چيزي جز ماهيهاي مرده شناور نيست. (مثل روسي)
در مردم داري هيچ نشاني
در مردم داري هيچ نشاني از نفرت انساني نيست، اما به همين دليل هم تحقير انسانها بسيار است. (نيچه)
در مركز هر قلبي يك اتاق
در مركز هر قلبي يك اتاق ضبط وجود دارد، تا زماني كه اين اتاق، پيامهاي زيبايي، اميد، سرور و تشويق دريافت كند، جوان ميمانيد. (نامشخص)
در مسير رسيدن به اهداف
در مسير رسيدن به اهداف خود، اگر با بازدارنده اي روبرو شديد، مسير حركت خويش را دگرگون سازيد، نه هدفتان را. (زيگ زيگلار)
در مسير كاميابي چيزهاي
در مسير كاميابي، چيزهاي زيادي وجود دارند كه به شما كمك مي كنند، ولي هيچ چيز به اندازه ي شور و شوق، شما را به…
در مسير كشف هوش نقش
در مسير كشف، هوش، نقش زيادي ايفا نميكند. جهشي در هشياري ايجاد ميشود كه ميتوانيد آن را شم و شهود يا آرزو نام نهيد؛ آن…
در مسير هر موفقيت بزرگ
در مسير هر موفقيت بزرگ، دشواريها و ناكامي هاي بزرگي قرار دارد. (آنتوني رابينز)
در معبر عام مجادله نکن
در معبر عام مجادله نکن (کورش کبير)
در مقابل همه چيز مي توان
در مقابل همه چيز مي توان مقاومت كرد جز نيكي و خوبي. (ژان ژاك روسو)
در مكتب فقر و تنگدستي چه
در مكتب فقر و تنگدستي چه بسا به دليل عواطف و احساسات، فعاليتهاي نويسندگان، شعرا و مخترعان نامدار پرورش يافته است. بيشتر بزرگان علم فرزندان…
در منظره ي اشياه چيزي
در منظره ي اشياه چيزي است كه خرد را از درون روح بر مي انگيزد. (والت ويتمن)
در منطق هرگز چيز غير
در منطق هرگز چيز غير منتظره اي نمي تواند وجود داشته باشد. (ويتگنشتاين)
در مهماني آدم خسيس همه
در مهماني آدم خسيس همه مي خورند و در دل به ميزبان ناسزا مي گويند. (مثل فرانسوي)
در مورد آنچه در ذهن خود
در مورد آنچه در ذهن خود داريد، احساس مسئوليت داشته باشيد تا بتوانيد از يك ذهن مثبت و بزرگ برخوردار شويد. (استيو چندلر)
در مورد همه ي نو آوريها
در مورد همه ي نو آوريها و خلاقيت ها يك حقيقت ابتدايي وجود دارد: از لحظه اي كه شخص به طور قطع مصمم به كاري…
در مورد جمعيت مردم نگران
در مورد جمعيت مردم نگران نباش؛ تا زماني كه نخواهي نمي توانند تو را لمس كنند. (ريچارد باخ)
در موسيقي نت ها مانند
در موسيقي، نت ها مانند كلمات مفهوم مشخصي دارند، اما ترجمه و تفسير آنها غير ممكن است. (نامشخص)
در ميان آتش و زنها
در ميان آتش و زنها افتادن هر دو يکي است. (نامشخص)
در ميان آدميان هيچ عامي
در ميان آدميان هيچ عامي گرايي اي بزرگتر از مرگ نيست؛ زاده شدن در اين مرتبه مقام دوم را دارد، زيرا همه ي آنها كه…
در ميان جانداران هيچ
در ميان جانداران، هيچ حيواني كه براي كبوتر شدن به دنيا آمده، كركس نخواهد شد؛ مگر انسان كه كبوتر زاده مي شود و ممكن است…
در ميان امواج در جاده
در ميان امواج، در جاده هاي پر فراز و نشيب و در درياها به دنبال خوشبختي مي دويم، در حالي كه خوشبختي همين جاست. (هوراس)
در ميان اندوه و خطا و
در ميان اندوه و خطا و غم، شبنم جواني را در دل خود نگهدار و بر لبان خود لبخند حقيقت را. (هنري وادزورث لانگفلو)
در ميان كشورهاي
در ميان كشورهاي استبدادي، بينواتر از همه آن كشوري است كه پادشاهش تاجر باشد. (منتسكيو)
در ميان مردم كوچك دروغ
در ميان مردم كوچك دروغ بسيار است. (نيچه)
در ميان مردمان فهميده
در ميان مردمان فهميده، استوارترين اساس زناشويي، دوستي و رفاقت است؛ اشتراك در علايق يكديگر و توانايي در به سامان رساندن باورها و درك انديشه…
در ميان ملكات ذهني
در ميان ملكات ذهني، حافظه بيش از همه مي شكفد و پيش از همه مي ميرد. (كولتون)
در ميان نابينايان آن كس
در ميان نابينايان، آن كس كه درازترين گوشها را دارد، پادشاه است. (نيچه)
در ميان نمايشنامه
در ميان نمايشنامه نويساني كه از استعدادي برابر برخوردارند، آنان كه خود از نظر عاطفي حساس تر هستند، متقاعد مؤثرترند؛ كسي كه خود افسرده است…
در ميان همه رنجها و
در ميان همه رنجها و مصيبت ها تنها ياد خداوند انسان را آرامش مي بخشد. (نامشخص)
در ناسازگاري ها با افراد
در ناسازگاري ها با افراد مورد علاقه ات، تنها به وضعيت كنوني بپرداز، گذشته را بزرگ نكن. (دالاي لاما)
در نثر لطافت لرزاني
در نثر، لطافت لرزاني وجود دارد كه بازيگري بزرگ با آن كلمه را در ماده ي هماهنگ اندامش به راز غير قابل درك آفريدگان مبدل…
در نزد خردمندان چهار چيز
در نزد خردمندان چهار چيز بر پادشاهان عيب است : ترسيدن در ميدان جنگ، گريز از بخشندگي، خوار داشتن راي خردمندان، شتابزدگي و ناآرامي و…
در نخستين روزهاي به ظاهر
در نخستين روزهاي به ظاهر آسودهي پس از زايش يك كودك، انسان دوباره آن حلقهي جادويي بسته را در مييابد؛ آن حس معجزهآسا را كه…
در نظام ديكتاتوري
در نظام ديكتاتوري، دارايي يكي از امور برازنده است. در نظام دموكراسي، دارايي تنها امر برازنده است. (آناتول فرانس)
در نظر خردمند شادي اي كه
در نظر خردمند شادي اي كه غم در پي دارد بي ارزش است. (بزرگمهر)
در نظر مردم سخن سنج
در نظر مردم سخن سنج، ارزش سخن بيش از گنج است. (بزرگمهر)
در نظر من پرورش كودك
در نظر من، پرورش كودك، كاري صرفاً از روي عشق و حس انجام وظيفه نيست؛ بلكه حس مسئوليتي است كه به اندازهي ساير وظايف شايستهي…
در نمايشهاي معنا باختگي
در نمايشهاي معنا باختگي هرگز نمي توان به نتيجه يا راه حلي رسيد، زيرا اين نمايشنامه ها اساساً ماهيتي دوراني و تكراري دارند. (نامشخص)





