در برابر يورش خنده هيچ
در برابر يورش خنده، هيچ امري نميتواند پايداري كند. (مارك تواين)
در برخورد با هر گونه
در برخورد با هر گونه نگراني، بيدرنگ از خودتان بپرسيد: “كوچكترين كاري كه بايد هم اكنون انجام بدهم، چيست؟”، سپس، بيدرنگ آن كار را انجام…
در برخورد با يك مسئله
در برخورد با يك مسئله يكي مي گويد: “من تسليم شدم”، در حالي كه ديگري در برخورد با همين مسئله ممكن است بگويد: “عجب فرصت…
در برخي از موارد فريب
در برخي از موارد، فريب خوردن بهتر از بي اعتمادي است. (نامشخص)
در برف سپيدي آشكار است
در برف، سپيدي آشكار است. آيا تن به آن مي دهي؟ بسياري با نمايي سپيد، در ژرفناي [ وجود ] خود نيستي را پرورش داده…
در بسياري از زمانها
در بسياري از زمانها، پيرمردان بهتر از جوانان، راه و رسم فرمان دادن و اداره كردن را مي دانند. (آندره موروا)
در برف سپيدي پيداست
در برف، سپيدي پيداست. آيا تن به آن مي دهي؟ بسياري با نماي سپيد نزديك مي شوند كه در ژرفناي خود، نيستي به همراه دارند….
در بطن هر اشتباه حقيقتي
در بطن هر اشتباه، حقيقتي نهفته است. (نامشخص)
در بسياري از موارد اگر
در بسياري از موارد، اگر كاري را به دقت مانند گذشته انجام دهيم برايمان راحت تر است. اما آنچه آسان تر است بيشتر وقتها از…
در بطن هر بدبختي و حادثه
در بطن هر بدبختي و حادثه ي ناخوشايند، دانه اي است كه روزي به ثمر رسيده و فوايد بسيار به بار خواهد آورد. (آنتوني رابينز)
در بهار از قالب نرم
[ در بهار ] از قالب نرم خاك نهال نيرو مي گيرد و مي رويد و درخت خميده از نو جان مي يابد؛ هر چند…
در بيشتر زمانها اگر
در بيشتر زمانها، اگر ذرهاي خواهان بخشيدن باشيم، بيش از آنكه به رويا ديدهايم، به دست خواهيم آورد. (لئوبوسكاليا)
در به كار بردن كلمه ها
در به كار بردن كلمه ها دقت كنيم. چون ممكن است يك كلمه ما را عاقل و كلمه ديگر ما را كم عقل جلوه دهد….
در بيشتر زمانها به اين
در بيشتر زمانها به اين دليل كه خوشبختي را نمي شناسيم، وسيله بدبختي خود را فراهم مي آوريم. (لرد آويبوري)
در بيشتر موارد تنها عشق
در بيشتر موارد، تنها عشق است كه تفاوت ميان پيروزي و شكست را تعيين مي كند. (زيگ زيگلار)
در بيشتر موارد چنين به
در بيشتر موارد چنين به نظر مي رسد كه حتي مرگ نيز به قدرت اراده و خواست ما بستگي دارد. (مثل آلماني)
در بين همهي انسانهايي
در بين همهي انسانهايي كه از روز ازل، چشم به جهان گشودهاند، فقط افرادي كه روزهاي گذران زندگي را با ياد گذشته هدر ندادهاند، آمرزيده…
در بين مردم ما كم نيستند
در بين مردم ما كم نيستند كساني كه به وجود كشورمان افتخار مي كنند. اما ما در تلاشيم نسلي از مردمي را بسازيم كه كشورمان…
در بينوايي همچنان كه در
در بينوايي همچنان كه در سرما نيز ديده مي شود، افراد به يكديگر فشرده مي گردند. (ويكتور هوگو)
در بين هنرها موسيقي بيش
در بين هنرها موسيقي بيش از همه در عواطف انسان تاثير دارد. يك سمفوني در هر مايه از دست يك استاد، بدون شك بيشتر از…
در بين تمامي مردم تنها
در بين تمامي مردم تنها عقل است كه عادلانه تقسيم شده، زيرا همه فكر مي كنند به اندازه كافي عاقلند. (دكارت)
در پاره اي از موارد عشق
در پاره اي از موارد، عشق با احساسي كاملاً متفاوت در هم مي آميزد؛ يعني رفاقت حقيقي. (آرتور شوپنهاور)
در پايان زندگي از روي
در پايان زندگي، از روي تعداد مدرك هايي كه گرفته ايم، ميزان مالي كه اندوخته ايم و كار هاي بزرگي كه به انجام رسانده ايم،…
در پژوهش بر روي يك اثر
در پژوهش بر روي يك اثر خوب، نيرويي نهفته است كه شما را وا مي دارد همچون نويسنده بينديشيد. (آنتوني رابينز)
در پايان نتيجه ي كنش
در پايان، نتيجه ي كنش هايمان به خودمان باز مي گردد. (نامشخص)
در پس هر دارايي گزاف
در پس هر دارايي گزاف، جنايتي بزرگ نهفته است. (ديويد كيتس)
در پس انديشه ها و احساس
در پس انديشه ها و احساس هايت فرمانروايي قدرتمند ايستاده است، دانايي ناشناس كه نام اش خود است. او در تن تو خانه دارد: او…
در پشت هر كاميابي بزرگي
در پشت هر كاميابي بزرگي، جرياني از دانشآموختگي، آموزش، تمرين، نظم [=ساماندهي] و فداكاري وجود دارد؛ بايد خواهان پرداخت بهاي آن باشيد. (جك كانفيلد)
در پشت هر كتاب انساني
در پشت هر كتاب انساني نهفته كه آن را رقم زده است. (ري بردبري)
در پشت همه موفقيت هاي
در پشت همه موفقيت هاي كنوني من، قدرتي است كه از درونم سرچشمه مي گيرد؛ نيرويي است كه در همه ما وجود دارد. من گمان…
در پشت هيچ در بسته اي
در پشت هيچ در بسته اي ننشينيد به اميد اينكه روزي باز شود، [ بلكه ] در ديگري را جستجو کنيد و اگر نيافتيد، همان…
در پنجاه سال نخست زندگي
در پنجاه سال نخست زندگي مراقب شكم خود باشيد تا در پنجاه سال ديگر، شكم از شما مراقبت كند. (نامشخص)
در پهنه ي زندگي بايد با
در پهنه ي زندگي، بايد با ساز زندگي پايكوبي كرد. (فلورانس اسكاول شين)
در پهنه پندار و ربودگي
در پهنه پندار و ربودگي خيال، فراتر از پيروزيهاي خود و فروتر از شكستهاي خود نرويد. (جبران خليل جبران)
در پي برقي كه در آسمان
در پي برقي كه در آسمان شانس زده مي شود، ابر تيره را هم در انتظار داشته باش. (مثل مجارستاني)
در پي كسب سرافرازي
در پي كسب سرافرازي باشيد، نه تباهي. (ريچارد تمپلر)
در پي هر دانشي انديشه
در پي هر دانشي، انديشه اي نهفته است. (وين داير)
در پي كسي باشيد كه شما
در پي كسي باشيد كه شما را به سبب تفاوت [=ديگرگوني]هايتان دوست بدارد، نه به رغم [=برخلاف] آنها. (لئوبوسكاليا)
در تاريخي كه خوبي
در تاريخي كه خوبي، مرواريد كميابي است، كسي كه خوب بوده است از كسي كه بزرگ بوده است، كمابيش، پيش ميافتد. (ويكتور هوگو)
در تحلیل نهایی
) … در تحليل نهايي، صفت مشترك همه آدمهاي موفق، توانايي آنها در پذيرش مسئوليت است. (نامشخص)
در تشويق و ستايش هميشه
در تشويق و ستايش، هميشه گونه اي صدا وجود دارد؛ حتي زماني كه خودمان را تشويق و ستايش مي كنيم. (نيچه)
در ترويج دانش و هنر
در ترويج دانش و هنر بكوشيد تا مردم با استعداد تباه نشوند. (نامشخص)
در تصور من زندگي مانند
در تصور من زندگي مانند نقطه اي روشن در تاريكي است. (نامشخص)
در تكاپو تا بهتر از آن
در تكاپو، تا بهتر از آن باشيم كه هستيم؛ بهتر از اين شيوه اي براي زيستن نيست. (سقراط)
در تعليم و تربيت ذهن به
در تعليم و تربيت، ذهن به تدريج از تجربه هاي علمي به نظريه هاي عقلاني، تجربه معنوي و سپس به سوي خدا رهسپار مي شود….
در تمام دوران طولاني
در تمام دوران طولاني تاريخ بشر چيزي وحشتناك تر از احساس تنهايي وجود نداشته است. (نيچه)
در تن نحيف مي تواند
در تن نحيف مي تواند انديشه اي بزرگ مسكن گيرد. (بودا)
در تمام مدت زندگي تنها
در تمام مدت زندگي تنها بوده ام، به همين دليل كاملاً خودم را مي شناسم. پس وقتي به خودم نگاه مي كنم همه ي چيزي…
در تنهايي مرگ هيچ چيز
در تنهايي مرگ، هيچ چيز از چشم نميافتد. (آنتوان دوسنت اگزوپري)
در تنهايي صداها طنين
در تنهايي، صداها طنين ديگري دارند. (نيچه)
در تو دو صفت است كه
در تو دو صفت است كه خداوند آنها را دوست دارد: بردباري و تأنّي (نامشخص)
در تئوري اگر به انسان
در تئوري، اگر به انسان در برابر اعمالش مسئوليت بدهيد، در آن صورت حق انتخاب دارد كه بپذيرد يا نپذيرد. (نامشخص)
در جاده ي برتري جويي
در جاده ي برتري جويي، محدوديتي براي سرعت وجود ندارد. (نامشخص)
در جامعه اي كه كارها
در جامعه اي كه كارها برحسب استعداد تقسيم نشود، در حقيقت همه بيكارند. (فرانسوا ولتر)
در جامعه سطح بالا هيچ
در جامعه سطح بالا هيچ گاه آنگونه كه منطق ناب مي خواهد، نبايد ادعا كرد كه تنها ما به طور كامل حق داريم. (نيچه)
در جاي خودت بنشين كسي
در جاي خودت بنشين؛ كسي بلندت نخواهد كرد. (مثل آمريكايي)
در جايي كه فقط يك ديوانه
در جايي كه فقط يك ديوانه وجود دارد، همه بيگمان ميدانند كه ديوانه نيستند. (كريستين بوبن)
در جريان آب مي توان بي
در جريان آب مي توان بي حركت ماند، اما در دنياي مردان هرگز. (مثل ژاپني)
در جدال با دنيا يار
در جدال با دنيا، يار دنيا باش. (فرانتس كافكا)
در جريان زندگي روزانه
در جريان زندگي روزانه، بايد راهي براي شادي بخشيدن به روح آفريننده ي خود بيابيم. (نامشخص)
در جستجوي خرسندي هميشگي
در جستجوي خرسندي هميشگي بودن، همانند آب در هاون كوبيدن است. (آبراهام مازلو)
در جستجوي قهرمان نباشيد
در جستجوي قهرمان نباشيد، بلكه خود قهرمان بشويد. (آنتوني رابينز)
در جستجوي گناهكار در
در جستجوي گناهكار در ستارگان نباشيد، سبب در خود ماست. (ويليام شكسپير)
در جستجوي نور باش نور
در جستجوي نور باش، نور را خواهي يافت. (نامشخص)
در جنگ اگر مسئوليتي به
در جنگ اگر مسئوليتي به عهده تست بسيار مواظب باش (کورش کبير)
در جنگ بعدي كساني كه
در جنگ بعدي كساني كه زنده مانده اند به حال رفتگان رشك [ =حسادت ] خواهند برد. (نامشخص)
در جهان باارزشترين
در جهان، باارزشترين چيز، زمان است؛ مانند تيري كه از چلهي كمان رها ميشود و هرگز برنميگردد. (كيم وو چونگ)
در جهان تنها كسي پيروز
در جهان تنها كسي پيروز مي شود كه به اميد ديگران ننشيند و همه چيز را از خود بخواهد. (فريدريش شيلر)
در جهان ديوان سالارانه ي
در جهان ديوان سالارانه ي كارمند، اثري از ابتكار، نوآوري و آزادي عمل در ميان نيست، تنها چيزي كه وجود دارد دستورها و مقررات است…
در جهان چيزي برتر از
در جهان، چيزي برتر از محبت نمي بينم. (لودويگ وان بتهوون)
در جهان ذهن ما ارواحي
در جهان ذهن، ما ارواحي جدا از جسم و آزاد از قانون و عسرت و اضطراب هستيم. بنابراين در زمين مسرتي وجود ندارد كه با…
در جهان روشنايي هايي
در جهان، روشنايي هايي وجود دارد كه در عميق ترين ظلمات نهانند. (گاندي)
در جهان هيچ عيبي آدمي را
در جهان هيچ عيبي آدمي را شرمگين تر از آن نمي كند كه ديگران دروغش را كشف كنند. (فرانسيس بيكن)
در جهان واقعي پس از
در جهان واقعي، پس از اراده حيات، اين عشق است كه خود را به عنوان قويترين و فعال ترين همه ي محركها به نمايش مي…
در جواني آنگاه كه
در جواني آنگاه كه روياهايمان با تمام قدرت در ما شعله ورند، خيلي شجاعيم، اما هنوز راه مبارزه را نمي دانيم. وقتي پس از زحمات…
در جواني دوست نداشتن
در جواني، دوست نداشتن، نشانه ي بدي است؛ روح سالم هميشه يك نفر دوست را كه سزاوار باشد ديدار خواهد كرد. (نامشخص)
در جوهر چيزها چنين نهاده
در جوهر چيزها چنين نهاده اند كه از ثمره ي هر توفيقي، هر چه باشد، چيزي پديد آيد كه مبارزه ي عظيم تري را واجب…
در حال رقص هم مي توان به
در حال رقص هم مي توان به جلو رفت. (مثل فرانسوي)
در حالي كه قدم مي زنم
در حالي كه قدم مي زنم، به مسير ژرف تري توجه مي كنم. ناگهان تمام نياكان خود را پشت سرم مي يابم. آنها مي گويند،…
در حد كسي كه به شما
در حد كسي كه به شما اهانت كرده، خود را پايين نياوريد؛ در بلندي بايستيد تا سنگها نتوانند به شما آسيب برسانند. (پرمودا باترا)
در حفظ دين بکوش زيرا
در حفظ دين بکوش زيرا سعادت روحاني از آن برسد (کورش کبير)
در حقيقت بيهوده گويي ها
در حقيقت، بيهوده گويي ها و ضعفها به آساني مورد تقليد قرار گرفته و نياز چنداني به تمرين قبلي نيست. (نيچه)
در حقيقت تنها يك چيز
در حقيقت، تنها يك چيز لازم است و آن اينكه انسان با توسل به هر نوع هنر يا شعري به خرسندي و ارضاي خود دست…
در حقيقت عشق نوعي
در حقيقت، عشق، نوعي قدرداني و درك ارزشهاي طرف مقابل است. (نامشخص)
در حقيقت زيبايي آن است
در حقيقت، زيبايي آن است كه به انسان برتري بخشد. (نامشخص)
در حقيقت عشق مطلقاً
در حقيقت، عشق مطلقاً همان غريزه جنسي است منتها در شكلي سركش تر، ويژه و شايد اگر دقيقش را بخواهيم، آشكارتر. (آرتور شوپنهاور)
در حقيقت موفقيت نتيجه ي
در حقيقت، موفقيت نتيجه ي يك درصد كار است كه خود از 99 درصد خطا به وجود آمده است. (نامشخص)
در حقيقت محنت و رنج
در حقيقت، محنت و رنج، اولين شرط و اساس هستي است. (آرتور شوپنهاور)
در حقيقت غيبت تجلي رشك
در حقيقت، غيبت تجلي رشك و نفرت فرو خورده ي گروههاي محروم اجتماعي است. (نيچه)
در حقيقت هيچ چيزي براي
در حقيقت، هيچ چيزي براي فرمانبران و زيردستان آنقدر باعث دلسردي و دلسوختگي از كار نمي شود كه داشتن يك مدير سست عنصر و دو…
در حقيقت نكته جالب هر
در حقيقت نكته جالب هر نظريه، همان كمترين محركي است كه مي توان بر آن اساس اين نظريه را مردود شمرد. (نيچه)
در حقيقت والاترين چيز
در حقيقت، والاترين چيز در ادبيات، بحث پيرامون ادبيات است. (گابريل گارسيا ماركز)
در خواب يا رؤيايي جالب
در خواب، يا رؤيايي جالب ببين يا اصولاً رؤيا نبين؛ به همين ترتيب بايد بيداري صحيح را بياموزيم، يعني بايد تنها براي دليلي جالب بيدار…
در خواب مي تواني نيروي
در خواب مي تواني نيروي روان خويش را بنگري. (ارد بزرگ)
در حيرتم كه وجود ناچيز
در حيرتم كه وجود ناچيز خودم را در مقابل عظمت آفريدگان و اين دنياي بزرگي كه در آن زندگي مي كنم، به چه تشبيه كنم….
در حقيقت يكي از
در حقيقت، يكي از تفاوتهايي كه بين پيروان و رهبران وجود دارد، عملكرد است. (جان ماكسول)
در خاموش ترين گاه
در خاموش ترين گاه [ =زمان ] شب است كه شبنم بر سبزه فرو مي نشيند. (نيچه)
در خوردن خوشه هاي انگور
در خوردن خوشه هاي انگور هميشه بايد از دانه هاي بهتر آغاز كرد. (نامشخص)
در دراز مدت هيچ نيرويي
در دراز مدت هيچ نيرويي نمي تواند در برابر فرهنگ و هنر ايستادگي كند. (ارد بزرگ)
درِ دانش را استوار كنيد
درِ دانش را استوار كنيد كه در آن شكيبايي است . (عيسي عليه السلام)





